eitaa logo
منطقه گچسر
2.3هزار دنبال‌کننده
11.1هزار عکس
836 ویدیو
9 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اجرای شیار لرزاننده رامبل ،پاکسازی تونل و جاده ،نصب تابلو و سرعت گیر در محور کرج به کندوان حوزه راهداری گچسر کانال منطقه گچسر @S_azhir telegram.me/gachsar https://eitaa.com/gachsar1
آخرین وضعیت ترافیکی و جوی محور کندوان: - ترافیک سنگین در محور کندوان مسیر (جنوب به شمال) حدفاصل پل زنگوله تا سیاه بیشه - ترافیک سنگین در آزادراه تهران - شمال مسیر (جنوب به شمال) محدوده انتهای آزادراه - تردد روان در آزادراه تهران – شمال و محور چالوس مسیر (شمال به جنوب) - ضمنا محورهای فوق فاقد مداخلات جوی می باشند. 22 مرداد ماه 1405 ساعت 08:20 کانال منطقه گچسر @S_azhir telegram.me/gachsar https://eitaa.com/gachsar1
منطقه گچسر
رستم با دیدن این صحنه، با رضایت جان می‌دهد و می‌گوید: «سپاس خدای را که در دم مرگ نیز، توانستم انتقام
بازخوانی نگاه شاهنامه فردوسی به خیانت به وطن به قلم مرتضی سبحانی نیا حکایت چهارم: جمشید؛ آنگاه که «غرور»، دروازه‌ی ورود اهریمن می‌شود قصه جمشید، پادشاه اساطیری ایران، با دیگر داستان‌های خیانت یک تفاوت بنیادین دارد. در اینجا، خائن، یک فرد خارجی یا یک توطئه‌گر داخلی نیست. خائن، خودِ پادشاه است. جمشید به ایران خیانت می‌کند، نه با فروختن خاک یا همکاری با دشمن، بلکه با چیزی بسیار ظریف‌تر و خطرناک‌تر: با «غرور» و «خودخداپنداری». داستان او، هشداری است ابدی به تمام رهبران و نخبگان یک ملت، که بزرگترین دشمن یک سیستم موفق، موفقیت بیش از حد و غروری است که از آن زاده می‌شود. جمشید، قهرمان تراژدیِ فراموشی است؛ فراموشی اینکه قدرت و فرهی، امانتی است از سوی ایزد، نه ملک شخصی او. دوران پادشاهی جمشید، دوران طلایی ایران باستان است. او هفتصد سال سلطنت می‌کند و در این مدت، تمدن را به اوج خود می‌رساند. او به مردم ساختن سلاح، پوشیدن لباس، بنا کردن خانه‌ها و استخراج گوهرها را می‌آموزد. او پزشکی و درمان بیماری‌ها را بنیان می‌گذارد. او جهان را به چهار طبقه اجتماعی (روحانیون، جنگاوران، کشاورزان و صنعتگران) تقسیم می‌کند تا هر کس به کاری مشغول باشد. در دوران او، مرگ، بیماری، فقر و رنج از میان می‌رود. ایران به یک بهشت زمینی تبدیل می‌شود که در آن، دیوان به خدمت انسان‌ها درآمده‌اند و مردم در آسایش و رفاه کامل زندگی می‌کنند. این دوره، نماد یک «آرمان‌شهر» است که در آن، خرد و قدرت در هم آمیخته و نتیجه‌اش، سعادت مطلق برای جامعه است. جمشید، با دیدن این همه شکوه و دستاورد، به تدریج دچار آفتی می‌شود که بسیاری از قدرتمندان را به زمین زده است: «کبر و غرور». او بر تختی می‌نشیند که دیوان آن را به آسمان می‌برند. او جشنی به نام «نوروز» را بنیان می‌گذارد که نماد آغاز بهار و نو شدن جهان است. اما در اوج این قدرت، او دچار یک خطای محاسباتی مرگبار می‌شود. او به جای آنکه این همه موفقیت را نتیجه‌ی لطف ایزدی و همکاری مردم بداند، همه را به حساب نبوغ و توانایی منحصربه‌فرد خود می‌گذارد. نقطه عطف داستان، روزی است که جمشید بزرگان کشور را جمع می‌کند و برای آن‌ها خطبه‌ای می‌خواند که در واقع، اعلام خیانت او به پیمان الهی است. او می‌گوید: «هنر در جهان از من آمد پدید / جز از خود جهان‌دار دیگر که دید؟ / جهان را به خوبی من آراستم / چنان است گیتی کجا خواستم / خور و خواب و آرامتان از من است / همان کوشش و کامتان از من است / … / مرا خواند باید جهان‌آفرین». این سخنان، یک زلزله در عالم معناست. جمشید با این ادعا، «فره ایزدی» را که دلیل اصلی موفقیت‌هایش بود، از خود دور می‌کند. فره ایزدی، در اساطیر ایران، یک موهبت الهی است که به پادشاهان شایسته عطا می‌شود و نماد مشروعیت، خردمندی و توانایی اداره کشور است. وقتی جمشید خود را «جهان‌آفرین» می‌خواند، در واقع به منبع اصلی قدرت خود پشت می‌کند. او فراموش می‌کند که یک «امانت‌دار» است و خود را «مالک» جهان می‌پندارد. این بزرگترین خیانت یک رهبر است: خیانت به اصلی که او را به آن جایگاه رسانده است. به محض اینکه این کلمات از دهان جمشید خارج می‌شود، فره ایزدی از او جدا می‌گردد و جهان وارد دورانی از تاریکی و آشوب می‌شود. مردم که تا دیروز او را می‌ستودند، با شنیدن این ادعای کفرآمیز، از او روی‌گردان می‌شوند. شکوه و آبادانی جای خود را به ترس و تفرقه می‌دهد. ایرانیان که از پادشاه مغرور خود ناامید شده‌اند، به دنبال یک رهبر جدید می‌گردند. اینجاست که دروازه‌های ایران به روی بزرگترین دشمن، یعنی «اهریمن»، باز می‌شود. در آن سوی مرزها، در سرزمین تازیان، مردی به نام ضحاک، که نماد کامل شر و تباهی است، با فریب اهریمن، پدر خود را کشته و به قدرت رسیده است. ایرانیان ناراضی، به نزد او می‌روند و از او می‌خواهند که به ایران بیاید و آن‌ها را از دست جمشید نجات دهد. آن‌ها به امید «رهایی»، خود با دستان خود، یک مار به دوش را به پادشاهی دعوت می‌کنند. ضحاک با سپاهی عظیم به ایران حمله می‌کند. جمشید، که دیگر فره ایزدی و حمایت مردم را با خود ندارد، توان مقابله با او را نمی‌یابد. او از تخت پادشاهی فرار می‌کند و صد سال در جهان آواره و سرگردان است. سرانجام، سپاهیان ضحاک او را در کنار دریای چین پیدا می‌کنند و او را با اره به دو نیم می‌کنند. مرگی چنین فجیع، پایانی است بر زندگی پادشاهی که روزی جهان را به بهشت تبدیل کرده بود. با مرگ جمشید و به قدرت رسیدن ضحاک، دورانی هزار ساله از ستم، تاریکی و وحشت بر ایران حاکم می‌شود. در این دوران، جوانان ایران، یکی پس از دیگری، قربانی مارهای روی دوش ضحاک می‌شوند و خردمندی و آبادی، جای خود را به جهل و ویرانی می‌دهد.
منطقه گچسر
رستم با دیدن این صحنه، با رضایت جان می‌دهد و می‌گوید: «سپاس خدای را که در دم مرگ نیز، توانستم انتقام
ای هم میهن نیکو!  داستان جمشید، هشداری است درباره‌ی «خیانت از موضع قدرت». این داستان به ما می‌آموزد که «دشمن درون»، همیشه یک نیروی مخالف و معترض نیست. گاهی، دشمن درون، خودِ سیستم حاکم است که به دلیل موفقیت‌هایش، دچار غرور، خودبسندگی و ناشنوایی می‌شود. این سیستم، به جای آنکه موفقیت را نتیجه‌ی یک فرآیند جمعی و لطف شرایط بداند، آن را محصول نبوغ ذاتی خود می‌پندارد. در این حالت، ارتباطش با واقعیت و مردم قطع می‌شود. او دیگر صدای نقد را نمی‌شنود و هر صدای مخالفی را به «کفر» و «خیانت» تعبیر می‌کند. اینجاست که بزرگترین خیانت به یک ملت رقم می‌خورد: بستن گوش‌ها و خود را محور عالم پنداشتن. منطق جمشیدگونه این است: «چون من موفق بوده‌ام، پس هرچه می‌گویم و هرچه می‌کنم، درست است.» این غرور، باعث می‌شود که سیستم به تدریج از درون بپوسد و مشروعیت خود را نزد مردم از دست بدهد. در چنین شرایطی، جامعه برای «تغییر»، مستعد پذیرش هر جایگزینی می‌شود، حتی اگر آن جایگزین، یک «ضحاک مار به دوش» باشد. این داستان به نخبگان و حاکمان امروز هشدار می‌دهد که بزرگترین خطر برای آن‌ها، نه دشمنان خارجی، که «خودشیفتگی» و قطع ارتباط با مردمی است که مشروعیت آن‌ها از همان مردم سرچشمه می‌گیرد. هرگاه یک سیستم، خود را «جهان‌آفرین» پنداشت، باید منتظر ظهور ضحاک باشد. ادامه دارد... کانال منطقه گچسر @S_azhir telegram.me/gachsar https://eitaa.com/gachsar1
💧 رهاسازی ۱۵ روزه آب سد کرج برای نجات سفره‌های زیرزمینی و کشاورزی غرب تهران فرماندار قدس از تصمیم برای رهاسازی آب سد کرج به مدت ۱۵ روز خبر داد. 🎯 هدف اصلی: 🔹 تغذیه سفره‌های آب زیرزمینی 🔹 تأمین حقآبه اراضی کشاورزی 🔹 حمایت از کشت‌های پاییزه 📍 شهرستان‌های هدف: قدس، ملارد و شهریار 🤝 این تصمیم پس از نشست مشترک: فرماندار قدس، نماینده مجلس و وزارت نیرو نهایی شده است. کانال منطقه گچسر @S_azhir telegram.me/gachsar https://eitaa.com/gachsar1
◾️درفراق رهبر عزیز شهیدمان و محکوم نمودن جنایات آمریکایی _صهیونی 🔹روستای ولایترود 🔹تجمع فرداشب ساعت ۲۲ 🔸دوراهی گچسر_ ولایترود به میزبانی روستای کانال منطقه گچسر @S_azhir telegram.me/gachsar https://eitaa.com/gachsar1