جاحرفی
خدا میگ من تغییرات اجتماعی رو شروع نمیکنم تا تغییرات انفسی شماها به پایان برسه
یعنی خدا تعیین میکنه چی بشه چی نشه
شما تو یه مراسمی نشستی و اونجا واسه فیلمبرداری، آقای فیلمبردار تصمیم میگیره فیلم بگیره یا نگیره، به تو ربطی نداره.
به همون اندازه ای که فیلم برداری یا فیلم نبرداری اون بنده خدا به تو ربط داره تغییرات و تصمیمات خدا ام به تو ربط داره ..
جاحرفی
یعنی خدا تعیین میکنه چی بشه چی نشه شما تو یه مراسمی نشستی و اونجا واسه فیلمبرداری، آقای فیلمبردار تص
خوب اینم یعنی اینکه خدا تعیین میکنه چی تاثیر بزاره چی نه
حاج آقا میگفت خدا میگ تو برو تو خلوت خودت یه کاری بکن واسه آدم شدن بعد من تصمیم میگیرم با منبرت چیکارکنم ..
جاحرفی
باورتون میشه فاطمه زهرا در به در کل شهرو بگرده در همه خونه هارو بزنه و جوابشو ندن؟
حضرت تو جامعه ای بودن که مردمش ازش شاهد میخواستن
شاهد خواستن یعنی چی؟ یعنی ما حرفتو قبول نداریم ثابت کن ..
جاحرفی
حضرت تو جامعه ای بودن که مردمش ازش شاهد میخواستن شاهد خواستن یعنی چی؟ یعنی ما حرفتو قبول نداریم ثابت
اونجا حضرتو مجبور کردن برگرده بره شاهد بیاره
ایشون ام ایمن رو آورد. گفت ابوبکر میدونی که پیامبر راجب من گفت، اگر یکی میخواد به یکی که بهشتیه ولی رو زمین راه میره نگاه کنه، ام ایمنو نگاه کنه شنیدی؟ گفت آره.
گفت شنیدی پیامبر گفت ام ایمن هرجا شهادت داد شهادتشو به اندازه دومرد قبول کنین؟ گفت بله. گفت پس اگ اینارو شنیدی من شهادت میدم حق با فاطمه س.
یه دفعه دومی اومد گفت زنو چه به این حرفا؟ آقا یکی بزنه تو دهن این دیگ. معصوم آل پیامبر حرف میزنه قبول نمیکنه، شاهد میاره قبول نمیکنه، اینجاست که منفعت طلبی آدمارو زمین گیر میکنه..
ام ایمنو انداختن بیرون گفتن مرد بیار..
-گفت مرد؟ علی
یه جسارتی به فاطمه زهرا کرد .. بهتره ترجمه نکنم گفت: ثعلب شاهده ذنبه
میدونید که ریشه این ضرب المثل عربیه. این لعنتی ضرب المثلو در برابر کی گفت؟ چرا هیچکی یه کاری نمیکنه؟ جامعه انقد درگیر فساد و خفقان بود که در ملا عام داشتن به فاطمه زهرا جسارت میکردن و هیچکی نطق نمی کشید..
توسلات و شیون و زاری هام جواب داده.. خدایا نوکرتم فقط یه قدم دیگ مونده که اگ اونم راست و ریست کنی میشه اونی که باید بشه
باید گریه کنم ولی تو این محیط متشنج نمیشه ..
راه فراری ام ندارم باید صبرکرد تا بگذره :_)
جاحرفی
باید گریه کنم ولی تو این محیط متشنج نمیشه .. راه فراری ام ندارم باید صبرکرد تا بگذره :_)
گریه، تراپی عزیزِ من، با بند بند وجودم غمو حس میکنم که نمیتونم بیامو درآغوش بگیرمت ..