eitaa logo
گالری رواق|آموزش تابلوفرش
3.9هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
188 ویدیو
2 فایل
﷽ "زینب حزباوی" 📍همسایه کریمه اهلبیت✨️ ▪️مدرس تابلوهای برجسته طرح فرش ▪️تابلوهای دکوراتیومذهبی؛تابلوماه ولیپان ▪️کتیبه وپرچم نویسی ▪️آینه کاری {مدرس ۴۰۰+هنرجوی مجازی} کانال آثارهنرجوها👇 @galleryrevagh2 سفارش،ثبتنام،مشاوره👇 @bentolzahra14
مشاهده در ایتا
دانلود
{همراهان ورفقای عزیز وهمیشگی رواق اگر دوست دارین با اسم به نیابتتون قدم بردارم، اینجا اسمتون یاحرف دلتون به ارباب رو برام بنویسید}👇 @bentolzahra14
✍️و من عاشقِ مبیت‌ها همان‌جا که انگار تار و پودِ رختخواب‌هایش، خستگیِ زائران را رفو کرده است... صبح که بیدار شدیم، بعد از جمع‌وجور کردن وسایل، بساطِ ساده و صمیمیِ صبحانه پهن شد... @galleryrevagh
زمان: حجم: 482.6K
🔊تو راه مشایه باشی دلها آماده و روضه های جانسوز همسرم برای زوّار😭
زمان: حجم: 1.1M
🔊اگر عرب زبان هستید👆 روضه عربی حجت الاسلام مشایه_طریق_الحسین ۱۴۰۵/۵/۱۱
✍️خسته که نشدین از روایت های کوتاه سفر اربعین!! ادامه بدم؟ هنوز روایت پیاده روی که ان شالله از امشب تو طریق قرار میگیریم مونده اگر خسته شدین بهم بگین...🥺 نمیخوام اذیت بشین
عزیزانم بشرطِ لیاقت، نایب‌الزیاره‌ی تک‌تکتون هستم…🙏 امشب در مسیر مشایه‌ی طریق‌الجنه، اسم‌های عزیزتون و پیام‌هایی که برام میفرستین رو یکی‌یکی می‌خونم و به یادتون قدم برمیدارم✨️
✍️به عمود ۱۳۴۵ که رسیدیم، مردی با چهره‌ای پریشان راهمان را گرفت با صدایی که از اضطراب می‌لرزید گفت: «ببخشید... یه پسر ۸، ۹ ساله گم شده. هنوز پیداش نکردیم... مادرش بی‌قراره. تروخدا اگه دیدینش یا خبری ازش شد، بهمون اطلاع بدین... حالِ مادرش اصلاً خوب نیست.» همسرم گفت: «عکسش رو دارین؟» گوشی‌اش را جلو آورد... همین که عکس را دیدیم، اشک از چشم‌هایم سرازیر شد و بغض همسرم شکست... می‌دونید اون کودک گمشده کی بود؟!😭 بعد هم این جاکلیدیِ «میناب» را به دستمان داد؛ یادگاری کوچکی که انگار وزن تمام دلتنگی مادران شهید مینابی را با خودش داشت...
طریق الجنه عمود ۱۳۴۴
✍️بچه‌ها در طریق، عجب عشقی می‌کردند... عمود به عمود بازی، خنده وهدیه های متبرکی که در طریق قسمتشون میشد🎁 هرجا هم غذایی بابِ میلشان بود، فقط به قدر تبرک برایشان می‌گرفتم؛ تا هم از حال‌وهوای موکب‌ها لذت ببرند و هم شیرینی این سفر در خاطرشان بماند. به خاطر بچه‌ها فقط حدود ۲۰۰ عمود را پیاده رفتیم و بعد سوار شدیم. دلمان می‌خواست بیش از هر چیز، طعم این سفر را بچشندو از تک‌تک لحظه‌های مسیر لذت ببرند. از حوالی عمود ۱۲۵۰، شب تا اذان صبح در راه بودیم... و با طلوع صبح، سلاممان به کربلا رسید. الان هم در جوار ارباب، سیدالشهدا علیه‌السلام، دعاگوی تک‌تک شما هستم...