ولی به نظرم قشنگترین وصیت نامه تعلق میگیره به وحشی بافقی ، میگه روز مرگم هرکه شیون کند از دور و برم دور کنید ، همه را مست و خراب از می انگور کنید :)))))
آخرش هم میگه روی سنگ قبرم بنویسید وفادار برفت ، آن جگر سوخته ی خسته از این دار برفت
اونجا که احمد شاملو میگه:
كيستی كه من اينگونه به اعتماد
نام خود را با تو ميگويم
كليد خانه ام را
در دستت ميگذارم
نان شادی هايم را
با تو قسمت ميكنم
به كنارت مينشينم و
بر زانوی تو
اين چنين به خواب ميروم؟
#ارسالی ازاعضای کانال
سلامتی سفیدی کفنم .. 🔜
سلامتی پنبه تو دهنم .. 🔜
سلامتی غسل میت و میز غسال خونه . .
سلامتی روزی که .. 🔜
جنازم در میاد از کشوی سرد خونه ..🔜
سلامتی حجله من سر کوچمون ..🔜
سلامتی اعلامیه ی جوون ..🔜
سلامتی ربان مشکی و لباس سیاه ..🔜
سلامتی پارچه مشکی های روی دیوار ..🔜
سلامتی اشک مادر و پدرم ..🔜
سلامتی آجری ک میزارن زیر سرم ..🔜
سلامتی خاک تازه قبرم ..🔜
سلامتی شب اول مرگم ..🔜
سلامتی اخرین لحظه ک دست میکشن رو چشام ..🔜
سلامتی آخرین نگام ..🔜
سلامتی رگ دستم ..🔜
سلامتی خودم ک به کسی نگفتم از زندگیم خستم ..🔜
سلامتی خودم ک بی صدا رفتم ..🔜
سلامتی روز تشیع و روز سوم و روز هفتم و روز سال ... 🔜
ودر آخر از یاد بردنم و نامه تمام 🔜
تمام
میدونی دست خودم نیست، من ناراحت بشم، دلم بشکنه، ذوقم کور بشه، دیگه نمیتونم به چشمهاتون نگاه کنم، نمیتونم ارتباط قبلیم رو همچنان باهاتون حفظ کنم، من سرد میشم، جدی میشم، دور میشم.
•زیر خاکــ پُر از آدماییه که یه شبــــــ با دلتنگی خــــــــوابیدن و دیگه بیــــــــــدار نشدن
گفتم خدایا عاشقم کن.....
خدا خندیدو گفت: او ک باشد مرا از یاد میبری....
قسم خوردم ک تا ابد در یادم میمانی....
خدا او را ب من داد و نظاره گر شد.
قلبم اقامتگاه اوشد خدا دلش لرزید!!!
دین وایمانم او شد خدا گریست!!! گفتم خدای من تویی، خدا دور شد!!!
حالا من ن خدا را دارم ن او را...
دلــم پر از زخمــــــــــهایی ست
ڪہ تنهـــــــا پس از مـــَــــرگم
فراموششــان خــواهم کـــَرد
شب برایم با صدایت دلنشین تر میشود
بعد از صدایت خواب برایم شیرین تر میشود
شدهام دلتنگ یک سخن با صدایت اما
وقتی صدایت میشنوم دل بیقرار تر میشود
چشمانم را میبندم و رخ زیبایت نمایان میشود
چشمان جادوییات در دلم جا میشود
با دیدن ذوقِ چشمانت دلم ذوب میشود
قلبم هر بار با دیدن چشمانت به عشقت مبتلاتر میشود
رنگ چشمانت هنوز راز عجیبیست در دلم
دلِ من به این راز داری هر روز پایبندتر میشود
#ارسالی ازاعضای عزیز کانال دلنوشته هایم 🌺
نام شعر:در آغوش مرگ
شب از کوچههای گلویم گذشت
دل از بس که بارید، از پا نشست
نفسهای من زهر تنهایی اند
جهان از منِ خسته، دل برشکست
نگاهم به سقف، خیالم به خاک
به هر بازدم، مرگ را خواندهام
نه نوری، نه خوابی، نه حتی سکوت
فقط با سیاهی وفادار ماندهام
تنم تکیه بر دیوار، جان بیقرار
سرشکم به دامان شب ریخته
یکی کاش میآمد، در آغوش خویش
تن از غم فتادهام را مینواخت
نویسنده و شاعر:پسرکی تنها
#ارسالی ازاعضای عزیز کانال دلنوشته هایم
«من خوش اقبالترین
انسان جهانم،
که تو را
دوست میدارم
و از سوی تو
دوست داشته میشوم..»
ناظم حکمت