گفتم خدایا عاشقم کن.....
خدا خندیدو گفت: او ک باشد مرا از یاد میبری....
قسم خوردم ک تا ابد در یادم میمانی....
خدا او را ب من داد و نظاره گر شد.
قلبم اقامتگاه اوشد خدا دلش لرزید!!!
دین وایمانم او شد خدا گریست!!! گفتم خدای من تویی، خدا دور شد!!!
حالا من ن خدا را دارم ن او را...
دلــم پر از زخمــــــــــهایی ست
ڪہ تنهـــــــا پس از مـــَــــرگم
فراموششــان خــواهم کـــَرد
شب برایم با صدایت دلنشین تر میشود
بعد از صدایت خواب برایم شیرین تر میشود
شدهام دلتنگ یک سخن با صدایت اما
وقتی صدایت میشنوم دل بیقرار تر میشود
چشمانم را میبندم و رخ زیبایت نمایان میشود
چشمان جادوییات در دلم جا میشود
با دیدن ذوقِ چشمانت دلم ذوب میشود
قلبم هر بار با دیدن چشمانت به عشقت مبتلاتر میشود
رنگ چشمانت هنوز راز عجیبیست در دلم
دلِ من به این راز داری هر روز پایبندتر میشود
#ارسالی ازاعضای عزیز کانال دلنوشته هایم 🌺
نام شعر:در آغوش مرگ
شب از کوچههای گلویم گذشت
دل از بس که بارید، از پا نشست
نفسهای من زهر تنهایی اند
جهان از منِ خسته، دل برشکست
نگاهم به سقف، خیالم به خاک
به هر بازدم، مرگ را خواندهام
نه نوری، نه خوابی، نه حتی سکوت
فقط با سیاهی وفادار ماندهام
تنم تکیه بر دیوار، جان بیقرار
سرشکم به دامان شب ریخته
یکی کاش میآمد، در آغوش خویش
تن از غم فتادهام را مینواخت
نویسنده و شاعر:پسرکی تنها
#ارسالی ازاعضای عزیز کانال دلنوشته هایم
«من خوش اقبالترین
انسان جهانم،
که تو را
دوست میدارم
و از سوی تو
دوست داشته میشوم..»
ناظم حکمت
یه جایی از زندگی،
دیگه از بس زخم میخوری،
احساساتت خاموش میشن
و حست میشه اونجایی که
تو کتاب بلندی های بادگیر میگه :
هر چه روحم بیشتر زجر میکشد
برای تسکینش
بی عاطفه تر میشوم...!
امیلی برونته
و فهمیدم آدم میتواند
هرگز کسی را ندیده باشد و نشناسد،
اما با اندوه و زخم او،
قلبش هزاران تکه بشود...!
یلدا سیدی
جنگنده واقعی تو آسمون نیست
جنگنده واقعی ماییم،
که هَر روز صبح بلند میشیم
و با ته موندهی امیدی که
برامون باقی مونده،
برای آیندمون برنامه میچینیم...!