🏡کلبه رشد گندم🌾
قشنگا این کانال آنلاین شاپ خودمه خیلی ممنون میشم حمایت کنید🥲😍🙏
امروز رفته بودم عیادت عمهخانم 🥹❤️
عمهخانم خیلی زحمت کشیده؛ بندهخدا حواسش به آسفالت جلوی پاش که بالا و پایین بوده،نبوده و مجروح شده 😔🩹😅
خونههامون هم خیلی به هم نزدیکه و واقعاً توی بچهداری خیلی به من کمک میکنه 🥹❤️ خدا خیرش بده، واقعاً یکی از نعمتهای زندگی منه. 🌷
براش میوه گرفته بودم 🍎🍊🍇
آخرش هم نصف میوهها رو خودمون خوردیم! 😅
انشاءالله خدا عمههای خوب رو زیاد کنه 🤲🏻❤️
https://eitaa.com/gandomQom3
عزیز همیشه نمازهاش رو اول وقت میخوند 🥹🤍
و بیشتر نمازهاش رو هم توی مسجد، به جماعت میخوند.
اصلاً میدونید؟ عزیز حالوهوای معنویش خیلی خیلی زیاد بود؛ انگار خدا هم برای دلش روزیِ معنوی خاصی فرستاده بود. 🥹✨
خونهش کنار مسجد بود و برای مراسمها حتماً باید میرفت مسجد. تازه علاوه بر مسجد، یه حسینیه هم درست کنار خونهش بود. 🕌🤍
عزیز توی همهی مراسمهای اهلبیت، چه مولودیها و چه روضهها، شرکت میکرد.
توی محرم هم تقریباً همهی روضههای محل رو میرفت. 🖤🥀
اصلاً عزیز یه حالوهوای معنوی فوقالعادهای داشت...
بعضی وقتها که عزیز خونهی ما میخوابید یا ما خونهی اون میخوابیدیم، نیمههای شب میدیدم از جاش بلند میشه و نماز میخونه... 🌙🤍
عزیز عاشق اهلبیت بود. ❤️🩹
خدا نکنه کسی بهش میگفت:
«من دارم میرم کربلا...» یا «دارم میرم مشهد...» 🥹
چنان با ذوق نگاهش میکرد، چنان دلش میرفت و چنان شوقی توی صورتش مینشست که آدم فقط با نگاه کردن بهش میفهمید چقدر دلش برای زیارت پر میکشه... 🥹🕌❤️
#عزیزم #خاطرات_عزیز #اهل_بیت #نماز_اول_وقت #کربلا #مشهد #خاطرات_قدیمی
https://eitaa.com/gandomQom3
بفرمایید پنکیک 😋
من یکم عسل میزنم روش و برای صبحانه میدم بچه ها بخورن!
https://eitaa.com/gandomQom3
این پنکیکای خوشگلو که میبینید 🥞😍
من با بدبختی درستشون کردم! 😂
چون کوچولو اصلاً اجازه نمیداد 🙈😂
هی باید بغلش میکردم، هی میاومدم وسط کار بهش شیر میدادم... خلاصه یه پنکیک درست کردن ساده، با یه کوچولوی شیطون تبدیل شد به دردسر به تمام معنا! 🤦🏻♀️😂💕
مادر بودن یعنی همین؛ وسط هزار تا کار، با یه دست بچه رو بغل کنی و با اون یکی دست پنکیک درست کنی! 😂❤️
🌹 نیمهشعبان سال ۱۳۶۹ بود.
گفتیم: «امروز به یاد امام زمان (عجلاللهتعالیفرجه) میگردیم.»
اما فایده نداشت... 😔
خیلی جستوجو کردیم.
پیش خودم گفتم:
«یا امام زمان! یعنی میشود بینتیجه برگردیم؟» 🥀
در همین حین، ۴-۵ شقایق را دیدم که برخلاف شقایقها که تکتک میرویند، آنها دستهای روییده بودند. 🌹🌹🌹
گفتم: «حالا که دستمان خالی است، شقایقها را میچینم و برای بچهها میبرم.»
شقایقها را که کندم، دیدم روی پیشانی یک شهید روییدهاند... 🥀
او نخستین شهیدی بود که در تفحص پیدا کردیم؛
شهید «مهدی منتظر قائم». 🕊️
🌹 چه زیباست بعضی پاسخها...
گاهی خدا جواب یک دلِ منتظر را،
با شقایقهای سرخ میدهد. ❤️🩹
#شهید #شهدا #شهید_مهدی_منتظر_قائم #دفاع_مقدس #تفحص_شهدا #شهیدان #یاد_شهدا #نیمه_شعبان #امام_زمان #عجل_الله_تعالی_فرجه #کلبه_رشد_گندم
https://eitaa.com/gandomQom3