eitaa logo
🏡کلبه رشد گندم🌾
299 دنبال‌کننده
131 عکس
18 ویدیو
0 فایل
🏡اینجا کلبه دوست داشتنی منه روزمرگی مامان سه تا گل 💐 علاقه مند به تاریخ، روانشناسی وادبیات 📙عاشق کتاب 🎥فیلم هم دوست میدارم! آنلاین شاپم 👇👇👇👇 https://eitaa.com/gandomakdonyayehkochoolooha من اینجام👇 @gandom25 کپی نداریم❌
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بفرمایید پنکیک 😋 من یکم عسل میزنم روش و برای صبحانه میدم بچه ها بخورن! https://eitaa.com/gandomQom3
این پنکیکای خوشگلو که می‌بینید 🥞😍 من با بدبختی درستشون کردم! 😂 چون کوچولو اصلاً اجازه نمی‌داد 🙈😂 هی باید بغلش می‌کردم، هی می‌اومدم وسط کار بهش شیر می‌دادم... خلاصه یه پنکیک درست کردن ساده، با یه کوچولوی شیطون تبدیل شد به دردسر به تمام معنا! 🤦🏻‍♀️😂💕 مادر بودن یعنی همین؛ وسط هزار تا کار، با یه دست بچه رو بغل کنی و با اون یکی دست پنکیک درست کنی! 😂❤️
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹 نیمه‌شعبان سال ۱۳۶۹ بود. گفتیم: «امروز به یاد امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) می‌گردیم.» اما فایده نداشت... 😔 خیلی جست‌وجو کردیم. پیش خودم گفتم: «یا امام زمان! یعنی می‌شود بی‌نتیجه برگردیم؟» 🥀 در همین حین، ۴-۵ شقایق را دیدم که برخلاف شقایق‌ها که تک‌تک می‌رویند، آن‌ها دسته‌ای روییده بودند. 🌹🌹🌹 گفتم: «حالا که دستمان خالی است، شقایق‌ها را می‌چینم و برای بچه‌ها می‌برم.» شقایق‌ها را که کندم، دیدم روی پیشانی یک شهید روییده‌اند... 🥀 او نخستین شهیدی بود که در تفحص پیدا کردیم؛ شهید «مهدی منتظر قائم». 🕊️ 🌹 چه زیباست بعضی پاسخ‌ها... گاهی خدا جواب یک دلِ منتظر را، با شقایق‌های سرخ می‌دهد. ❤️‍🩹 https://eitaa.com/gandomQom3
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🎈پنیک قسمت ششم🎈 🧠 اصلاً پنیک چیه؟ حملات پنیک، دوره‌های ناگهانیِ ترس و اضطراب شدید هستن که معمولاً بدون دلیل مشخصی شروع می‌شن. این حملات می‌تونن هر زمان و هر جایی اتفاق بیفتن و گاهی با احساسِ از دست دادن کنترل یا ترس شدید همراه باشن. 😟 اما یه نکته خیلی مهم: پنیک قابل درمان و مدیریته و با کمک تخصصی می‌شه شرایط رو بهتر کرد. 🤍🌱 البته علائم پنیک برای هر شخص متفاوته؛ برای من، چیزی که بیشتر از همه اذیتم می‌کرد، تپش قلب شدید بود؛ به‌طوری که اصلاً نمی‌تونستم آروم و قرار داشته باشم و تمرکز کنم. 💔 فکر کن مدام صدای ضربان قلبت رو بشنوی و در کنارش باید مدرسه بری، درس بخونی، مهمونی بری و خلاصه زندگی روزمره‌ات رو مثل قبل ادامه بدی... خیلی سخته، واقعاً خیلی! 🥺 اما چرا اصلاً پنیک برای یه نفر اتفاق می‌افته؟ 🤔 بذارید با یه مثال براتون توضیح بدم: 🪣 یه بشکه رو تصور کنید که هر بار مقداری آب داخلش می‌ریزید. هر بار اضطراب، فشار روانی یا یک اتفاق استرس‌زا، مثل ریختن مقداری آب داخل این بشکه‌ست. تا اینکه بالاخره بشکه پر می‌شه... 💧 و با اضافه شدن فشار بیشتر، آب سرریز می‌شه. بدن ما هم گاهی وقتی برای مدت طولانی تحت فشار اضطراب و استرس قرار می‌گیره، ممکنه با یک حمله پنیک واکنش نشون بده. 🧠💭 https://eitaa.com/gandomQom3
🌧به نام خدای باران 🌧
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دیشب، بعد از مدت‌ها، دوباره شروع کردم زبان بخونم! 📚✨ قبلاً یه مدت کلاس زبان می‌رفتم، ولی بعد از بارداری متوقفش کردم. بااین‌حال، یه نکته جالب این وسط هست 😂 علاقه‌ام به زبان خوندن اون‌قدر زیاد بود که حتی تا شب قبل از زایمان هم توی خونه زبان می‌خوندم! یعنی قرار بود فرداش بچه‌ام به دنیا بیاد و من هنوز داشتم زبان می‌خوندم! 😂❤️ ماشاءالله، چشم نخورم، ان‌شاءالله! 🤲🏻😂 این تجربه یه نکته مهم رو بهم یادآوری می‌کنه: اگه واقعاً چیزی رو بخوایم، می‌تونیم براش یه راه پیدا کنیم. سخته؟ بله. وقت کمی داریم؟ احتمالاً. مسئولیت‌هامون زیاده؟ قطعاً. ولی بازم می‌شه یه راهی براش پیدا کرد. 🌱 البته یه نکته دیگه هم هست؛ من برای همه‌چیز این‌قدر ذوق و اشتیاق ندارم! 😂 قرار نیست همه‌مون به یادگیری یه موضوع خاص علاقه داشته باشیم. به نظرم هرکسی باید علایق خودش رو بشناسه و بر اساس اون‌ها برای خودش وقت بذاره. من؟ من واقعاً عاشق زبان انگلیسی‌ام. 😍🇬🇧📚 پس شاید مسئله این نباشه که «چطور برای همه‌چیز وقت پیدا کنیم»؛ شاید اول باید بفهمیم برای چی واقعاً حاضریم وقت بذاریم. چون بهانه‌ها ممکنه شیرین باشن... ولی در نهایت، دیابت میارن! 😶😂🍬 (📝 من همیشه کاغذهای باطله رو نگه می‌دارم برای چک‌نویس! ♻️✨) https://eitaa.com/gandomQom3
امروز اینجا رو تمیز کردم و از بس ذوق کردم، هی می‌رم و میام و نگاهش می‌کنم! 😍🧹✨ انصافاً تمیزکاری خودش یه جور تراپیه! 😂🏻 به آدم حس خوب و آرامش می‌ده؛ تازه این حس نظم و آرامش فقط برای خودمون نیست و به بقیه‌ی اعضای خونواده هم منتقل می‌شه. 🤍 خیلی وقت بود میخاستم به اینجا برسم ولی وقت نمی کردم! این وسط، کوچولو هم بیکار نبود و با همدستی خواهر و برادرش مدام می‌اومدن و می‌رفتن و حسابی کیف می‌کردن؛ انگار برای کشف اهرام مصر اومده بودن! 😂 تمیز کردن همین یه استند هم تبدیل شد به یه بازی بامزه با بچه‌ها.