🔴 دور دوم جنگ؛ کشتهسازی
مجموعه پیامهای تبیینی پیرامون رخدادهای زمستان ۱۴۰۴
🔻کشته سازی حلقه اول زنجیره تولید بحران برای کشور است.
غالباً این رسانه ها روایت های خود را بر سازهای از ابهامات و ادعاهای بدون مدرک و استدلال سوار می کنند که سعی دارند با تنوع
و تکرار آن را در ذهن مخاطبان تثبیت کنند.
🔹کشتار اخیر مردم کاملاً مشابه الگوی ترورهای گروهک منافقین بوده است.
شاخصه این گروه ها به عیان در اقدامات روزهای اخیر نمایان بود. نشاندهنده تداوم یک استراتژی تروریستی است که با تکیه بر ترس و وحشت به دنبال رسیدن به اهداف خود است.
🔸پناه بردن به کشتهسازی نشاندهنده خالیبودن دست جریان اپوزسیون از ایده و عقلانیت برای آینده ایران است.
شاید فارغ از فقدان سرمایه اجتماعی قابل توجه در ایران یکی از دلائلی که قدرت های معارض و به ویژه ایالات متحده هیچگاه حساب ویژه ای برای اپوزسیون ایرانی باز نمیکنند به همین بیایدهگی بازگردد.
🌐 #شبکه_گرا
🆔 @geraa_ir
دور دوم جنگ - ۳- مجازی.pdf
حجم:
3.2M
🔴 #قاتل_دهه_هشتادیها
🔻 یوتیوبرهای معروف به ظاهر ایرانی، که خارج از کشور ساکن هستند، در اغتشاشات آبانماه ۱۴۰۱ و دیماه ۱۴۰۴، با تشویق نوجوانان دهه هشتادی جهت شرکت در اغتشاشات و درگیریها، باعث کشته شدن و دستگیری - تشکیل پرونده قضایی - چند صد تن از نوجوانان شدند.
🔥 مواظب باشیم چه کسانی را معروف میکنیم.
این فقط تعدادی از این افراد هست، که با حمایت همین نوجوانان به درآمدهای میلیاردی رسیدند...
🌐 #شبکه_گرا
🆔 @geraa_ir
📂 موازنه تهدید
قسمت اول
📌 یادداشتی از روزنامه کیهان به قلم دکتر علیرضا معشوری، دکتری روابط بینالملل
✏️ تحریریه گرا
⏱️مدت زمان مطالعه: ۵دقیقه
🔻نظریه موازنه تهدید که توسط استیون والت مطرح شد، اصلاحی بنیادین بر نظریه کلاسیک موازنه قدرت بهشمار میرود. براساس این نظریه دولتها در برابر تهدید ادراکشده نیز موازنهسازی میکنند؛ تهدیدی که از چهار مؤلفه اصلی تشکیل میشود: توانمندی نظامی، نیتهای ادراکشده، نزدیکی جغرافیایی و سابقه رفتاری. اگر این چهار مؤلفه را بهطور همزمان در مورد آمریکا و اسرائیل در قبال ایران بررسی کنیم، نتیجهای جز حداکثرسازی تهدید به دست نمیآید. آمریکا و اسرائیل هر دو سابقه طولانی در استفاده از زور، عملیات پیشدستانه و نقض حاکمیت دیگران دارند، و نیتهای اعلامی و عملی آنها در قبال ایران آشکارا خصمانه بوده است. از اینرو عدم تلاش برای برقراری موازنه تهدید از طرف ایران نوعی خطای راهبردی محسوب میشود.
🔹موازنه تهدید در این چارچوب به معنای حرکت به سوی ایجاد هزینههای معتبر و واقعی برای طرف مقابل است؛ هزینههایی که آمریکا و اسرائیل را از تلاش برای هرگونه اقدام یا فشار حداکثری پشیمان کند. بازدارندگی زمانی مؤثر است که تهدید شما برای طرف مقابل، هم معتبر و هم غیرقابلانکار باشد و از سوی دشمن به عنوان تهدیدی قابل تحقق و پرهزینه ادراک شود. دشمن باید باور کند که شما هم توان انجام یک اقدام را دارید و هم در صورت لزوم آن را انجام میدهید. اعتبار تهدید فقط به واسطه اعلام لفظی آن نیست و از پیوند میان توان واقعی (نظامی، اقتصادی)، اراده سیاسی اثباتشده و سابقه رفتاری دولت به دست میآید؛ اگر یکی از این سه نباشد اعتبار فرو میریزد. اگر یک دولت بارها نشان دهد که در برابر فشارها عقبنشینی میکند، حتی اگر توان بالقوه بالایی داشته باشد، تهدید آن فاقد اعتبار تلقی خواهد شد. از اینرو بازدارندگی بدون نمایش اراده، توهّمی بیش نیست. این رویکرد برخلاف قرائتهای محافظهکارانه معتقد است که هزینههای کوتاهمدت افزایش تنش، در مقایسه با هزینههای بلندمدت انفعال ساختاری، قابل تحملتر و عقلانیتر است.
🔻مسئله اصلی این است که نظم منطقهای مطلوب آمریکا و اسرائیل، نظمی است که در آن ایران یا باید به یک بازیگر مطیع و قابل کنترل تبدیل شود یا به عنوان یک تهدید دائمی تحت فشار مستمر باقی بماند. بنابراین موازنه تهدید فراتر از یک انتخاب اختیاری یک ضرورت ساختاری برای بقا و حفظ استقلال سیاسی باید در نظر گرفته شود. سیاستهایی که صرفاً بر کاهش تنش یکطرفه، اعتمادسازی بدون تضمین یا ادغام در نظمی که قواعد آن توسط رقیب نوشتهشده، استوار هستند، نمیتوانند امنیتی پایدار را ایجاد کنند. چنین سیاستهایی اغلب به تشویق طرف مقابل برای امتیازگیری بیشتر منجر میشوند، زیرا عدم وجود هزینههای ملموس برای طرف مقابل، رفتار تهاجمی آنها را افزایش میدهد.
🌐 #شبکه_گرا
🆔 @geraa_ir