🔹آیت الله حائری شیرازی🔹
🔸شب قدر یعنی چه؟🔸
یعنی یک شب میتواند جهتیاب مسیر یک سال باشد.
اگر وقت خود را بیشتر صرف انتخاب راه و جهت حرکت کنیم، راه برای ما هموار خواهد شد.
بسیاری از اوقات، انرژی خود را صرف حرکت میکنیم،
درحالیکه انتخاب جهت مهمتر است.
🔸شب قدر برتر از هزار ماه🔸
خداوند، هم در روز ضربت علی و هم در روز شهادتش، به احترام علی علیه السلام، توبۀ خیلیها را قبول میکند. دیشب توبههای بسیاری پذیرفته شد و فردا شب هم همین طور خواهد بود. این قانون خداست. این دو شب مقدمۀ شب سوم هستند. شب قدر سوم از دستتان نرود. لَیلَهُ القَدرِ خَیرٌ مِن اَلفِ شَهرٍ (سورۀ قدر آیه 3).
چرا خدا شب قدر را از هزار ماه برتر کرده است؟ انسانی را فرض کنید که صد سال سن داشته باشد و در این سن تازه از خواب غفلت بیدار شده است و میگوید، صد سال از عمرم به هدر رفت، چطور گذشته را تدارک کنم؟!
خداوند شب قدر را برای همین گذاشته است. تو بیا تدارک کن، ما ثواب هزار ماه را یعنی هشتاد و چهار سال را به تو میدهیم. یک شب قدر را به یاد خدا سپری کن، در قبال آن، هشتاد و چهار سال به یاد من هستی. چرا خداوند این کار را میکند؟ این از خوش مرامی و بزرگی اوست. میداند که نمیتوانیم جبران کنیم، یک شب را گذاشته است که این یک شب را قدر بدانیم.
هیچ مولایی نسبت به بندگانش این طور رفتار نمیکند. امامان ما راست گفته اند : فَلَمْ اَرَ مَوْلاً کَریماً اَصْبَرَ عَلی عَبْدٍ لَئیمٍ مِنْک ( دعای افتتاح )
خدایا هیچ مولای کریمی چون تو ندیدهام که صبور باشد و بندۀ پستی چون من را تحمل کند.
🔸 شب قدر و لکۀ گریس🔸
اگر روی لباستان شیرۀ خرما ریخت
این کثیفی را میتوان با آب معمولی و کمی فشار دادن پاک کرد.
بعضی گناهان مانند شیرۀ خرما هستند و زود پاک میشوند
اما بعضی گناهان مثل چربی و گریس هستند که آب داغ و وایتکس میخواهند.
ماه رمضان و شب قدر را گذاشتهاند برای لکه گیریهای سالانه.
برای گناهانی که به سادگی نمیتوان آنها را پاک کرد.
نکاتی مهم درباب استجابت دعا در شبهای قدر]
استاد فاطمی نیا:
شب قدر، ابتدا بايد از گناهانمان استغفار كنيم وتصميم بر جبران بگيريم.
بعضي از گناهان مانع اجابت دعا ميشود.
اما نكته اين است كه به هرحال خيلي از گناهان را انجام داده ایم و درحال حاضر نميتوانيم جبران كنيم!
مثل اینکه الان برويم در فلان شهرستان و دلي را كه شكسته بوديم ، بدست آوريم ، يا بخواهيم دوسه سال نماز قضاء را به جا آوريم ، یا بخواهیم حق الناس هایی که به گردن داریم جبران کنیم. اینها را که فی المجلس نمیتوانیم انجام دهیم.
پس چه بايد كرد؟!
در اين شرايط ميگويم به خدا عرض كنيد :
"خدايا من با تو عهد ميبندم كه از اين مجلس كه بيرون رفتم در اولين فرصت ممكن اين قدم ها را بردارم و جبران گذشته كنم و تو هم به لطف و كرم بي انتهايت لطفي كن تا اين گناهان مانع اجابت دعاي من نشود."
يقين بدانيد اين كار موثر است، خدا از دلها آگاه است ، خدا كريمتر از آن است كه بخواهد اينجا با من تسويه حساب كند! وقتي ميبيند بنده اش واقعا پشيمان است و الان دستش به جايي نميرسد، حتما مهلت جبران ميدهد.
اصلا اگر همچون حالي داشته باشد و با تمام وجود از گذشته اش ناراحت باشد ،قطعا خداوند كريم او را میبخشد.
مولوي تمثيل آورده است كه فردي نشسته بود و "ياربّ" ميگفت.
شيطان براو ظاهر ميشود وميگويد: تابه حال اين همه "ياربّ" گفته اي، چه فايده داشته است!؟
مرد دلش شکست و از دعا کردن منصرف شد و خوابيد.
شب كسي به خواب او آمد و گفت چرا ديگر "ياربّ" نمي گويي!؟
جواب داد : چون جوابي نمي شنوم و ميترسم ازدرگاه خدا مردود باشم ، پس چرا دعا بكنم!؟
گفت خدا مرا فرستاده است تا به تو بگويم اين "ياربّ" گفتن هایت همان لبّيك و جواب ماست!
يعني اگر خداوند نخواهد صداي ما به درگاهش بلندشود ، اصلا نميگذارد " ياربّ" بگوييم!
🔹جامع ترين دعا در شب قدر🔹
"از پيامبر اكرم (ص) سوال كردند شب قدر چه چيزي از خدا بخواهيم؟
حضرت فرمودند : عافيت طلب كنيد"
در عافيت همه چيز وجود دارد
بيماري ضد عافيت است ، قرض و گرفتاري ضد عافيت است ، فرزند ناصالح ضد عافيت است، بي آبرويي ضد عافيت است
همه ي حوائج خود را همراه عافيت بخواهيد
" اللهم عافنا في جميع الامور"
🔹فضيلت روز قدر🔹
از روايات استفاده ميشود روزقدر در فضيلت همچون شب قدر است.
اين مطلب بسيار مهم است.
اگر كسي شب قدر كوتاهي كرده است يا كسل بوده و يا در دعا كوتاهي نموده ، ميتواند در روز قدر آن را جبران كند ان شاءالله.
هدایت شده از سبک زندگی دینی
خدا همیشه منتطر بازگشت بنده اش هست خصوصا در شب های قدر، اما چند گروه حتی در شب قدر هم بخشوده نمی شوند:
1- شرابخوار
2- قاطع رحم
3- عاق والدین
4- کسانی که از دیگران کینه به دل دارند .
همیشه سعی می کنیم از سه گروه اول نباشیم ولی خیلی از ما از مورد آخر غافل می شویم و به راحتی کینه افراد را در دل خود پرورش می دهیم و همیشه برای آن خود را به خوبی توجیه می کنیم که این خود یکی از وسوسه های شیطانی است که نرم نرم در وجود ما اثر می گذارد و روح ما را کدر کرده و مانع استجابت دعا می شود .
5- حق الناس
اگر فردی حقی از مردم به گردن دارد یا ظلمی به شخصی کرده است، پیش از قرار گرفتن در فضای قدر باید آنها را از گردن خود رد کند و یا اگر حقی از خدا به گردن دارد، مثل این که نمازهایی را نخوانده و از او قضا شده است باید در کنار توبه حقوق خدا را نیز ادا کند.
پی نوشت:
مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج 94، ص 1، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، 1403ق.
راوندی، قطب الدین، سلوة الحزین، ص 207، ح 561، انتشارات مدرسۀ امام مهدی عج، قم، 1407ق.
شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 98، ح 1839، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1413ق.
دعا کنیم تا دعا شویم
💠زیباترین دعا در شبهای قدر
✅شب قدر با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف پیوند بسیار زیادی دارد.
✅ یکی از زیباترین دعاهایی که سفارش شده است در شبهای قدر خوانده شود دعای سلامتی امام زمان علیه السلام است.
✅ اما اکثر مردم این دعا را به صورت ناقص می خوانند، یعنی این عبارت دعا «الحمد الله رب العالمين و صلي الله علی محمد واله طاهرين» را نمی خوانند.
✅ در واقع دعای اصلی سلامتی امام زمان چنین است:
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد الله رب العالمين و صلي الله علی محمد واله طاهرين اللهم کن لوليک الحجه بن الحسن صلواتک عليه و علی ابائه في هذه الساعه و في کل ساعه ولياً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دليلاً و عيناً حتي تسکنه ارضک طوعاً و تمتعه فيها طويلاً
https://eitaa.com/mouodyavaran
#شهید_محسن_حججی
بعد از شهادت تا مدتها #پیکرش توی دست داعشی ها بود. تا اینکه قرار شد #حزب_الله لبنان و داعش، تبادلی با هم انجام بدهند.
بنا شد حزبالله تعدادی از اسرای #داعش را آزاد کند و داعش هم پیکر محسن و دو شهید حزب الله را تحویل بدهد و یکی از اسرای حزب الله را هم آزاد کند.
به من گفتند: "میتوانی بروی در مقر داعش و پیکر محسن را #شناسایی کنی؟"
می دانستم میروم در دل خطر و امکان دارد داعشیها #اسیرم کنند و بلایی سرم بیاورند.
اما آن موقع، محسن برایم از همه چیز و حتی از جانم مهمتر بود.
قبول کردم. خودم و یکی از بچه های سوری به نام حاج سعید از مقر حزب الله لبنان حرکت کردیم و رفتیم طرف #مقرداعش.
※※※※
توی دل دشمن بودیم. یک داعشی که دشداشه سفید و بلند پوشیده بود و صورتش را با چفیه قرمز پوشانده بود، با اسلحه اش ما را می پایید.
پیکری #متلاشی شده و تکه تکه شده را نشانمان داد و گفت: "این همان جسدی است که دنبالش هستید!"
میخکوب شدم. از درون #آتش گرفتم. مثل مجسمه ها خشک شدم. رو کردم به حاج سعید و گفتم: "من چه جوری این بدن را شناسایی کنم؟! این بدن #اربا_اربا شده. این بدن قطعه قطعه شده!"
بی اختیار رفتم طرف داعشی. عقب رفت و اسلحه اش را #مسلح کرد و کشید طرفم.
داد زدم: "پست فطرتا. مگه شما مسلمون نیستید؟! مگه دین ندارید؟! پس کو سر این جنازه؟! کو دست هاش؟!"
حاج سعید حرفهایم را تند تند برای آن داعشی ترجمه میکرد.
داعشی برای آنکه خودش را تبرئه کند می گفت: "این کار ما نبوده.کار داعش عراق بوده."
دوباره فریاد زدم: "کجای #شریعت_محمد آمده که اسیر تان را اینجور قطعه قطعه کنید؟!"
داعشی به زبان آمد. گفت: "تقصیر خودش بود. از بس حرص مون رو درآورد. نه اطلاعاتی بهمون داد، نه گفت اشتباه کردهام،و نه حتی کوچکترین التماسی بهمون کرد که از خونش بگذریم. فقط لبخند می زد!"
هر چه می کردم، پیکر قابل شناسایی نبود.به داعشی گفتیم: "ما باید این پیکر را با خودمون ببریم برای شناسایی دقیق تر."
اجازه نداد. با صدای کلفت و خش دارش گفت: "فقط همینجا."
نمی دانستم چه بکنم. شاید آن جنازه، جنازه محسن نبود و داعش می خواست #فریب مان بدهد.
توی دلم #متوسل شدم به #حضرت_زهرا علیها السلام.
گفتم: "بی بی جان. خودتون کمک مون کنید. خودتون دستمون رو بگیرید.خودتون یه راه چاره بهمون نشون بدید."😭
یکهو چشمم افتاد به تکه استخوان کوچکی از محسن. ناگهان فکری توی ذهنم آمد.
خودم را خم کردم روی جنازه و در یک چشم به هم زدن،استخوان را برداشتم و در جیبم گذاشتم!😔
بعد هم به حاج سعید اشاره کردم که برویم. نشستیم توی ماشین و سریع برگشتم سمت مقر #حزب_الله.
از ته دل خدا رو شکر کردم که توانستم بی خبر آن داعشی، قطعه استخوانی را با خودم بیاورم.
وقتی برگشتیم به مقر حزب الله، استخوان را دادم بهشان که از آن آزمایش DNA بگیرند.
دیگر خیلی خسته بودم. هم خسته ی #جسمی و هم #روحی.
واقعا به استراحت نیاز داشتم
فرداش حرکت کردم سمت دمشق.همان روز بهم خبر دادند که جواب DNA مثبت بوده و نیروهای حزب الله، پیکر محسن را تحویل گرفته اند.💝
به دمشق که رسیدم، رفتم حرم بی بی #حضرت_زینب علیهاالسلام. وقتی داخل حرم شدم، یکی از بچهها آمد پیشم و گفت: "#پدر و #همسر شهید حججی اومدهان سوریه. الان هم همین جا هستن. توی حرم."
من را برد پیش پدر محسن که کنار #ضریح ایستاده بود.
پدر محسن می دانست که من برای #شناسایی پسرش رفته بودم. تا چشمش به من افتاد، اومد جلو و مرا توی بغلش گرفت و گفت: "از محسن آوردی؟"
نمیدانستم جوابش را چه بدهم. نمیدانستم چه بگویم. بگویم یک پیکر #اربا_اربا را تحویل دادهاند؟ بگویم یک پیکر قطعه قطعه شده را تحویل دادهاند؟ بگویم فقط مقداری استخوان را تحویل دادهاند؟😭
گفتم: "حاجآقا، #پیکرمحسن مقر حزب الله لبنانه. برید اونجا خودتون ببینیدش."
گفت: "قسمت میدم به بیبی که بگو."
التماسش کردم چیزی از من نپرسد. دلش خیلی شکست.😭
دستش رو انداخت میان شبکههای ضریح حضرت زینب علیها السلام و گفت: "من محسنم رو به این بی بی هدیه دادم. همه محسنم رو. تمام محسنم رو. اگه بهم بگی فقط یه ناخن یا یه تارموش رو برآوردی، راضی ام."
وجودم زیر و رو شد. سرم را انداختم پایین. زبانم سنگین شده بود. به سختی لب باز کردم و گفتم: "حاجآقا، سر که نداره!بدنش رو هم مثل علی اکبر علیه السلام اربا اربا کرده ان."😭
هیچ نگفت. فقط نگاه کرد سمت ضریح و گفت: "بی بی جان، این هدیه را از من قبول کن!"💔
#نثار_روح_پاک_شهدا_صلوات
🌷🌷🌷🌷🌷
به نام خدا به یاد خدا برای خدا:
❗️علی (ع) را چه کُشت؟!
یک وقت میگوییم علی(ع) را "که" کُشت و یک وقت میگوییم "چه" کُشت؟
اگر بگوییم علی را "که" کُشت؟!
البته #عبدالرحمن ابن ملجم، و اگر بگوییم علی را "چه" کُشت، باید بگوییم "جمود"، "خشک مغزی" و "#خشکه مقدّسی"؛ همین هایی که آمده بودند علی را بکشند، از سر شب تا صبح عبادت می کردند، واقعاً خیلی تأثّرآور است...
علی به جهالت و نادانی این ها ترحّم میکرد، تا آخر هم حقوق این ها را از #بیت المال میداد و به این ها آزادی فکری میداد...
#ابن ابی الحدید میگوید، اگر میخواهید بفهمید که #جمود و #جهالت چیست، به این نکته توجه کنید که این ها وقتی که قرار گذاشتند این کار را بکنند، مخصوصاً شب نوزدهم رمضان را انتخاب کردند و گفتند: "ما میخواهیم خدا را #عبادت بکنیم و چون میخواهیم امر خیری را انجام بدهیم، پس بهتر این است که این کار را در یکی از شب های عزیز قرار بدهیم که #اجر بیشتری ببریم...!"
📚 مرتضی مطهری، از کتاب اسلام و نیازهای زمان، ج ۱
خارجیها(خوارج) در ابتدا آرام بودند و فقط به انتقاد و بحثهای آزاد اکتفا میکردند. رفتار علی نیز درباره آنان همانطور بود که گفتیم؛ یعنی به هیچ وجه مزاحم آنها نمیشد و حتی حقوق آنها را از بیت المال قطع نکرد. اما کم کم که از توبه علی مأیوس گشتند روششان را عوض کردند و تصمیم گرفتند دست به انقلاب بزنند.
اینجا دیگر جای گذشت و آزاد گذاشتن نبود، زیرا مسأله اظهار عقیده نیست بلکه اخلال به امنیت اجتماعی و قیام مسلحانه علیه حکومت شرعی است. لذا علی آنان را تعقیب کرد و در کنار نهروان با آنان رودررو قرار گرفت.
📗 جاذبه و دافعه علی علیهالسلام، ص۱۲۷
علی علیه السلام در مناجاتهای خودش عرض می کند: خدایا! کفیلی فَخراً انْ اکونَ لَک عَبْداً وَ کفی لی عِزّاً انْ تَکونَ لی رَبّاً. خدایا! این افتخار برای من بس که بنده تو باشم و این عزت و شرافت برای من بس که تو رب و خداوندگار و پروردگار من باشی.
📙آزادی معنوی ص۵۲
ابنملجم یکی از آن نه نفر زُهّاد و خشکه مقدسهاست که میروند در مکه و آن پیمان معروف را میبندند و میگویند همه فتنهها در دنیای اسلام معلول سه نفر است: علی، معاویه و عمرو عاص. ابنملجم نامزد میشود که بیاید علی علیهالسلام را بکشد. قرارشان کی است؟ شب نوزدهم ماه رمضان. چرا این شب را قرار گذاشته بودند؟ ابنابیالحدید میگوید: نادانی را ببین! اینها شب نوزدهم ماه رمضان را قرار گذاشتند، گفتند چون این عمل ما یک عبادت بزرگ است، آن را در شب قدر انجام بدهیم که ثوابش بیشتر باشد.
📔 سیری در سیرۀ ائمۀ اطهار، ص۴۶