عظمت حضرت زهرا در سیره امام رضا.mp3
زمان:
حجم:
15.9M
🌟 جایگاه و عظمت حضرت زهرا ﴿عَلَيها السَّلام﴾ در سیره بصیرتی و روشنگری امام رضا ﴿عَلَيهِ السَّلام﴾
🎤 سخنرانی به مناسبت #چهارشنبه_های_امام_رضایی
{علیه آلاف تحیة والثناء}
🕌 مسجد حضرت امام حسین
﴿عَلَيهِ السَّلام﴾ ، شِروِدان.
🎙 غلامعلی کریمی شِروِدانی
📣 کانال معارفی و بصیرتی «بَيِّنَات» :
🆔 @gh_karimi
⛰ در آن ردای ارزانِ كهنه ، روحی عظيم خانه كرده بود!
☀️ حضرت علامه حاج شیخ محمدتقی جعفری ﴿رِضوانُ الله تعالی عليه﴾ می فرمودند: سالها قبل از انقلاب، كتابی در پاسخ به بعضی شبهات روز نوشته بودم. شیخ محمد صالح مازندرانی آن را خواند و پسنديد. پيام داد كه به شهر آنها بروم تا به بهانه بزرگداشت من، مسایل روز اسلامی را تبليغ كنيم.
بليط قطار خريدم و سوار شدم. با خود گفتم ای كاش همسفری اهل علم و كتاب نصيبم شود تا با مباحثه، راه كوتاه شود. ديدم سيد معمم بلند قدی به سمت كوپه من می آيد. چهره زيبا، لباس فاخر، ريش آراسته و عمامه مرتبی داشت.
گفتم خدا را شكر كه دانشمندی نصيب شد. شادمانيم ديری نپاييد. دهان كه باز كرد، دريافتم جز چند متر پارچه عمامه، از دانش بهره ای ندارد.
به ايستگاه مقصد كه رسيديم جمعيت فراوانی از متدينين با پلاكارد خوشامد، روی سكّو منتظر بودند. مومنين به قطار ريختند.
دو آخوند ديدند، من و سيد خوش بر و بالا! بدون لحظه ای ترديد، سيد را كول كردند و با سلام و صلوات به طرف ماشين ها دويدند. به هر كس التماس كردم كه مرا هم سوار كند و تا شهر برساند، قبول نكرد كه نكرد. گفتند آقا ما را برای استقبال ملّای دانشمند فرستاده است. جای اضافی نداريم و مسافر نمی بريم.
ماشين زيبای حامل آقا سيد در جلوي دهها ماشين و مينی بوس مملو از مشايعين صلوات گو، راه افتاد و رفت.
به جان كندن، وسيله ای يافتم و خودم را به خانه ميزبان رساندم. دقايقی بود كه سيد به آقا رسيده بود و طرفين، تازه اصل ماجرا را فهميده بودند. خودم را معرفی كردم. آقا مرا كنار خود جای داد و اكرام نمود . آن وقت، سر در گوشم كرد و به مطايبه فرمود:
آشيخ! مردم حق داشتند كه اشتباه گرفتند. آخر، اين هم سر و شكل و لهجه است كه تو داری؟ ملّا كه هيچ، به آدميزاد هم نمی مانی!
علامه جعفری قصه را تعريف مي كرد و خودش همراه ما می خنديد. از يادآوری تحقیرهایی كه ديده بود، سر سوزنی تكدر نداشت؛ تفريح هم می كرد.
در آن اتاق كوچك مملو از كتاب، در آن ردای ارزان كهنه، روحی عظيم خانه كرده بود. نور به قبرش ببارد.
استاد، آن روز ، يادمان داد كه عقل مردم به چشمشان است.
📚 جاودان اندیشه،ص۲۳۹
📣 کانال معارفی و بصیرتی «بَيِّنَات» :
🆔 @gh_karimi
هدایت شده از بینات
#نماز_شب
♨️نماز شب در سیره شهدا
💠شهيد علی محمد اربابی؛
🔸نيمه شب صداي آشنايي با لحني شيرين و كامي شيوا مرا از خواب بيدار كرد. خوب دقت كردم كلمههايي كه در خواب و بيداري به وضوح به گوش ميخورد: معبودا، محبوبا، خدايا... مطمئن شدم يك نفر به تهجد مشغول است.
🔸 كنجكاوي بيش از حد وادارم ساخت از رختخواب بيرون آمده و خود را به صاحب صدا نزديك كنم گويا "علي محمد اربابي" بود، رئيس ستاد لشگر ولي مطمئن نبودم، در تاريكی جلوتر رفتم تا چهرهاش را بهتر تشخيص بدهم. ناگهان او متوجه من شد و تبسم كرد. تبسم هميشه بر لبانش بود ولي من خجالت كشيدم و شرمنده شدم. چون عارف را از خدا، سالكي را از مراد، زاهدي را از معبود و مؤمني را از محبوب جدا كرده بودم.
🔸در حالي كه وجودم را "خسي در ميقات" ميديدم در جاي خود برگشتم و با خود عهد كردم ديگر مزاحمتي براي گوشهنشينان خلوت انس ايجاد نكنم.
#نماز_شب_را_به_نیت_ظهور_میخوانیم
هدایت شده از بینات
🍃
🌷 شهید علی محمد اربابی
💐 هدیه به روح مطهرش فاتحة مع الصلوت.
☀️ الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم وَ أَهْلِكْ عَدُوَّهُمْمِنَ الْجِنِّ وَ الإِْنْسِ مِنَ الأَْوَّلِينَ وَاﻵْخِرِينَ.
🆔 @gh_karimi