💠 آغاز آن هجرت عظیم
🔸... حسين بن علی، آنچنان كه میدانيم، برای حفظ حرمت حرم امن خدا از مكه خارج شد، ... روز شنبه بيست و هفتم رجب، فردای آن شبی كه وليد امام حسين را به بيعت با يزيد فراخوانده بود، ايشان در كوچه های مدينه با مروان بن حكم روبه رو شدند... امام حسين در جواب او فرمود : « انا لله و انا اليه راجعون و علي الاسلام السلام ... وای بر اسلام آنگاه كه امت به حكمروايی چون يزيد مبتلا شود!...»
🔹امام شب بيست و هفتم رجب چون عزم كرد كه ازمدينه به جانب مكه خارج شود، همه اهل بيت خويش را جز «محمد بن حنيفه» ـ برادرش ـ و «عبد الله بن جعفر بن ابي طالب» ـ شوي زينب كبري ـ باخود برداشت و پس از زيارت قبور، در تاريكی شب روی به راه نهاد در حالي كه اين مباركه را بر لب داشت: فخرج منها خائفا يترقب قال رب نجني من القوم الظالمين... و اين آيه در شأن موسی است، آنگاه كه از مصر به جانب مَدين هجرت میكرد.
🔸و اينچنين بود كه آن هجرت عظيم در راه حق آغاز شد قافله عشق روی به راه نهاد. آری آن قافله، قافله عشق است و اين راه، راهی فراخور هر مهاجر در همه تاريخ. هجرت مقدمهٔ جهاد است و مردان حق را هرگز سزاوار نيست كه راهی جز اين در پيش گيرند؛ مردان حق را سزاوار نيست كه سرو سامان اختيار كنند و دل به حيات دنيا خوش دارند آنگاه كه حق درزمين مغفول است و جُهال و فُساق و قداره بندها بر آن حكومت میرانند. امام در جواب محمد حنيفه (رحمه الله) كه از سر خيرخواهی راه يمن را به او مینمود، فرمود: «اگر در سراسر اين جهان ملجأ و مأوايي نيابم، باز با يزيد بيعت نخواهم كرد.» قافله عشق روز جمعه سوم شعبان، بعد از پنج روز به مكه وارد شد.
🔹گوش كن كه قافله سالار چه مي خواند: و لما توجه تلقاء مدين قال عسی ربی ان يهدينی سواء السبيل... آيا تو میدانی كه از چه امام آياتی كه در شأن هجرت نخستين موسی است فرا میخواند؟ عقل محجوب من كه راه به جايي ندارد... ای رازداران خزاين غيب، سكوت حجاب را بشكنيد و مهر از لب فروبسته اسرار برگيريد و با ما سخن بگوييد. آه از اين دلسنگی كه ما را صُمُّ بُكم میخواهد... آه از اين دلسنگی!
🔸سرّ آنكه جهاد في سبيل الله با هجرت آغاز میشود در كجاست؟ طبيعت بشری در جستجوی راحت و فراغت است و سامان و قرار میطلبد. ياران! سخن از اهل فسق و بندگان لذت نيست، سخن از آنان است كه اسلام آورده اند اما در جستجوی حقيقت ايمان نيستند. كنج فراغتی و رزقی مُكفی... دلخوش به نمازی غراب وار و دعايی كه بر زبان میگذرد اما ريشه اش در دل نيست، در باد است. در جست و جوی مأمنی كه او را از مكر خدا پناه دهد؛ در جست و جوی غفلت كده ای كه او را از ابتلائات ايمانی ايمن سازد، غافل كه خانه غفلت پوشالی است و ابتلائات دهر، طوفانی است كه صخره های بلند را نيز خرد میكند و در مسير دره ها آن همه میغلتاند تا پيوسته به خاک شود. اگر كشاكش ابتلائات است كه مرد میسازد، پس ياران، دل از سامان بركنيم و روي به راه نهيم... بگذار عبدالله بن عمر ما را از عاقبت كار بترساند.
🔹 اگر رسم مردانگی سرباختن است، ما نيز چون سيد الشهدا او را پاسخ خواهيم گفت كه: «ای پدر عبدالرحمن، آيا ندانسته ای كه از نشانه های حقارت دنيا در نزد حق اين است كه سر مبارك يحيی بن زكريا رابراي زنی روسپی از قوم بنی اسرائيل پيشكش برند؟ ...» آه ياران! اگر در اين دنيای وارونه، رسم مردانگی اين است كه سر بريده مردان را در تشت طلا نهند و به روسپيان هديه كنند... بگذار اينچنين باشد. اين دنيا و اين سر ما!
🖋 شهید سید مرتضی آوینی
📚 کتاب فتح خون، آغاز هجرت عظیم
📆 ۸ ذی الحجه، حرکت حضرت امام حسین علیه السلام از مکه به سوی کربلا
#فتح_خون
🆔@ghabe_hasht
.
💠 در جستجوی خبر اصیل
▫️ماهیت خبر و معنای آن:▫️
در فضــای روزمره، به ویـژه در شرایـط جنـگـی،
مـا پیوسـتـه در اتمسـفر اخبــار و تحـلیــل های
سیـاسـی ای تنفــس میکنیـم که زبـانِ خـاصِ
خـویــش را دارند؛ انتقالِ انبـوهـی از اطـلاعـاتِ
وقـایـع، تحلیـلهـای سـرد و خشـکِ سیـاسی و
نظامی، و در نهایت، زبانی تهی از درک حضور
و تاثیر الهی در جهان؛ مطالبی که گویی هیچ
نسبتی با جانِ آدمی و زندگیِ او ندارند.
🔸🔸🔸
امـا بهراسـتی «خبـر» چیست؟ و چه نسبـتی با
انســان دارد؟ اصــلاً انســان چـه نیـازی بـه خبـر
دارد؟
🔹🔹🔹
خبـر نیز از آن دسـت واژگانی است که معنـای
حقیقیِ خویش را از دسـت داده و جـز لفـظـی
تـو خالـی از آن باقی نمانده است؛ همـانطـور
کـه واژه «هـنــر» در روزگــارِ مــا صــرفـاً بـه نگـاهِ
زیـبایی شنـاسـانه تقلیـل یافتـه، اما در معـنـای
اصـیـل و سـنـتـیِ خـود، بـه معـنـای «فضـیـلت»
بـوده است.
🔸🔸🔸
با تـأمـل در ادبیـات فـارســی میبـیـنـیــم کـه از
واژه «خبــر» به مـعـنــایــی متـفــاوت اسـتـفـــاده
شـده است؛ برای مثال:
« ای بــی خبـــر بکــوش صاحـب خبـــر شـوی »
در اینـجــا، «خبـــر» اصـطـلاحـی کامــلاً عرفـــانی
است و به معـنــای « درک و شناختی عمیق »
از حقیـقـتِ یک پدیده است. اساسـاً تـفــکر بـا
«خبــر» پیـش میآیـد و نسبتِ ما با حقیــقـت،
از طـریــق هـمـیــن «خـبـــر» اســت کــه بـرقــرار
مـیشـود. این، معـنای عمیـقِ «خبــر» اسـت.
🔹🔹🔹
در قـرآن کـریـــم نـیــــز از قـیــامــت بـا تـعـبــیــــر
« نَبَأ عظیــم » یاد شــده است. آن خبــرِ بزرگ
چیست؟ خبری که قرآن ازآن سخن میگوید
چه معنایی دارد؟ و چه نسبتی با اخبـاری که
ما روزمــره با آنهـا مـواجــه هستـیـم، برقــرار
مـیکـنـــد؟
🔸🔸🔸
«خبر» به همان معنایی که در ادبیات کهنِ
فارسی و کلامِ وحیانیِ قرآن به کار رفته، آن
حقیـقــتی است –ماننـد خبـرِ شهـادتِ رهـبــر
شـهـیـــد– کـه جـهــانـی را دگـرگــون میسـازد؛
حقیقتی که با قلب و جانِ انسانها پیوندی
عمیـق برقـرار میکنـد و در وجودشان تحولی
ماندگار ایجاد میکند.
🔹🔹🔹
چـنـیـن اخـبـاری کـه بـه مـعـنـای دقـیـقِ کـلمـه
«خـبــر» انـد –مـانـنـد خبــر شـهــادت رهـبـــری،
خبر انقلاب اسلامی، خبر فتح و خبر ظهور–
در واقع بشارتدهنده آغازِ فصـلِ جدیـدی از
حـیـاتِ تـاریـخـیِ انـسـانانـد. زنـدگـی بـایــد بـر
مبـنـای ایـن فصـلِ جدید بنا شود تا انسان از
مـسـیــرِ حـیــاتِ حـقـیــقـیِ خـویـش بـاز نمانـد.
🔸🔸🔸
در مـقـابـل، اخـبـــاری هـمـچــون ویــرانــیهـای
جنگ، آمارِ پیشرفت یا عقبگردهای نظامی،
یا تویـیـت هـای فـلان رئیـسجمـهورِ ملعــون،
«خـبــر» به معـنای اصـیــلِ آن نیســت. اتفـاقـاً
وقـتـی خـبــر –بـه مـعـنــای حـقـیــقـیِ کـلـمــه–
هـســت، مــردم مشـتـاق تر به دنبـالِ «خـبــر»
میرونـد؛ بهویـژه در بحرانها که جـانِ مـردم
در تلاطــم اسـت و بـرای رسـیــدن بـه ثـبــات و
قراری قلبی، تشنهٔ شنیدنِ «خبـر» به معـنـای
حقیقیاش هستند؛همانگونه کهدر روزهـای
انتظار برای اعلامِ رهبـر جدید، شـاهـد بودیـم.
🔹🔹🔹
بـنـابرایـن، خبـرِ اصـیـل خبری است که انسان
را بـه حـقـیـقـتِ خـویـش و تـاریـخِ حقیقیاش
متـذکـر میشـود؛ نه آنـکه صـرفاً ذهـن او را از
انبـوهِ وقایـع پُـر کـنــد. این همان خبـری است
کـه جـانِ آدمی در انـتـظارِ آن اسـت و انـســان
تــنــها در پــرتــوِ آن، از پــراکـنـــدگیِ روزمــره به
وحـدت و قـرار میرســد.
🔻 بخـشـی از جلســه شـشـــم متن خـوانــی
کتاب «سوره فتح و آینده مجاهدان سالک»
◀️ صوت کامل این جلسه
#خبر #اخبار #رسانه
#زبان_آوینی_زبان_سینما
#سوره_فتح
🇵🇸@revayate_Quds🇮🇷
🆔@ghabe_hasht
🚩 سفیرِ عشق در مسلخِ تنهایی
◾️شمار نامه ها تا آنجا افزایش یافت كه حجت ظاهر تمام شد و امام را ناگزیر داشت كه پاسخ دهد: «سخن شما این بود كه ما را پیشوایی نیست و مرا انتظار میكشید كه به سوی شما بیایم، شاید كه خداوند بدین سبب شما را بر حق و هدایت گرد آورد. اكنون برادر و عموزاده ام را كه سخت مورد وثوق من است به سوی شما گسیل می دارم، تا مرا از صدق آنچه در نامه های شماست آگاه کند و اگر اینچنین باشد، زود است كه به جانب شما شتاب كنم.» امام این نامه را به «مسلم بن عقیل» سپرد و او را همراه با «قیس بن مسهر صیداوی» روانه كوفه ساخت. آیا باید همه آنچه را كه بر این دو مظلوم رفت باز گوییم؟
◾️مسلم بن عقیل با همه دشواری هایی كه در راه داشت به كوفه رسید، شیعیان دسته دسته به خانه مختارمی آمدند و او نامه حسین را برای آنان می خواند و آنان می گریستند و بیعت می كردند. مسلم وقتی استقبال مردم شهر را دید به حسین نوشت: «به راستی مردم این شهر گوش به فرمان و در انتظار رسیدن تو اند.» این آغاز كار بود و اما پایان آن را شنیده اید!
◾️جاسوسان كه عبید الله را از نهانگاه مسلم خبر دادند، عبیدالله «هانی بن عروه» را به قصر كشاند و او را واداشت كه مسلم را تسلیمر كند .هانی استنكاف كرد و مجروح و خون آلود به زندان افتاد... مسلم دانست كه دیگر درنگ جایز نیست و باید ازنهانگاه بیرون آید و جنگ را آغاز كند... حیله ابن زیاد كارگر افتاد و جمعیت از گرد مسلم پراكنده شدند. مسلم تنها ماند، اگر چه از اصحاب عاشورایی امام حسین، بودند مردانی كه آن روز در كوفه می زیستند و هنوز به موكب عشق الحاق نیافته بودند. هر آنسان كه بود، ابن زیاد از نهانگاه مسلم آگاه شد و «محمد بن اشعث بن قیس» را كه از سرهنگان معتمد او بود همراه با « عبیدالله بن عباس سُلَمی» و هفتاد تن از قبیله قیس فرستاد تا مسلم را بگیرند و بیاورند.
◾️مسلم چون صدای پا و شیهه اسبان را شنید، دانست كه چه روی داده است و خود شمشیر كشیده بیرون آمد تا اهل خانه را از گزند سپاهیان ابن زیاد در امان دارد و چون پای بیرون گذاشت و دید كوفیان را كه از فراز بام ها، با سنگ و رسته هایی آتش زده از نی بر او حمله ور شده اند، با خود گفت: « آیا این هنگامه برای ریختن خون فرزند عقیل بر پا شده است؟ اگر اینچنین است، پس ای نفس بیرون شو به سوی مرگی كه از او گریزگاهی نیست...»
◾️مسلم را به بام قصر بردند و گردن زدند و بدنش را به زیر افكندند. هانی بن عروه را نیز... دست بسته به بازار بردند و به قتل رساندند، در حالی كه می گفت : «الی الله المنقلب والمعاد اللهم الی رحمتك و رضوانك. بازگشت به سوی خداست... معبودا، اینك به سوی رحمت و رضوان تو بال می گشایم.»
◾️قیام مسلم در كوفه در روزهشتم ذی الحجه بود، كه آن را «یوم الترویه» گویند، و شهادتش در روز عرفه، چهارشنبه نهم ذی الحجه... امام اكنون در راه كوفه است و دو تن از فرزندان مسلم بن عقیل ( عبدالله و محمد ) نیز با او همراهند. آه ! نزدیك بود كه فراموش كنم؛ اگر روایت « اعثم كوفی » درست باشد، اكنون دختر سیزده ساله مسلم نیز در راحله عشق همسفر دختران امام حسین(ع) است.
🖋 شهید سید مرتضی آوینی
📚برشی از متن کتاب «فتح خون» فصل «کوفه»
📆 ۹ ذی الحجه، شهادت مسلم ابن عقیل و هانی ابن عروه
#فتح_خون
#مسلم_ابن_عقیل
#عرفه
🆔@ghabe_hasht
زمان:
حجم:
2.8M
🎧 در جستجوی خبر اصیل
🔸نگاه صرفا خبری و تحلیل های جنگی نسبت به وقایع فتحِ اخیر نگاهی بی خدا و مادی است.
🔸 ماهیت خبر و معنای حقیقی آن چیست؟
🔸کاربرد واژه «خبر» در قرآن و ادبیات کهن فارسی
◀️ صوت کامل جلسه
📝 متن پیاده شده این صوت
#خبر #اخبار #رسانه
#سوره_فتح
🇵🇸@revayate_Quds🇮🇷
🆔@ghabe_hasht
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🕋 روایت شهید آوینی از سفر حج
🔸 قسمت پنجم: «حالا هنگام سعي در رسيده است»
▫️«گويي هنوز آواي پرغصه هاجر به گوش مي رسد كه:
ˈهل بالوادي من انيس؟ˈ
گويي هنوز اين هاجر است كه هرولهكنان در هرم آفتاب ظهر بيابان مكه، از اين سراب به آن سراب در جستوجوي آب است.
اي مضطر، خسته مشو، خسته مشو، در باطن اين سعي تو چشمه زمزم نهفته است. حكايت آن وادي خشك و سوزان، حكايت دنياي ماست.
و آب، تمثيل حيات طيبه و اخروي است و انسان فطرتا تشنه و عطشان آب حيات است و اين آب، از چشمه ولايت و خلافت ميجوشد كه در قلب تو است.
ˈامن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء و يجعلكم خلفاءالارض.ˈ اي مضطر خسته مشو، آب زمزم اجر سعي تو است، مبادا كه اين سرابهاي فريبنده تو را به یأس بكشاند، كه یأس، چشمههاي روح را ميخشكاند. سعي بين صفا و مروه سعي بين خوف و رجاست و خوف و رجا، بال هاي طيران الي الله هستند.
و عاقبت سعي تو، چشمه زلالي است كه از زير پاي اسماعيل جوشيده است. يعني كه اي انسان، چشمههاي حيات طيبه از منابع غيب، اما از درون همان فطرت پاكي ميجوشد كه بر آن تولد يافتهاي.
خسته مشو ای مضطر، خسته مشو، سعي تو مشكور افتاده است و دعايت به استجابت رسيده.»
✍🏻 مرتضی آوینی
📚 سفر به سرزمین نور
📷 مسیر سعی صفا و مروه _ اردیبهشت ۱۴۰۵/ ذی القعده ۱۴۴۷
#حج
🆔 @ghabe_hasht