با اجازه مادر سادات رخت عزای پسرش را
نه از جان بلکه از تن در میآوریم و میگوییم
ای حسین داغ تو تا ابد در سینه ما خواهد ماند...
🔹حلولِ ماهِ ربیع الاول ماهِ شادی و شادمانیِ اهل بيت(ع) را تبریک عرض مینماییم🌸🌸
اگه منتظر داستانید برید ماجرای بله رو ببینید 🤫🤫
ble.ir/join/FrR3bVfmmo
چند روزه میخوام این قسمت رو بفرستم
ولی هی دس دس میکنم.
حالا هم که اعلام کردم باز دست و دلم نمیره
دلیل این که صبر کردم اخر شب بگذارم همینه
پیشاپیش بابت مطالبی که در داستان است از محضر همه عذرخواهی میکنم..
اگر کسی روحیهی ضعیفی داره یا قلبش بیماره بهتره این قسمت رو نخونه
یا صاحبالزمان ای کسی که با توسل به نامت این صحنه از ذهن خستهام عبور کرد قسمت میدم به رعشههای تنم موقع نوشتن این قسمت..به رنجی که سر این قسمتها متحمل شدم تمام محسنهای جهان رو نجات بده 🤲😭
لینک پیام ناشناس👇
https://daigo.ir/secret/12539884
لینک تالار گفتگو👇👇
https://eitaa.com/joinchat/773914688Cebfbca7170
هدایت شده از Sky
با سلام و عرض خداقوت خدمت خانم مقیمی گرامی
مجدد عوارض جدی و غیر قابل انکار تماشای پورن رو در این پارت دیدیم. افسردگی شدید و احساس بی پناهی و تنهایی که باعث میشه خبر فوت یه غریبه هم حال آدمو بد کنه و واکنش شدید نشون بده.
پدر محسن نوعی قطع امید توی لحنش بود. انگار که دیگه چشمش آب نمیخوره زندگی پسرش روبهراه شه. اما با این حال باز به بهونه کارای کفن و دفن دوست داره به پسرش نزدیک شه و رابطه شکاف خورده رو ترمیم کنه.
توی این پارت محسن بار ها آرزو کرد کاش پری کنارش بود و برمیگشت، اگرچه خودش بهتر از همه میدونه که تحمل آدمی مثل او خیلی سخته و پری دیگه همهی زورش رو زده اما کم آورده.
قبح گناهی که محسن مرتکب شده براش ریخته و تتمه عذاب وجدانش هم دیگه انقدری نیست که مانع کارش بشه و حداقل در خفا گناه کنه و اون نجاست رو نگاه کنه. همچنین کم شدن تدریجی هیجان فیلم ها و عمل خ.ا مدام او رو به سمت ریسک کردن و انجام اعمال بدتر هل میده. تنهایی که الان درگیرش هست هم دستشو برای کار های شرم آور تر باز گذاشته.
محسن هنوز باورش نشده که بحرانی که دچارش شده مقصری جز خودش نداره و فکر میکنه اگر پارتنر جنسی شو عوض کنه یا با چند نفر مختلف رابطه داشته باشه نیازش رفع میشه، اما در اشتباهه. چون که فیلم ها و صحنه هایی که توی ماهواره و سایت های مستهجن پخش میشن، کاملا برنامه ریزی شده و در جهت ایجاد ذهنیت کاذب برای مخاطبینشون هستن. چیز هایی که اصلا واقعیت ندارن و پشت پرده کثیفی دارن . اما متاسفانه جوانان و نوجوانان ممکنه باور کنن که اون روابط عجیب و غریب و زشت لذت زیادی دارن و تو دنیای عادی شدنی هستن.
برای آدمی مثل محسن هم همینه آهسته آهسته سوق داده شده به سمت گناه و بعد با سرعت خیلی زیادی در حال غرق شدن تو این باتلاق هست و خودش هم خبر نداره.
وقتی افسار زندگی بیفته دست شهوت دیگه از عقل کاری بر نمیاد و نتیجه اش میشه اینکه بچه مریض و معصوم خودشو برای لحظاتی دست مایه لذت زودگذرش کنه حتی اگه از ترس بی آبرویی لذت کاملی هم نتونه ببره.
و در نهایت رسیدن به ته خط و حس انزجار از خود که دیگه جونش هم براش ارزش نداره و تنها راه رهایی رو خودکشی میدونه.
محسن و محسن ها هر اتفاق بد یا حتی پیش اومدن شرایط گناه رو گردن خدا میندازن چون شجاعت پذیرش گناهی که کردن رو ندارن. در حالی که خداوند جز خیر و صلاح ما چیزی نمیخواد و حتی چیز هایی که سر راهمون قرار میده برای کمک ک عاقبت بخیریه.
در واقع شیطان هست که راحت اسباب گناه رو برای پیروانش فراهم میکنه.
امیدوارم همه افرادی که آلوده به این بیماری هستن نجات پیدا کنن و اراده راسخ داشته باشن تا ترک کنن.
با یکبار توبه کردن کار درست نمیشه بلکه همه راه های احتمالی برگشتن به گناه رو در وهله اول باید حذف کرد مخصوصا گوشی و وی پی ان و دوم هیچ وقت تنها نباشن و مشغول کار های مفید باشن و از همه مهم تر کمک خواستن از خود خداوند و اهل بیت که بهترین یاور و دستگیر هستن.
ان شاءالله هممون عاقبت بخیر بشیم.
عذر میخوام که طولانی شد.
بینی بینالله از اسفند تاحالا که قصد نوشتن این صحنه رو کردم نتونستم بنویسمش..
این رو میخوام خطاب به اونهایی بگم که میگفتن چرا داستانت نظم نداره؟ چرا اینقدر لفتش میدی؟
باور کن بعضی چیزها بازار گرمکنی نیست.
باور کن گفتن بعضی حرفها راحت نیست..
و کاش بدونی منم انسانم..
درد دارم..
رنج میکشم..
و البته دیگه توان سابق رو ندارم..