#مراقب_امید_آدمها_باشیم
مثلا آمده مشورت بگیرد و درددل کند
از دوستان خوب و توانمند
و پای کار و پر از دغدغه،
باسواد، نخبه دانشگاهی
و بیاندازه مخلص و دوستداشتنی،
تقوای عجیبی دارد
وقت حرف زدن مراقب است چیزی نگوید که باعث غیبت باشد حتی غیبت از کسانی که نمیشناسم
از معدود آدمهاییست که وقت حرف زدن حتی درددل کردن،مدام توضیح میدهد که نکند من ذرهای فکر کنم طرف مقابلش نیت سوئی داشته یا مثلا هوای نفسی یا منیتی...اصلا و ابدا!
تلاش میکند همه را توجیه کند که حواسش نبوده قصدش خیر بوده سن و سالش بالاست
حوصلهاش کم شده و و و...
او هوای نفسش را کشته
اما من که هوای نفس دارم
هرچه میگوید تصور میکنم و تصور که نه... تجربهها را به یاد میآورم
و این دست من نیست
بسوزد پدر تجربه...!
تعریف که میکند بیاختیار میخندم
با هر جملهاش لبخندی میآید
و نمیتوانم پنهانش کنم
در تعجب است چرا میخندی؟!
میگویم میخواهی تهش را من بگویم؟
و میگویم... او هم میخندد
اع از کجا فهمیدی؟!
میگویم بسوزد پدر تجربه...
ادامه میدهد و میپرسد راهکار چیست
میگویم راهکاری ندارم
نمیپذیرد... نه حتما داری حتما میدانی...
میگویم اگر راهکار میدانستم رها نمیکردم...
برق میگیردش.. نهه... چرااا...
میگویم چرایش بماند
اما قرار نیست تو رها کنی!
میگوید همه کارها خوب پیش میرود
همه چیز موفقیتآمیز است
اما چون در تیمشان نیستم
همراهی نمیکنند اصلا من را نمیپذیرند
لبخندم باز میآید و او حرصش میگیرد
میغرد که بجای خندیدن بگو چه کنم
میگویم کارت را بکن فارغ از دیگران
میگوید نمیشود که چندصدایی باشد
خوب نیست مردم چه میگویند!
راست میگوید چندصدایی خوب نیست
باید آبروداری کرد
مردم که نمیدانند و نباید بدانند
باید آبروداری کرد تا جمع، جمع بماند.
میگوید میشود بیایی و جلسه بگذاریم
و تو از کار جمعی بگویی تا دلها نرم شوند و اختلافات جمع؟
میگویم دوست من دوست خوب من
مساله شما اختلاف نیست
تو پایت را جایی گذاشتهای که کسی دردش آمده، جایی را تنگ کردهای،
و ما آدمها برایمان سخت است
تعارف که نداریم هرکسی که تهدید برای جایگاه ما باشد، حذفش میکنیم
این یک قاعده است مگر خلافش ثابت شود...
اما دلم نمیخواهد لااقل او رها کند، با همهی خوبیها و زلالیتی که در وجودش سراغ دارم،
او حیف است
نباید امیدش ناامید شود
جلسه را میگذاریم تا او و اوها هرگز ناامید نمانند.
ف. حاجی وثوق
@ghalamzann
باران ببارد میروی
باران نبارد میروی
این بغض بی صاحب چرا
از تو ندارد پیروی...
@ghalamzann
کفران نعمت است
اگر حالت بهشت نشود
وقتی درست همان وقت که نیازمندی
عزیزی یادت کرده باشد و دعایت...
شکر!
@ghalamzann
قلمزن🇵🇸
#اتفاق_خوب #احمد_آقا چه کسی جز خداوند میدانست که وقتی اینجا از احمدآقا نوشته شود و از علاقهاش به
#احمد_آقا
همراه همسرش #عروس_خانم و پسرشان چندروزی مشهد بودند،
دوستان خیّر این خانواده را از هزار کیلومتر آنطرفتر آوردند و برایشان روبروی بابالجواد(علیهالسلام) جایی گرفتند و بالاخره این زن و مرد زحمتکش را زائر آقا کردند.
احمدآقا که حالا دیگر #مش_احمد_آقا باید صدایش کنند به آرزویش رسید و آنان که بانی شدند تا او و خانوادهاش برای اولین بار طعم زیارت را بچشند، نمیدانم چه احوالی دارند.
الحمدلله
@ghalamzann
قلمزن🇵🇸
*آن مرد در باران آمد* آقاسید کارگر جوانی که در حین کار از ارتفاع سقوط کرد و قطع نخاع شد، ماند روی د
#اعلام_نیاز
#یکساعت_در_هفته
#آقا_سید همان پدریست که چندوقت قبل از ارتفاع سقوط کرد و قطع نخاع شد،
و ماند روی دست همسر جوان و فرزندان کوچکش که کاری نمیتوانند انجام دهند.
به لطف خداوند، خیرین آمدند پای کار،
معیشت این خانواده مظلوم معلق نماند
و درمان و تامین پوشک و...
اما بهبودی حال آقاسید وابسته به ماساژدرمانی روزانه است
کاری که هزینه بالایی دارد اما یکی از بندگان خوب خدا به شکل جهادی در این مدت هرروز شده است پرستار آقاسید و هرروز یک مسیر طولانی را تا توس 150 میرود تا کار فیزیوتراپ را انجام دهد،
خداوند حافظش باشد.
وضعیت آقاسید به لطف خداوند و تلاش این پرستار جهادی تغییر کرده است و این کار نیازمند استمرار است و نباید متوقف شود،
ادامه کار نیازمند نیروی داوطلب است
7 شب هفته را اگر 7 نفر بپذیرند و یکساعت برای سید وقت بگذارند، میشود که زندگی را دوباره به او و خانوادهاش برگردانند، این کار به شدت اهمیت دارد و ضروريست.
اگر میتوانید در این مسیر این پرستار جهادی را همراهی کنید فقط کافیست اعلام کنید کدام شب در هفته را قبول میکنید که یکساعت کنار سید باشید، نوع کار آسان است و پرستار ایشان آموزش خواهند داد.
با رمز مقدس "یا زهرا" نیت کنیم و یک ساعت در هفته را نذر این خانواده کنیم.
آیا داوطلب هستید یا میتوانید کسی را معرفی بفرمایید؟ بسمالله🙏
ف. حاجی وثوق
@ghalamzann
#hero
ما عزادار رفتن "تو" هستیم جهانمَرد!
و تا ابد خواهیم ماند
اما عزایی که
در دلش"حماسه"جریان دارد
و عزایی که "حرکت" ایجاد میکند
ما دلمان "سوخته" است
و هنوز دارد میسوزد
اما این سوختن
قرار نیست به "خاکستر" برسد
قرار است "نور" شود و "گرما" شود
و جهانی که تو برایش "امنیت" میخواستی
به "آرامش" برسد
اینکه سراسر زندگیات
در حال "دویدن" بودهای،
اینکه برخلاف خیلی از ما نه نشستهای
نه شکایت کردهای
یعنی "یکهیچ" همیشه به نفع تو بوده است
و ما دلمان خواسته شبیهت شویم
و لااقل ربطی به تو داشته باشیم.
تو برایمان این را بخواه تا اجابت شود.
ف. حاجی وثوق
#یکوبیست
#سیزده_دی
@ghalamzann