🛑ماده288
اگر مالک بعد از عقد در مورد معامله تصرفاتی کند که موجب ازدیاد قیمت آن شود در حین اقاله به مقدار قیمتی که به سبب عمل او زیاد شده است مستحق خواهد بود.
🛑تفسیر ماده ۲۸۸ قانون مدنی
+ قابل ذکر است که ماده ۲۸۷ قانون مدنی ناظر به نمائات و منافع طبیعی است که نتیجه کار و فعالیت انسان نمیباشد؛ اما اگر در نتیجه کار متصرف، افزایش قیمت در فاصله بین عقد و اقاله در مورد معامله حاصل شده باشد، چنانکه مشتری خانه را تعمیر یا نقاشی کند، یا کتاب را صحافی نماید، افزایش قیمتی که در اثر عمل او حاصل شده است متعلق به او خواهد بود.
+ یعنی میتواند برای اضافه قیمتی که در نتیجه تصرف او ایجاد شده است به مالک بعد از اقاله رجوع کند و پرداخت تفاوت قیمت را از وی بخواهد؛ زیرا مالک بعد از عقد در مال خود تصرفاتی کرده که مجاز و افزاینده ارزش مال بوده است و عمل او محترم است، پس باید تفاوت قیمتی که حاصل شده است به وی پرداخت گردد.
🛑ماده 289
ابراء عبارت از این است که داین از حق خود به اختیار صرف نظر نماید
🛑تفسیر ماده ۲۸۹ قانون مدنی
+ اِبراء در لغت به معنی پاک کردن و بیزار ساختن است.
+ ابراء یک عمل حقوقی یک جانبه (ایقاع) است و احتیاج به رضایت مدیون ندارد: همین که بستانکار قصد خود را بر صرف نظر کردن از دین به نحوی از انحاء اعلام کند، دین ساقط میشود، اگر چه متعهد به آن راضی نباشد.
+ انشاء اثر حقوقی، هرگاه با دو اراده متقابل یا توافق صورت پذیرد، «عقد» نامیده میشود و آنکه با یک اراده تحقق مییابد «ایقاع» است. ولی، وصف مشترک هر دو این است که اراده شخص کارگزار اصلی است و جانشین اراده عمومی (قانون) میشود.
+ ایقاء، که با یک انشاء واقع میشود و اثر دلخواه را ایجاد میکند، بدون اینکه نیاز به توافق باشد: چنانکه ابراء به اراده طلبکار واقع میشود و طلاق به اراده شوهر.
+ در ایقاء نیز قصد انشاء ضرورت دارد، منتها، این انشاء منوط به انشای دیگر نیست و خود به استقلال کارگزار و نافذ است.
+ اعمال حقوقی: اعلام ارادهای است که به منظور ایجاد اثر حقوقی خاص انجام میشود و قانون نیز اثر دلخواه را بر آن بار میکند. این اعلام اراده را «انشاء» به معنی ایجاد میگویند و برای بیان ارادی و عمدی آن «قصد انشاء» نیز گفته میشود.
🛑ماده 290
ابراء وقتی موجب سقوط تعهد میشود که متعهدله برای ابراء اهلیت داشته باشد
🛑تفسیر ماده ۲۹۰ قانون مدنی
+ دائن در اثر ابراء، در حقوق مالی خود تصرف مینماید. بنابراین هرگاه متعهدله محجور باشد ابراء او صحیح نیست زیرا که تصرفات او چنانکه در شرایط صحت معامله (ماده ۱۹۰ قانون مدنی) بیان گردید، باطل و در بعض موارد غیرنافذ است.
🛑تفسیر ماده ۲۹۱ قانون مدنی
+ دین قائم به شخصیت حقوقی است و میت شخصیت حقوقی خود را از دست داده و مدیون شناخته نمیشود تا بتوان او را ابراء نمود. با توجه به جنبه ادبی ماده که منظورش از ابراء ذمه میت از دین، ابراء دینی است که متوفقی در زمان حیات خود داشته است. زیرا متوفی اگر چه دارای شخصیت حقوقی نیست ولی شخصیت مذهبی خود را از دست نداده و در مقابل دائن خود بدهکار شناخته میشود.
+ ابراء ذمه مبیت از دین نیز صحیح است و سبب سقوط تعهد میشود. زیرا، هر چند میت از جهت حقوقی فاقد شخصیت است، ولی از جهت معنوی و بر اساس اعتقادات جامعه ما بر بقای روج و مسئوولیت اخروی، دارای شخصیت است و به این اعتبار، تعهد برای او قابل تصور است و ابراء میتواند آن را ساقط کند.
🛑ماده 292
تبدیل تعهد در موارد ذیل حاصل میشود:
۱- وقتی که متعهد و متعهدله به تبدیل تعهد اصلی به تعهد جدیدی که قائم مقام آن میشود به سببی از اسباب تراضی نمایند در این صورت متعهد نسبت به تعهد اصلی بری میشود.
۲- وقتی که شخص ثالث با رضایت متعهدله قبول کند که دین متعهد را ادا نماید.
۳- وقتی که متعهدله مافیالذمه متعهد را به کسی دیگر منتقل نماید.
🛑تفسیر ماده ۲۹۲ قانون مدنی
+ تبدیل تعهد چنانکه از نام آن معلوم میشود عبارت است از تبدیل تعهد سابق به تعهد دیگری که جانشین آن میگردد.
+ تبدیل تعهد بر سه قسم است:
الف) تبدیل تعهد به وسیله تبدیل دین
تبدیل تعهد به وسیله تبدیل دین هنگامی محقق میشود که متعهد و متعهدله با توافق یکدیگر تعهد اصلی را به تعهد جدیدی که جایگزین آن باشد تبدیل نمایند. در این صورت، تعهد اصلی ساقط و متعهد نسبت به آن بری میشود (بند اول ماده ۲۲ قانون مدنی). این نوع تبدیل تعهد به نوبه خود به دو قسم تقسیم میشود:
۱) تبدیل تعهد به وسیله تبدیل مورد دین: ممکن است طرفین قرارداد توافق نمایند که به جای مورد تعهد، چیز دیگری تادیه شود. مثلا به جای قند، شکر تحویل گردد و به جای تدریس زبان انگلیسی، زبان فرانسه تدریس شود.
۲) تبدیل تعهد بوسیله تبدیل سبب دین: ممکن است موضوع تعهد تغییر نکند، بلکه تبدیل تعهد ناشی از تبدیل سبب دین باشد، چنانکه کسی به دیگری مبلغی به عنوان اجاره بها یا ثمن معامله بدهکار باشد و سپس طرفین توافق کنند که همان مبلغ به عنوان قرض نزد او بماند. در این صورت، تعهد اول ساقط میشود و احکام اجاره یا بیع دیگر درباره مورد تعهد جاری نخواهد بود، بلکه تعهد مشمول احکام قرض خواهد شد.
ب) تبدیل تعهد به وسیله تبدیل مدیون
هرگاه شخص ثالثی با رضایت متعهدله قبول کند که دین متعهد را ادا نماید، دین متعهد اصلی ساقط و تعهد شخص ثالث جای آن را میگیرد (ند دوم ماده ۲۲ قانون مدنی). از آنجا که این نوع تبدیل تعهد با عقد قراردادی بین متعهد جدید و متعهدله تحقق مییابد، قصد و رضای طرفین لازم است.
+ تبدیل تعهد به وسیله تبدیل مدیون بر دو قسم است:
اول- با موافقت مدیون: چنانکه مستاجر خانهای، اجاره خود را در تمامی مدت به دیگری واگذار نماید و با مستاجر جدید قرار دهد در مقابل مالک خانه تعهد کند که مال الاجاره را مستقیما به او بدهد و تعهد مزبور انجام گیرد. در این فرض، تعهد مستاجر اول در مقابل مالک خانه تبدیل به تعهد مستاجر دوم شده و تعهد او به پرداخت مال الاجاره ساقط میگردد.
دوم- بدون موافقت مدیون: چنانکه کسی به دیگری مدیون است، سپس پدر مدیون به طلبکار مراجعه بنماید و از او بخواهد که قبول کند به جای پسرش متعهد شود که طلب او را در سر موعد مقرر بپردازد. پس از قبول طلبکار، سند جدیدی بین او و پدر تنظیم میشود و بدین وسیله تعهد پسر ساقط و تعهد پدر جانشین او میگردد.
ج) تبدیل تعهد بوسیله تبدیل داین
برابر بند سوم ماده ۲۹۲ قانون مدنی، متعهدله میتواند طلب خود را به دیگری انتقال دهد و در این صورت نیز تبدیل تعهد محقق خواهد شد. در تبدیل تعهد به اعتبار تبدیل داین، دین قبلی ساقط و رابطه حقوقی جدیدی بین بدهکار و بستانکار جدید پدید میآید و از آنجا که مدیون یک طرف این رابطه حقوقی جدید میباشد، اراده او نیز برای تحقق اینگونه تبدیل تعهد، بنابر قاعده، لازم است.