🛑تفسیر ماده ۳۳۴ قانون مدنی
+ مسئولیت مالک حیوان در مورد بالا از نظر تکلیفی است که در حفاظت حیوان ملک خود به عهده دارد و الا مالکیت به تنهایی نمیتواند ایجاد مسئولیت بنماید. بنابراین در صورتی که مالک حیوان در حفاظت حیوان تقصیر کند یعنی احتیاطات لازمه را که شخص معتدل مینماید رعاین نکند، وظائف خود را ترک کرده است و مسئول خسارت ناشیه از عمل آن حیوان میباشد زیرا در عرف و منطق ساده اجتماع در صورتی میتوان مالک را ضامن خسارت دانست که بر خلاف آنچه (از عمل یا ترک عمل) که بر عهده دارد، رفتار نماید
💗ماده ۳۳۵
در صورت تصادم بین دو کشتی یا دو قطار راهآهن یا دو اتومبیل و امثال آنها مسئولیت متوجه طرفی خواهد بود که تصادم در نتیجه عمد یا مسامحه او حاصل شده باشد و اگر طرفین تقصیر یا مسامحه کرده باشند، هر دو مسئول خواهند بود.
💗تفسیر ماده ۳۳۵
در صورت وقوع تصادم باید قبلا تشخیص داد که در اثر تقصیر کدامیک از آن دو تصادم حاص شده است و هرگاه معلوم شد که یکی از آن دو تقصیر کرده، او مسئول خسارت طرف خود است.[
💗ماده ۳۳۶
هر گاه کسی بر حسب امر دیگری اقدام به عملی نماید که عرفاً برای آن عمل اجرتی بوده و یا آن شخص عادتاً مهیای آن عمل باشد عامل مستحق اجرت عمل خود خواهد بود مگر اینکه معلوم شود که قصد تبرع داشته است.
تبصره (الحاقی ۱۳۸۱/۰۵/۰۹) – چنانچه زوجه کارهایی را که شرعا به عهده وی نبوده و عرفا برای آن کار اجرتالمثل باشد، به دستور زوج و با عدم قصد تبرع انجام داده باشد و برای دادگاه نیز ثابت شود، دادگاه اجرتالمثل کارهای انجام گرفته را محاسبه و به پرداخت آن حکم مینماید.
💗تفسیر ماده ۳۳۶
یکی از اسباب ضمان قهری استیفاء است و آن عبارت از بهرهمند شدن کسی است از عمل یا منفعت مال غیر برحسب اذن قبلی که داده است. اسیتفاء از اقسام شبه عقد و مانند اجاره است زیرا در استیفاء توافق بین طرفین برای انجام عمل و یا بردن منفعت از مال موجود میباشد و از این جهت شباهت به عقد دارد ولی شرایط دیگر عقد را از قبیل تعیین عوض فاقد است.[۱]
+ چنانکه از ماده بالا معلوم میشود استیفاء از عمل غیر بر دو نوع است:
۱) استیفاء از عمل غیر که عرفاًَ برای آن عمل اجرتی باشد: در این امر فرق نمینماید کسی که عمل مزبور را انجام میدهد مهیای برای آن عمل باشد، مانند حمال که آماده باربری است یا آنکه مهیای آن نباشد مانند شخص عادی که به بردن بار گمارده شده باشد.
۲) استیفاء از عمل غیر که عرفاً آن عمل اجرت ندارد: ولی او خود را مهیای انجام آن نموده که در مقابل عوض بگیرد این امر نوعاً در اعمال کوچک و تشریفاتی میباشد مانند کسی درب هتل میایستد تا درب اتومبیل را باز کند و مبلغی دریافت دارد و یا شاگردان دکان خیاطی یا کفاشی لباس یا کفش را به مشتری میدهد تا شاگردانی بگیرد و امثال آن.
💗ماده ۳۳۷
هرگاه کسی بر حسب اذن صریح یا ضمنی از مال غیر استیفاء منفعت کند، صاحب مال مستحق اجرتالمثل خواهد بود، مگر اینکه معلوم شود که اذن در انتفاع مجانی بوده است.
💗تفسیر ماده ۳۳۷
ظاهر ماده در صورتی است که برای منفعتی که از مال غیر استفاده میشود در عرف اجرتی باشد، چنانکه مالک خانه به کسی اذن دهد در یکی از اطاقهای او چند روز سکونت نماید، شخص مزبور ملزم به پرداخت اجرت المثل آن اطاق است زیرا اذن در استفاده از چیزی که در نظر عرف دارای اجرت است مستلزم مجانی بودن آن نمیباشد و الا هرگاه در نظر عرف برای آن منفعت اجرتی نباشد چنانکه مالک خانه به عبورکننده که خسته شده اجازه دهد روی سکوی درب خانه برای رفع خستگی بنشیند، نمیتواند مطالبه اجرت نماید.
💗تفسیر ماده ۳۳۸
بیع در لغت به معنی فروش است.
+ در قانون مدنی ایران بیع عبارت از عقدی است که به وسیله آن یکی از طرفین که بایع نامیده میشود عین مالی را در مقابل مال دیگری به طرف خود که مشتری نامیده میشود به قصد بیع تملیک مینماید.
+ عقد بیع مانند تمام عقود دیگر دو طرف دارد که یکی را بایع و فروشنده و دیگری را مشتری و خریدار گویند.
+ بنابر تعریف بیع در ماده ۳۳۸ قانون مدنی، چنین بر میآید که: ۱) بیع عقدی است تملیکی ۲) بیع از عقود معوض است ۳) مبیع باید عین باشد.
۱) معنی تملیکی بودن بیع: منظور از تملیکی بودن عقد بیع این است که انتقال مبیع به خریدار و ثمن به فروشنده با ایجاب و قبول واقع شود. همین که خریدار و فروشنده درباره مبادله دو کالا و شرایط آن توافق کنند، مبیع و ثمن خود به خود مبادله میشود و نیاز به ایجاد تعهد و اجرای آن ندارد.]
۲) معنی معوض بودن بیع: بیع عقدی است معوض، یعنی عین مال که فروخته میشود با مال دیگر (که امروز بطور معمول پول است) مبادله میشود. این وصف، بیع را از تمام انواع عقود رایگان ممتاز میسازد. زیرا، در اینگونه قراردادها، یا مالی بدون هیچگونه عوض به دیگری واگذار میشود، یا اگر تعهدی نیز بر انتقال گیرنده شرط شود، بین این تعهد و موضوع اصلی رابطه علیت به وجود نمیآید.
۳) مبیع باید عین باشد: عین عبارت از مالی است که وجود مادی و محسوس دارد و بطور مستقل مورد داد و ستد قرار میگیرد نه به عنوان ثمره تدریجی از عین دیگر. بطور معمول، وقتی میگویند عین مالی مورد انتقال ده قرار گرفت، مقصود عین و منافع آنست. ولی گاه نیز ممکن است منفعت مالی در اثر قرارداد به شخص دیگر منتقل شود. در این صورت عین را «مسلوب المنفعه» مینامند.
+ منفعت به مالی میگویند که به تدریج از عین استفاده میشود. منفعت، در فرض کامل خود، وجود خارجی و محسوس ندارد و به همین دلیل است که آن را به «صلاحیت استفاده از مال» تعبیر کردهاند.
+ واژه عین در ماده ۳۳۸ قانون مدنی، برای این است که، مفهوم بیع از اجاره ممتاز شود و تاریخ فقه نشان میدهد که قید «عین» در تعریف بیع به همین منظور بوده است. زیرا، اجاره تملیک «منفعت» به عوض معلوم است (ماده ۴۶۶ قانون مدنی) و بیع تملیک عین به عوض معلوم.
بیع عقدی است تملیکی و در صورتی که مبیع عین خارجی یا در حکم آن باشد به نفس عقد به ملکیت مشتری داخل میشود، اگر چه هنوز مبیع تسلیم مشتری و ثمن به قبض بایع داده نشده باشد. همچنین است در صورتی که ثمن عین خارجی و یا در حکم آن باشد.
💗ماده ۳۳۹
پس از توافق بایع و مشتری در مبیع و قیمت آن عقد بیع به ایجاب و قبول واقع میشود.
ممکن است بیع به داد و ستد نیز واقع گردد.
💗تفسیر ماده ۳۳۹
منظور از ایجاب و قبول الفاظ و عبارتی است که به وسیله متعاملین اداء میشود و اراده حقیقی خود را در انعقاد بیع اعلام میدارند.
+ پیشنهاد «معامله» با ایجاب و پذیرفتن آن با «قبول» تحقق مییابد.
+ ضرروتی ندارد که وسیله بیان اراده لفظ باشد. قانون مدنی، پذیرفته است که بیع به داد و ستد انجام شود. بنابراین، در مواردی که قیمت کالایی معین است و خریدار از اوصاف مبیع اطلاع دارد، ممکن است بدون هیچ گفتگویی مبیع با پول مبادله شود: مانند فروش سیگار و کبریت. بیعی را که به داد و ستد انجام میشود در اصطلاح «معاطات» میگویند