🛑ماده 349
بیع مال وقف صحیح نیست مگر در موردی که بین موقوف علیهم تولید اختلاف شود به نحوی که بیم سفک دماء رود یا منجر به خرابی مال موقوفه گردد و همچنین در مواردی که در مبحث راجع به وقف مقرر است.
🛑تفسیر ماده ۳۴۹ قانون مدنی
+ مقصود از «سفک دماء» قتل نفس است نه هر خونریزی، خواه قتل نفس فوری باشد یا جرح منتهی به آن.
🛑ماده 350
مبیع ممکن است مفروز باشد یا مشاع یا مقدار معین به طور کلی از شیء متساویالاجزاء و همچنین ممکن است کلی فیالذمه باشد
🛑تفسیر ماده ۳۵۰ قانون مدنی
+ ماده ۳۵۰ قانون مدنی مبیع را دو قسم نموده :
الف) عین خارجی و در حکم آن: عین خارجی که آن را عین شخصی و عین معین نیز گویند به چیزی گفته میشود که در خارج موجود و بتوان به آن اشاره حسیه نمود مانند آن خانه و آن دو گونی گندم موجود.
+ عین خارجی بر دو قسم است:
۱) مفروز: مفروز عبارت است از چیزی که یک نفر بالانحصار مالک آن باشد، مانند خانهای که منحصراً متعلق به محمد است و شریکی در آن ندارد و یا یک اطاق معینی از ساختمانی متعلق به او است و در آن اطاق دیگری شرکت ندارد.
۲) مشاع: مشاع عبارت است از چیزی که دو نفر یا بیشتر در آن شریک باشند و سهام هر یک را در خارج نتوان تمیز داد، مثلا خانهای که به ارث به دو پسر میرسد و یا دو نفر با پول مشترک خانهای میخرند، هر یک به نسبت سهم خود در خانه شریک است و هر قسمت و ذره که از آن خانه در نظر گرفته شود سهمی از آن بطور اشاعه متعلق به یکی و بقیه متعلق به دیگری است.
ب) کلی فی الذمه: کلی فی الذمه که آن را کلی نیز گویند. چنانکه ماده ۳۵۱ قانون مدنی تعریف مینماید چیزی است که صادق بر افراد عدیده باشد، مانند گندم و آهن که هر یک از مفهوم گندم و آهن دارای افراد بسیاری در خارج است که به هر یک از آنها گندم و آهن گفته میشود. تاجر میتواند بدون آنکه گندمی داشته باشد، یک صد تن گندم به دیگری بفروشد، پس از انعقاد بیع بایع یک صد تن گندم در ذمه و عهده دارد که باید آن را قبلا تهیه و در موعد مقرر تسلیم مشتری نماید این است که گفته میشود کلی فی الذمه
🛑ماده 351
در صورتی که مبیع کلی یعنی صادق بر افراد عدیده باشد، بیع وقتی صحیح است که مقدار و جنس و وصف مبیع ذکر بشود.
🛑تفسیر ماده ۳۵۱ قانون مدنی
+ تصور نشود که حکم ماده ۳۵۱ قانون مدنی تکرار ماده ۳۴۲ قانون مدنی درباره مبیع کلی است. زیرا، در صورتی که مبیع عین معین باشد، کافی است که مقدار و جنس و وصف مبیع را هر یک از دو طرف بداند و ضرورتی ندارد که در این باره توافقی شود و عقد بر مبنای آن منعقد گردد.
برای مثال، من اتومبیل شما را دیدهام و از چگونگی اوصاف آن اگاهیم، وقتی برای خرید آن اقدام میکنم لازم نیست که در سند تنظیم شده همه اوصاف آن را نام ببریم. همین اندازه که معلوم شود مبیع چیست و من آن را بر مبنای اطلاعات شخص خود بخرم برای درستی عقد کفایت میکند.
ولی، در مبیع کلی، چون فروشنده بر مبنای اوصافی که در عقد آمده است مبیع را انتخاب میکند، باید درباره مقدار و جنس و وصف مبیع توافق شود و مبهم ماندن هر یک از آنها در عقد سبب بطلان بیع میشود. زیرا، این ابهام تعهد فروشنده را مجهول میکند و دادرس نمیداند که او را به چه چیز باید محکوم کند. به همین دلیل است که در ماده ۳۵۱ قانون مدنی قید شده که «بیع وقتی صحیح است که مقدار و جنس و وصف مبیع (ذکر) شود.» در حالی که، ماده ۳۴۲ معلوم بودن آنها را کافی میداند.
+ در موردی که مبیع کلی است، چون درباره فرد مبیع توافق نمیشود و فروشنده باید آن را معین کند، مهمترین مساله این است که چگونه باید اوصاف موضوع عقد را روشن کرد که در عالم خارج قابل تعیین باشد. بنابراین در فروش گندم، اگر پنج خروار گندم ورامینی موضوع عقد باشد، بیع درست است. زیرا پنج خروار نشان مقدار، گندم بیانکننده جنس، و «ورامینی» وصف مبیع است
💗ماده ۳۵۲
بیع فضولی نافذ نیست مگر بعد از اجازه مالک به طوری که در معاملات فضولی مذکور است.
💗تفسیر ماده ۳۵۲
بیع فضولی را قانون مدنی صراحةً اجازه داده است.
+ رجوع کنید به مواد ۲۴۷ تا ۲۶۳ قانون مدنی.
💗ماده ۳۵۳
هرگاه چیز معین به عنوان جنس خاصی فروخته شود و در واقع از آن جنس نباشد، بیع باطل است و اگر بعضی از آن از غیر جنس باشد، نسبت به آن بعض باطل است و نسبت به مابقی مشتری حق فسخ دارد.
💗تفسیر ماده ۳۵۳
منظور ماده از کلمه (به عنوان جنس خاص)، قرار دادن آن به صورت شرط ضمن عقد نیست زیرا شرط در عقد جنبه فرعی دارد و تخلف از آن ایجاد حق فسخ برای مشروط له مینماید بلکه مقصود از جنس خاص ماهیت تکوینی مورد عقد میباشد که جنبه استقلالی را دارد و موضوع اراده حقیقی معامل قرار گرفته است.
+ هرگاه ماده ۳۵۳ قانون مدنی، جنبه فرعی داشته و علت عمده و منحصر معامله قرار نگیرد چنانکه کسی یک دست صندلی میخرد به تصور آنکه از چوب گردو است و پس از خرید معلوم میشود که از چوب جنگلی است، آن عقد صحیح میباشد زیرا موضوع قصد انشاء صندلی است و در خارج هم صندلی مورد معامله میباشد نه چوب گردو.
💗ماده ۳۵۴
ممکن است بیع از روی نمونه به عمل آید در این صورت باید تمام مبیع مطابق نمونه تسلیم شود والا مشتری خیار فسخ خواهد داشت.
💗تفسیر ماده ۳۵۴
+ ممکن است به جای بیان اوصاف کیفی مبیع، مقداری از آن جنس را مانند نمونه ارائه داد، مثلا هرگاه کسی میخواهد چندین تختخواب که در انباری در بسته است بخرد، مالک میتواند اوصاف را ذکر ننماید و یکی از آنها را نشان بدهد و بگوید تختخوابهای موجود در انبار مانند این است و شخص مزبور از روی نمونه، عده معین تختخواب خریداری مینماید.
+ ماده ۳۵۴ قانون مدنی در مورد مبیع عین شخصی است که چنانچه مبیع بر خلاف اوصاف درآید، از نظر خیار تخلف وصف مشتری میتواند بیع را فسخ نماید و الا هرگاه مبیع کلی فی الذمه باشد، تخلف از اوصاف موجب خیار فسخ نمیگردد بلکه بایع ملزم است تختخوابی که دارای اوصاف موجود در نمونه باشد تسلیم مشتری بنماید.