eitaa logo
تفسیر قانون مدنی ⚖️
8.8هزار دنبال‌کننده
13 عکس
0 ویدیو
112 فایل
🔴تفسیر قانون مدنی🔴 👨‍⚖️همراه با پژوهشگر حقوقی اباصلت توحیدلو ❌کپی با ذکر لینک کانال مجاز است❌ ✍️کانال تبلیغات حقوقی : https://eitaa.com/joinchat/3433103957Ce8496d768f
مشاهده در ایتا
دانلود
🛑ماده 348 بیع چیزی که خرید و فروش آن قانوناً ممنوع است و یا چیزی که مالیت و یا منفعت عقلائی ندارد یا چیزی که بایع قدرت بر تسلیم آن‌ ندارد باطل است، مگر این که مشتری خود قادر بر تسلّم باشد.
🛑تفسیر ماده ۳۴۸ قانون مدنی + برای آنکه بیع محقق شود مبیع باید دارای شرایط زیر باشد: ۱) مالیت داشته باشد: مبیع باید دارای ارزش معاوضه باشد و الا هرگاه آن ارزش را فاقد باشد مانند هوا، نور آفتاب و امثال آنها نمی‌تواند مورد بیع قرار گیرد. ۲) خرید و فروش آن قانونا ممنوع نباشد: مالی که خرید و فروش آن را قانون کشوری منع نموده در نظر قانون ارزش ندارد اگر چه در خارج از کشور آزادانه فروش برود زیرا مال مزبور از نظر قانون در حکم چیزی است که مالیت ندارد. ۳) منفعت عقلائی داشته باشد. ۴) بایع قدرت بر تسلیم آن داشته باشد: منظور از قدرت بر تسلیم، علم متابیعین است در حین عقد بر آنکه هر یک می‌تواند آنچه را تملیک نموده و یا تعهد کرده در موعد مقرر تسلیم به دیگری نماید. چنانچه یکی از متبایعین به آن امر تردید و یا ظن داشته باشد بیع باطل است زیرا دادن عوض در مقابل مالی که نمی‌داند به دست خواهد آورد غیر عقلائی و غرری می‌باشد
🛑ماده 349 بیع مال وقف صحیح نیست مگر در موردی که بین موقوف‌ علیهم تولید اختلاف شود به نحوی که بیم سفک دماء رود یا منجر به خرابی ‌مال موقوفه گردد و همچنین در مواردی که در مبحث راجع به وقف مقرر است. 🛑تفسیر ماده ۳۴۹ قانون مدنی + مقصود از «سفک دماء» قتل نفس است نه هر خونریزی، خواه قتل نفس فوری باشد یا جرح منتهی به آن.
🛑ماده 350 مبیع ممکن است مفروز باشد یا مشاع یا مقدار معین به طور کلی از شیء متساوی‌الاجزاء و همچنین ممکن است کلی فی‌الذمه باشد
🛑تفسیر ماده ۳۵۰ قانون مدنی + ماده ۳۵۰ قانون مدنی مبیع را دو قسم نموده : الف) عین خارجی و در حکم آن: عین خارجی که آن را عین شخصی و عین معین نیز گویند به چیزی گفته می‌شود که در خارج موجود و بتوان به آن اشاره حسیه نمود مانند آن خانه و آن دو گونی گندم موجود. + عین خارجی بر دو قسم است: ۱) مفروز: مفروز عبارت است از چیزی که یک نفر بالانحصار مالک آن باشد، مانند خانه‌ای که منحصراً متعلق به محمد است و شریکی در آن ندارد و یا یک اطاق معینی از ساختمانی متعلق به او است و در آن اطاق دیگری شرکت ندارد. ۲) مشاع: مشاع عبارت است از چیزی که دو نفر یا بیشتر در آن شریک باشند و سهام هر یک را در خارج نتوان تمیز داد، مثلا خانه‌ای که به ارث به دو پسر می‌رسد و یا دو نفر با پول مشترک خانه‌ای می‌خرند، هر یک به نسبت سهم خود در خانه شریک است و هر قسمت و ذره که از آن خانه در نظر گرفته شود سهمی از آن بطور اشاعه متعلق به یکی و بقیه متعلق به دیگری است. ب) کلی فی الذمه: کلی فی الذمه که آن را کلی نیز گویند. چنانکه ماده ۳۵۱ قانون مدنی تعریف می‌نماید چیزی است که صادق بر افراد عدیده باشد، مانند گندم و آهن که هر یک از مفهوم گندم و آهن دارای افراد بسیاری در خارج است که به هر یک از آن‌ها گندم و آهن گفته می‌شود. تاجر می‌تواند بدون آنکه گندمی داشته باشد، یک صد تن گندم به دیگری بفروشد، پس از انعقاد بیع بایع یک صد تن گندم در ذمه و عهده دارد که باید آن را قبلا تهیه و در موعد مقرر تسلیم مشتری نماید این است که گفته می‌شود کلی فی الذمه
🛑ماده 351 در صورتی که مبیع کلی یعنی صادق بر افراد عدیده باشد، بیع وقتی صحیح است که مقدار و جنس و وصف مبیع ذکر بشود.
🛑تفسیر ماده ۳۵۱ قانون مدنی + تصور نشود که حکم ماده ۳۵۱ قانون مدنی تکرار ماده ۳۴۲ قانون مدنی درباره مبیع کلی است. زیرا، در صورتی که مبیع عین معین باشد، کافی است که مقدار و جنس و وصف مبیع را هر یک از دو طرف بداند و ضرورتی ندارد که در این باره توافقی شود و عقد بر مبنای آن منعقد گردد. برای مثال، من اتومبیل شما را دیده‌ام و از چگونگی اوصاف آن اگاهیم، وقتی برای خرید آن اقدام می‌کنم لازم نیست که در سند تنظیم شده همه اوصاف آن را نام ببریم. همین اندازه که معلوم شود مبیع چیست و من آن را بر مبنای اطلاعات شخص خود بخرم برای درستی عقد کفایت می‌کند. ولی، در مبیع کلی، چون فروشنده بر مبنای اوصافی که در عقد آمده است مبیع را انتخاب می‌کند، باید درباره مقدار و جنس و وصف مبیع توافق شود و مبهم ماندن هر یک از آنها در عقد سبب بطلان بیع می‌شود. زیرا، این ابهام تعهد فروشنده را مجهول می‌کند و دادرس نمی‌داند که او را به چه چیز باید محکوم کند. به همین دلیل است که در ماده ۳۵۱ قانون مدنی قید شده که «بیع وقتی صحیح است که مقدار و جنس و وصف مبیع (ذکر) شود.» در حالی که، ماده ۳۴۲ معلوم بودن آنها را کافی می‌داند. + در موردی که مبیع کلی است، چون درباره فرد مبیع توافق نمی‌شود و فروشنده باید آن را معین کند، مهم‌ترین مساله این است که چگونه باید اوصاف موضوع عقد را روشن کرد که در عالم خارج قابل تعیین باشد. بنابراین در فروش گندم، اگر پنج خروار گندم ورامینی موضوع عقد باشد، بیع درست است. زیرا پنج خروار نشان مقدار، گندم بیان‌کننده جنس، و «ورامینی» وصف مبیع است
💗ماده ۳۵۲ بیع فضولی نافذ نیست مگر بعد از اجازه مالک به طوری که در معاملات فضولی مذکور است.