💗ماده۳۴۶
عقد بیع باید مقرون به رضای طرفین باشد و عقد مکره نافذ نیست.
💗تفسیر ماده:
برای توضیحات بیشتر به شرح مواد ۲۰۲ تا ۲۰۹ قانون مدنی نکاه کنید.
💗ماده ۳۴۷
شخص کور میتواند خرید و فروش نماید، مشروط بر اینکه شخصاً به طریقی غیر از معاینه یا به وسیله کس دیگر، ولو طرف معامله، جهل خود را مرتفع نماید.
💗تفسیر ماده ۳۴۷
معلوم بودن هر چیزی از حیث کمیت و کیفیت به مقتضای طبیعت آن است. کور نمیتواند اوصافی که به وسیله مشاهده معلوم میشود مانند رنگ و قشنگی طرز ساختمان و گلکاری و امثال آنها را مستقیما به وسیله حس خود درک نماید بنابراین چنانچه کور طرف معامله قرار گیرد به وسیله دیگری باید رفع جهل از او بشود و مانند مالی است که مشتری ندیده و به ذکر اوصاف از طرف بایع یا شخص ثالث خریداری نماید
🛑ماده 348
بیع چیزی که خرید و فروش آن قانوناً ممنوع است و یا چیزی که مالیت و یا منفعت عقلائی ندارد یا چیزی که بایع قدرت بر تسلیم آن ندارد باطل است، مگر این که مشتری خود قادر بر تسلّم باشد.
🛑تفسیر ماده ۳۴۸ قانون مدنی
+ برای آنکه بیع محقق شود مبیع باید دارای شرایط زیر باشد:
۱) مالیت داشته باشد: مبیع باید دارای ارزش معاوضه باشد و الا هرگاه آن ارزش را فاقد باشد مانند هوا، نور آفتاب و امثال آنها نمیتواند مورد بیع قرار گیرد.
۲) خرید و فروش آن قانونا ممنوع نباشد: مالی که خرید و فروش آن را قانون کشوری منع نموده در نظر قانون ارزش ندارد اگر چه در خارج از کشور آزادانه فروش برود زیرا مال مزبور از نظر قانون در حکم چیزی است که مالیت ندارد.
۳) منفعت عقلائی داشته باشد.
۴) بایع قدرت بر تسلیم آن داشته باشد: منظور از قدرت بر تسلیم، علم متابیعین است در حین عقد بر آنکه هر یک میتواند آنچه را تملیک نموده و یا تعهد کرده در موعد مقرر تسلیم به دیگری نماید. چنانچه یکی از متبایعین به آن امر تردید و یا ظن داشته باشد بیع باطل است زیرا دادن عوض در مقابل مالی که نمیداند به دست خواهد آورد غیر عقلائی و غرری میباشد
🛑ماده 349
بیع مال وقف صحیح نیست مگر در موردی که بین موقوف علیهم تولید اختلاف شود به نحوی که بیم سفک دماء رود یا منجر به خرابی مال موقوفه گردد و همچنین در مواردی که در مبحث راجع به وقف مقرر است.
🛑تفسیر ماده ۳۴۹ قانون مدنی
+ مقصود از «سفک دماء» قتل نفس است نه هر خونریزی، خواه قتل نفس فوری باشد یا جرح منتهی به آن.
🛑ماده 350
مبیع ممکن است مفروز باشد یا مشاع یا مقدار معین به طور کلی از شیء متساویالاجزاء و همچنین ممکن است کلی فیالذمه باشد
🛑تفسیر ماده ۳۵۰ قانون مدنی
+ ماده ۳۵۰ قانون مدنی مبیع را دو قسم نموده :
الف) عین خارجی و در حکم آن: عین خارجی که آن را عین شخصی و عین معین نیز گویند به چیزی گفته میشود که در خارج موجود و بتوان به آن اشاره حسیه نمود مانند آن خانه و آن دو گونی گندم موجود.
+ عین خارجی بر دو قسم است:
۱) مفروز: مفروز عبارت است از چیزی که یک نفر بالانحصار مالک آن باشد، مانند خانهای که منحصراً متعلق به محمد است و شریکی در آن ندارد و یا یک اطاق معینی از ساختمانی متعلق به او است و در آن اطاق دیگری شرکت ندارد.
۲) مشاع: مشاع عبارت است از چیزی که دو نفر یا بیشتر در آن شریک باشند و سهام هر یک را در خارج نتوان تمیز داد، مثلا خانهای که به ارث به دو پسر میرسد و یا دو نفر با پول مشترک خانهای میخرند، هر یک به نسبت سهم خود در خانه شریک است و هر قسمت و ذره که از آن خانه در نظر گرفته شود سهمی از آن بطور اشاعه متعلق به یکی و بقیه متعلق به دیگری است.
ب) کلی فی الذمه: کلی فی الذمه که آن را کلی نیز گویند. چنانکه ماده ۳۵۱ قانون مدنی تعریف مینماید چیزی است که صادق بر افراد عدیده باشد، مانند گندم و آهن که هر یک از مفهوم گندم و آهن دارای افراد بسیاری در خارج است که به هر یک از آنها گندم و آهن گفته میشود. تاجر میتواند بدون آنکه گندمی داشته باشد، یک صد تن گندم به دیگری بفروشد، پس از انعقاد بیع بایع یک صد تن گندم در ذمه و عهده دارد که باید آن را قبلا تهیه و در موعد مقرر تسلیم مشتری نماید این است که گفته میشود کلی فی الذمه