هدایت شده از _خطِ تیره_
اولین رای و نشان اولین دیدار بود
او شریف و شبهه ی من بس پر از پیکار بود
او خوش و خرم درون شعر خود سر میزند
من ولیکن ایستاده رای او دشوار بود
رای را طوری نویسد نام من باشد خدا
بعد از آن گویم که من دلخسته و او یار بود
صفحه از چشم هایم از نشانی و ز من
پر شد و نام من اندر جوهر بیدار بود
او بگفتا پاسخی او انتخابم کرده است
من که بی نام و نشان بودم پی اغیار بود
حال آن کاغذ به نام من شده و من منم
کاغذی که گرچه نامم در درونش لیک اجبار بود
ای مفسر زود بنویس از برای این سخن شعری ز جان
کاین حلاوت در حقیقت بزم بی پیکار بود
فتح من در قلعه ی نامن به دست اهل شد کار و قضا
این قدر در صفحه ی این نام مهر یار بود
#رای_اول
#اولین_رای
_خط تیره تیر ماه 1403_