زمانی که داعش قصد دارد شهر العیس را بگیرد محسن و گروهش غوغا میکنند و ضربه سنگینی به داعشیهای آمریکایی وارد میکنند.
فردای آن روز حاج قاسم را میبیند که میگوید:
_ دست مریزاد، دیشب کیا روی تانک بودند؟
حسابی شاهکار کردند.
حاج قاسم به خاطر شلیکهای زیاد و دقیق محسن و گروهش، اسم آن شب را «لیلهالفتوح» گذاشت.
همسر شهید میگوید، گویی آقا محسن می دانست اسیر میشود و بعد به شهادت میرسد و میگفت دوست دارم دشمن بداند من شیعه امیرالمومنین هستم، آنها از مادر سادات بغض و کینه دارند، پس از مدتی به این نتیجه رسید که انگشتر دُر نجف داشته باشد و من این انگشتر را برای ایشان هدیه خریدم و سپس نقش "یازهرا (س)" روی آن حک شد.