همسر شهید میگوید، گویی آقا محسن می دانست اسیر میشود و بعد به شهادت میرسد و میگفت دوست دارم دشمن بداند من شیعه امیرالمومنین هستم، آنها از مادر سادات بغض و کینه دارند، پس از مدتی به این نتیجه رسید که انگشتر دُر نجف داشته باشد و من این انگشتر را برای ایشان هدیه خریدم و سپس نقش "یازهرا (س)" روی آن حک شد.
تمام ماجرا از یک عکس شروع شد، عکسی که زیر آن نوشته شده بود: «اسارت ایرانی رافضی در خلال درگیریها در منطقه جمونه».
قطار ِ۱۲۸ .
تمام ماجرا از یک عکس شروع شد، عکسی که زیر آن نوشته شده بود: «اسارت ایرانی رافضی در خلال درگیریها در
داعشی ها به خیال خود پیروز میدان هستند !
قطار ِ۱۲۸ .
اما صلابت چشم های محسن چیز دیگری را فریاد میزند :)
یک کربلا شکوه به چشمت نهفته است ای روضه مجسّمِ گودال قتلگاه !
قطار ِ۱۲۸ .
_ اقتدا به مادر کرده بودی که از ناحیه پهلو مجروح شدی ؟
جابر جابر، احمد...
بالاخره روز موعود فرا میرسد. ۱۶ مرداد ماه ۱۳۹۶، جابرجابر احمد، جابرجابر احمد...اما پاسخی از آن سوی بیسیم به گوش نمیرسد.
محسن عزیز را در شهر القائم عراق چرخاندند، دستهایش را جدا وسنگبارانش کردند، شکنجه دادند و دست آخر سرش را بریدند و به آرزویش که همان شهادت زینبی بود رساندند.
حاج قاسم اما آتش غیرت شده بود. پیام داد و به داعش گفت: ای حیوانات انساننما، ای فرزندان اسراییل و آمریکا، منتظر باشید. به زودی انتقام خون شهید حججی را میگیریم. به شدیدترین شکل ممکن.