-بسمالله-
اینستاگرام پُر شده از اسلام آوردنهای سوپرمارکتی! البته اکسپلورِ مذهبیاش.
باقی را کاری ندارم.
فلان دختر ویدئو از اربعین رفتن و سینهزنی اش میگذارد و قشر مذهبی هم لایکها را برایش میکوبد؛ بی وقفه! بدون فکر!
بدون این پرسش که خب تو مگر امام حسین را دوست نداری؟ خب این امام حسین مگر مسلمان نبود؟ یعنی اسلامی که امام حسینت امامِ آن بوده، ناقص است برایت؟ که یک بخشش را میپذیری و بخش های دیگرش را نه؟! اگر هم کوچکترین اعتراضی کنی رگبار حرفهای روشنفکرانه با روکش شکلاتی تحویلت میدهند! که دهانت را ببندند و بروی رد کارت؛ آخر امام حسین فقط به دلها نگاه میکند و کاری به باقی احکام دین ندارد!
اصلا کاری به این ندارم که الگوریتم اینستاگرام چقدر مزخرف است و طرف این کارها برایش دیده شدن در پی دارد و ما چقدر سادهایم و فلان!
فرضم را بر این گرفتهام که فلان شخص ، واقعا حس خوبی گرفته از کربلا و نجف ، واقعا دلش میتپد برای این جبهه ..
حرفم این است که خب دین که کامل است،
پیشانی و عقبهی جبهه هم واضح است ،
تا کِی قرار است به بهانه تندروی و گیر دادنهای الکی، اسلام را دستکاری کنند
و ما هم فقط بهر تماشا برویم !
پ.ن: این مدت مخصوصا بعد از اربعین
واقعا حجم عظیمی از این مدل افراد توی اینستاگرام برجسته شدن و کمکم چشم ما داره عادت میکنه به دیدن این افراد، به اینکه راحت بگذریم ساده بگیریم و بگیم همین که اومده این سمتی کافیه! نهایتش هم خیلی جاها حرمت اهلبیت نگه داشته نشده و شاهد بلاگری شدن عتبات شدیم ..
@ghavem | مَهنوشت
قاوِم!
[یا لَیت]
- بسمالله -
من این عکس را خیلی دوست دارم.
عرض ارادت آن جوان را هم؛
سادگی و صفایش را هم.
من توی عکسهایی که این روزها میبینم
مدام دارم حسرت میخورم که چرا بیشتر نماندید؟ چرا شما را از ما گرفتند؟ چرا نتوانستند ببینند که ما چند صباح بیشتر زیر سایهتان نفس بکشیم ؟ چرا داغ دیدارهایی که منتهی به بیت میشد را بر دلمان گذاشتند؟
راستش را بخواهید حسرت به دل ماندن سخت است، غریب است؛ من دلم برای خودم میسوزد که تا آخر عمرم حسرت به دل میمانم؛ حسرت اینکه یکبار دیگر ببینمتان، حتی از دور. حسرت اینکه ببینم خامنهای دات آی آر کدام بخش از حرفهایتان را تیتر میکند و عکسنوشته میسازد، یا اینکه انتشارات انقلاب اسلامی این بار سراغ کدام بیاناتتان میرود و برایمان کتاب چاپ میکند، من تا آخر عمرم حسرت به دل میمانم؛ حسرت اینکه شما باشید و بارها و بارها برایمان سخنرانی کنید،
شما باشید و ما ببینیمتان حتی از توی قاب تلوزیون ،
فقط بدانیم که هستید، که حضور دارید، که قوت زانوها و مشتهای گره کردهی مایید..!
@ghavem | مَهنوشت
یه بندهخدایی هم ما داریم توی مملکت،
هر از چند گاهی میاد پشت تریبون میگه نداریم، بدبختیم، مشکلاتمون زیاده، من نمیتونیم!
اگه کسی بهتر بلده بفرما، این گوی و این میدان!
جالبه بدونید که همین بنده خدا مسئول رفع نداری و بدبختی و مشکلات مملکته 🤌
امشب حوالی ساعت ۸،
توی کتاب "روایتِ آقا"، صفحهی سیوششم، با ماژیک زرد رنگ، یک جمله را رنگی کردم؛ تا همانطور پررنگ و برجسته توی ذهنم باقی بماند:
"بعد، من به دنیا میآیم که اسم من را میگذارند علیآقا. با همین قید آقا*."
تا یادم باشد سایهیِ سر بودنِ شما از همان کودکی بوده، از همان موقع که صدای گریههایتان توی خانهی حاج سید جواد خامنهای پیچید. از همان موقع "آقا بودن" کنار نام شما خودش را پیدا کرد.
راستی سیدعلیآقای خامنهای،
دلمان برایتان تنگ شده...
#بیوقتی
قاوِم!
- بسمالله - من این عکس را خیلی دوست دارم. عرض ارادت آن جوان را هم؛ سادگی و صفایش را هم. من توی عکس
Hossein Norshargh | موزیکدلHossein Norshargh - Chamedonet (320).mp3
زمان:
حجم:
3.6M
شاید اگر حسرت یک قطعه موسیقی بود، میشد همین یک دقیقه و بیست و هشت ثانیه ..
نمیدونم چجوری،
ولی شده با یه رشته نخِ نازک
با یه تصویر خیلی ضعیف حتی،
خودتون رو به قضیه فلسطین گره بزنید...