eitaa logo
قصه در مدرسه
5.8هزار دنبال‌کننده
590 عکس
298 ویدیو
9 فایل
مرکز توسعه سواد خواندن ◇ ارتباط با ادمین: @ghdm_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📒 معرفی کتاب داستان "چی کاشتی چی نکاشتی؟" خانم معلم علوم از شاگردانش میخواهد که تا هفته بعد هر چه را که دوست دارند در باغچه مدرسه .بکارند فکر میکنی شاگردان مدرسه حیوانات چه چیزهایی میکارند؟ کاشته های کدامشان سبز میشود؟ قصه چی کاشتی چی نکاشتی را بخوان تا پاسخ را پیدا کنی! ✏️نویسنده: بهاره نیکخواه آزاد 🖌تصویرگر: سارا خرامان 🌼مخاطبان دانش آموزان پایه دوم ابتدایی برای تهیه این کتاب و دفتر قصه همراه آن به نشانی زیر مراجعه کن. 🌐سایت ما: Www.instory.ir 📍 اطلاعات بیشتر، سفارش و دریافت نمونه از طریق لینک زیر 👇 www.meraat.ir/survey/s-1n1e7QL
سعید کاظمی مهندس معمار با مدرک ارشد این رشته، سالهاست که ضمن کار و فعالیت، در محیط‌های آموزشی و دانشگاهی نیز تدریس می‌کند. او هم مثل خیلی‌ از ما، قصه‌های واقعی زندگی را ابتدا در دل خانواده از نقالی پدر و کتابخوانی مادر آموخته و سپس وارد جامعه شده است. قصه، داستان و کتاب، از گذشته بوده و تا آینده هم اثرگذار خواهد بود. با این خاطره از جنس زندگی همراه می‌شویم.  👇👇👇
📒وقتی پدرم اقتصاد را در قالب افسانه آموزش داد هنوز هم وقتی چشمانم را می‌بندم، خود را در آن روستایی می‌یابم که پدرم با کلام نقّالش در ذهن کودکی من بنا نهاد. روستایی با کوچه‌های خاکی که بوی نان تازه می‌داد، با چوپان پیر و کدخدای خردمند، با بافنده‌ای که در سکوت شب نخ می‌ریسید و با بازاری که داد و ستدش، درس نخست زندگی بود. پدرم، با آن‌که شغل آزاد داشت، اما هرگز اعداد خشک دفترش را مستقیم به من نیاموخت؛ بلکه حکمت خرید و فروش، اعتماد و تعهد را در قالب داستان‌هایی بداهه و جاندار به روستای خیالی‌مان می‌آورد. من، یعنی همان کودک کنجکاو، هر شب پای قصه‌های او می‌نشستم و بی‌آنکه بدانم، الفبای زیستن در جامعه‌ای بزرگ‌تر را می‌آموختم. هر شخصیت قصه، دریچه‌ای به جهانی پیچیده می‌گشود که سال‌ها بعد، آن را «جامعه» نامیدم. در کنار این میراث شفاهی، مادرم، معلمی ساده‌پوش و صبور، دنیای دیگری را با انگشتانی لطیف بر صفحات کتاب برایم ورق می‌زد. عصرهای آرام، پس از پایان قصه‌های روستا، نوبت به قلمرو بی‌کران داستان‌ها و اشعار می‌رسید. صدای گرم او کلمات را جان می‌بخشید و تخیل مرا به پرواز درمی‌آورد. اگر پدرم مرا با حکمت عملی زندگی آشنا می‌کرد، مادرم شعله‌ی عشق به دانستن و زیبایی‌های نهفته در خطوط سیاه بر صفحه‌ی سفید را در وجودم روشن می‌کرد. این دو صدای هماهنگ، سمفونی یادگیری دوران کودکی من را می‌ساختند. یادم نمی‌رود روزی که چشمم به دوچرخه‌ای کوهستانی در ویترین یک مغازه افتاد؛ آرزویی دور و دراز برای پسری در سن و سال من. پس‌اندازم را شمردم و دریافتم که حتی برای خرید نمونه‌ای دست‌دوم نیز کافی نیست. سکوت کردم، اما پدرم انگار قصه‌ی ناگفته‌ی قلبم را خوانده بود. فردای آن روز، بدون آنکه چیزی بگویم، نزدش رفتم. او با همان نگاه آشنای قصه‌گو گفت: «می‌توانم اندازه‌ی توان تو قدم بردارم و اگر لازم است، کمکت می‌کنم تا باقی راه را بپیمایی.» و آن‌گاه بار دیگر قصه‌گویی آغاز شد. این بار، قصه از روستا و نیاز یکی از جوانانش به یک وسیله‌ی ضروری بود و نحوه‌ی قرض گرفتن از کدخدای خیرخواه و بازپرداخت منظم آن. پدرم با ظرافت تمام، مفهوم «وام»، «تعهد» و «برنامه‌ریزی» را در لفافه‌ی این ماجرا گنجاند. سپس از من پرسید: «حالا به نظرت، این جوان قصه چه باید بکند؟» پاسخ من، طرح ساده‌ی پس‌انداز و قسط بود. او لبخند زد و گفت: «پس بیا قراردادی ببندیم، مثل قصه.» با کمک او، که بیشتر یک راهنمایی ارزشمند بود تا یک مبلغ نقدی، توانستم دوچرخه‌ی آرزویم را البته در حد دست دوم از خانواده‌ای که قصد مهاجرت داشتند با پس‌انداز خودم و وام‌ پدرم بخرم. اما بزرگ‌ترین هدیه، خود آن پول نبود؛ بلکه درس ملموس مسئولیت‌پذیری، مدیریت منابع و اعتماد بود که در قالب آن «اولین وام زندگی» به من داده شد. امروز که به گذشته می‌نگرم، درمی‌یابم که دیدگاه من نسبت به آموزش، ریشه در همین خاک حاصلخیز کودکی دارد. آموزش از نظر من، تنها انتقال اطلاعات نیست؛ بلکه بافتن تار و پود حکمت در دل روایت‌هایی است که جان می‌گیرند و خواندن صفحه‌هایی است که روح را گسترش می‌دهند. من مدیون قصه‌های روستای پدرم و کتاب‌های مادرم هستم که به من آموختند چگونه بیاموزم و چگونه بیاموزانم.
🌸مجلات گلک فصلنامه بهار ویژه نوروز 🌸 ✅ شامل: قصه های شیرین ، شعرهای کودکانه ، فایل های صوتی ،داستان‌های تصویری ، کمیک استریپ ،نمایش، جدول و سرگرمی ، طنز ، مطالب علمی و فعالیت‌های متنوع 🔻 ایام نوروز فرصتی مناسب برای تقویت مهارت‌های زبانی همراه با لذت و سرگرمی 📍به همت چهره های صاحب نام ادبیات کودک و پیشکسوتان آموزش و پرورش 📍تقویت مهارت های سواد پایه ، مهارت های زبانی و ترویج فرهنگ مطالعه 📗 "نو گلک " ویژه پایه اول 📕 "گلک من" ویژه پایه دوم 📗 "گلک تو " ویژه پایه سوم و چهارم 📕 "گلک نو " ویژه پایه پنجم و ششم 🔻قیمت ۱۰۰.۰۰۰ تومان ⬅️ ۳۰٪تخفیف ویژه مدارس : ۷۰.۰۰۰ تومان ✔️ جهت مشاهده فیلم معرفی مجلات و ثبت سفارش لینک رسمی زیر را انتخاب نمایید . https://survey.porsline.ir/s/wkevcY3 تلفن پیامک : ۸۵۶۷۰_۰۲۱
15.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚘️سومین شماره فصلنامه " گلک تو" ویژه بهار با مطالب جذاب، داستان‌های زیبا، شعرهای دوست داشتنی و تصاویر رنگارنگ، همراه با فایل‌های صوتی دلنشین منتشر شد. 🎨 این مجله مختص دانش‌آموزان پایه‌های سوم و چهارم دبستان است. 🎁 فصلنامه‌های «گلک»؛ دنیایی پر از نشاط و شادابی برای همراهی دانش آموزان دبستان در مسیر خواندن ✨ 🌐 مرکز توسعه سواد خواندن مجموعه‌ای تازه از مجلات گلک  را منتشر کرد. چهار فصلنامه برای دانش‌آموزان پایه‌های اول تا ششم در مسیر شیرین یادگیری و لذت بردن از خواندن. 🔗️ جهت مشاهده فیلم معرفی مجلات و ثبت سفارش لینک رسمی زیر را انتخاب کنید . https://survey.porsline.ir/s/wkevcY3 📞 سفارش: ۰۲۱۸۵۶۷۰ 🌐 shop.meraat.ir 🌐 www.instory.ir
14.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎧❤️ قصه ظهر جمعه❤️ 🎧 3️⃣فصل سوم کتاب جونگوله مو 📗 📌این کتاب شامل چهار فصل جذاب و خواندنی است. ✨جونگوله مو نمی‌خواهد کثیف باشد، اما کثیف است. نمی‌خواهد خانه‌ای شلوغ و به هم ریخته داشته باشد، اما دارد. 🏡 نمی‌خواهد موهایش بلند و ژولیده باشد، اما یک جنگل مو روی سرش دارد.🌳🌲🌴🌿 چرا؟ چون او خیلی تنبل است و انجام هر کاری را به فردا می‌اندازد. 🌙⭐️یک شب جونگوله مو با سر و صداهایی از خواب می‌پرد؛ صدای جیرجیر در و پچ پچ دو مهمان ناخوانده... 🐈🐈‍⬛ ✔️ پیشنهاد می‌شود داستان‌ها را برای بچه‌ها پخش کنید و در مورد آن‌ها گفت‌وگو کنید و لذت ببرید.👌 🎥 لینک معرفی بسته http://www.meraat.ir/survey/s-1n1e7QL ✅ به ما بپیوندید👇 https://eitaa.com/ghdmpub ۰۲۱_۸۵۶۷۰ ☎️
🦋قصه‌گویی؛ دریچه‌ای به سوی آرامش در جهان آشفته امروز 📗یک کارشناس و روایتگر قصه‌های کودکانه، قصه‌گویی را فراتر از یک سرگرمی، نوعی تعامل دوسویه و عمیق میان راوی و شنونده توصیف کرد و بر نقش بی‌بدیل آن در ایجاد آرامش روحی و روانی کودکان به ویژه در شرایط دشواری چون جنگ و بحران‌های اجتماعی تأکید کرد. سمیه خیاط سرکار، معلم و مربی قصه‌گویی و کتابخوانی که در مجتمع آموزشی جوادالائمه یزد فعالیت دارد، پیرامون کارکردهای درمانی و اجتماعی قصه با بیان اینکه اولین اصل در قصه‌گویی شناخت دقیق مخاطب است، اظهار داشت: «هنگامی که جامعه با اوضاع آشفته‌ای مانند جنگ و دیگر اتفاقات ناگوار روبه‌روست، قصه باید زبانِ حال مخاطب باشد. کودکی که درون آشوب‌زده‌ای دارد، ناخودآگاه در جستجوی دنیایی امن برای آرامش یافتن است و چه پناهگاهی اعجازتر از قصه که می‌تواند این سرزمین رویایی را برای او خلق کند.» وی در ادامه با اشاره به قدرت خیال‌انگیزی قصه‌ها افزود: «در دنیایی که از هیاهو و صداهای مهیب پر شده است، سفر به دنیای قصه و همسفر شدن با شخصیت‌های دوست‌داشتنی، کودک را به آسمان صلح و دوستی می‌برد. این سفر خیالی، ذهن خسته او را از هجوم اخبار ناگوار می‌رهاند و با انباشتن کوله‌بارش از عشق و آرامش، او را به مرهمی برای دل‌های نگران اطرافیانش تبدیل می‌کند؛ این همان جادوی ارمغان‌بخش قصه‌گویی است.»
هدایت شده از قصه در مدرسه
43.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎧❤️ قصه ظهر جمعه❤️ 🎧 📗 کتاب قطره‌ها به صف شامل 5 داستان متنوع و جذاب👇 📍می‌آیی با هم بازی کنیم؟ 📍خانم و آقای هزارپا 📍این کیه توی چکمه؟ 📍قطار مورچه‌ها 📍قطره‌ها به صف 🌈✨ به دنیای "قطره‌ها به صف" خوش آمدید! در آسمان، کوچولوهایی سر به هوا و پرجنب و جوش زندگی می‌کنند که عاشق بپر بپر بازی‌اند. 📖 با این کتاب، به دنیای رنگارنگ و شادمانه‌ی آن‌ها سفر کنید و از چهار قصه‌ی شیرین دیگر نیز لذت ببرید! 🌟💧 ✔️ پیشنهاد می‌شود هر کدام از داستان‌ها را برای بچه‌ها پخش کنید و در مورد آن‌ها گفت‌وگو کنید و لذت ببرید.👌 🎥 لینک معرفی بسته http://www.meraat.ir/survey/s-1n1e7QL ✅ به ما بپیوندید👇 https://eitaa.com/ghdmpub ۰۲۱_۸۵۶۷۰ ☎️
هدایت شده از قصه در مدرسه
🌐ندانستن، نقطه شروع فهمیدن است بزرگترین لطف خداوند به من، تولد و زندگی در جمع یک خانواده همدل است. پدری مهربان و کتابخوان، مادری مهربان و حامی. مادرم شنونده بسیار خوب و با حوصله است. وقتی من و خواهر و برادرم از مدرسه به خانه می‌آمدیم، سیر تا پیاز اتفاقات را برای مامان تعریف می‌کردیم و او از ابتدا تا انتها با شوق گوش می‌داد و همزمان کارهای آشپزخانه را هم دنبال می‌کرد. یاد ندارم مامان یا بابا حتی یکبار به ما گفته باشند "الان حرف نزن فرصت نداریم". همیشه برای ما وقت می‌گذاشتند. خواهرم سنگ صبور و همبازی کودکی، برادرم حامی، خلاق و اهل بازی‌های هیجان‌انگیز. همه این‌ها دست به دست هم دادند تا من اینطور رشد کنم و بابت تمام این نعمات از خداوند شاکرم. ... و اما قصه من و کتاب و قصه. وقتی کودک بودم، پدر و مادرم برایم کتاب‌های زیادی می‌خریدند. بچهٔ آخر خانواده بودن هم یک امتیاز پنهان داشت: کتاب‌های خواهر و برادرم زودتر به من می‌رسید و کتابخانهٔ کوچکم، ناخواسته، بزرگ‌تر می‌شد. در میان همهٔ آن کتاب‌ها، سه کتاب بودند که اثرشان از همان سال‌ها در من ماندگار شد و آرام‌آرام به بخشی از نگاه من به زندگی تبدیل شدند. اولین کتاب «ساسِ خوشبخت» بود؛ داستان ساسی که تمام عمرش را در غاری تاریک گذرانده بود، از ترس له‌شدن زیر پا یا شکارشدن توسط حیوانی دیگر. او بیرون‌رفتن را مساوی با پایان زندگی می‌دانست. تا روزی که صدایی به او گفت: اگر در غار بمانی هم زندگی تمام می‌شود، اگر بیرون بروی هم؛ اما بیرون‌رفتن یعنی تجربه‌کردن، یادگرفتن و زیستن. ساس بالاخره از غار بیرون آمد، با جهان ارتباط گرفت و از آن پس «ساس خوشبخت» شد. آن زمان سن کمی داشتم و برادرم این کتاب را برایم می‌خواند. شاید مفهومش را دقیق نمی‌فهمیدم، اما سال‌ها بعد، حدود ده‌سالگی، که دوباره خودم کتاب را خواندم، معنای عمیق‌تری برایم پیدا کرد. درباره‌اش با خواهرم، برادرم و مادرم صحبت کردم و هرکدام بُعدی از داستان را برایم روشن‌تر کردند. همان گفت‌وگوها بود که به من جرئت داد به دل ترس‌هایم بزنم، خودم را از جمع کنار نکشم، با دیگران ارتباط بگیرم و در فعالیت‌های مدرسه مشارکت کنم. یاد گرفتم تجربه‌نکردن، خودش نوعی باختن است. کتاب دوم «زیباترین پرنده» بود. داستان مسابقه‌ای در جنگل برای انتخاب زیباترین پرنده. کلاغ، که خودش را زشت می‌دانست، از هر پرنده‌ای پری گرفت و به خود چسباند تا زیبا به نظر برسد. اما هنگام داوری، باد وزید و همهٔ پرهای قرضی ریختند و کلاغ با ظاهر واقعی‌اش نمایان شد. آن‌جا داور گفت: زیباترینی وجود ندارد؛ هرکدام از شما در نوع خود زیبا هستید. این داستان به من آموخت خودم را همان‌طور که هستم بپذیرم، خودم را دوست داشته باشم و برای دیده‌شدن یا برنده‌شدن، هویت واقعی‌ام را قربانی نکنم. فهمیدم زیبایی، تقلیدی و وام‌گرفته نیست؛ از درون می‌آید. عنوان سومین کتاب «نمی‌دانم بهترین جواب است» بود. جزئیات داستانش امروز چندان در خاطرم نیست، اما پیامش عمیقاً در من مانده است: لازم نیست همه‌چیز را بدانم. می‌توانم با آرامش بگویم «نمی‌دانم» و بعد، راه یادگرفتن را آغاز کنم. این کتاب به من یاد داد ندانستن ضعف نیست، بلکه نقطهٔ شروع فهمیدن است.
هدایت شده از مجید علیخانی
🌸 عید نوروز و عید فطر مبارک 🌸 🌹سال ۱۴۰۵ را به خانوادهٔ تلاشگر آموزش تبریک می‌گوییم؛ شما که در سخت‌ترین روزها چراغ یادگیری را روشن و امید🌱 را در دل فرزندانمان زنده نگه داشتید. خداوند یاورتان با آرزوی سلامتی 🌷 مرکز نوآوری های آموزشی مرآت
🦋ما به خاطر بچه‌ها حضور داریم و بس. جنگ و بحران، مطلوب هیچ کسی نیست. استرس، وحشت و نگرانی، از دستاوردهای ناخواسته آن است. بچه‌ها بیش از بزرگسالان در معرض این آسیب‌ها هستند و ما باید تلاش کنیم به هر شکل ممکن، کودکان را از این آسیب‌ها دور نگه داریم. یکی از این راه‌ها شاید سرگرم و مشغول نگه داشتن آنان با سرگرمی، بازی، نمایش، قصه، داستان، کلیپ، موشن‌گرافی و ... باشد. تلاش ما بر این است که از این طریق به واسطه معلمان، مربیان و والدین به یاری فرزندان خود بشتابیم. بسیاری از تولیدات ما که از قبل آماده شده، همراه با موسیقی است و تکرار آن تنها برای ایجاد حس آرامش و شادی در بچه‌هاست و بس. ⚘️با آرزوی پیروزی کامل فرزندان شجاع، قهرمان و گرانقدر کشورمان و گرامیداشت نام، یاد و خاطرات تمامی شهدای دانش‌آموز به ویژه شهیدان مظلوم مدرسه میناب و تمامی شهیدانی که با خون پاک خود، بقا و ماندگاری ایران زمین را تضمین کردند.