🦋قصهگویی؛ دریچهای به سوی آرامش در جهان آشفته امروز
📗یک کارشناس و روایتگر قصههای کودکانه، قصهگویی را فراتر از یک سرگرمی، نوعی تعامل دوسویه و عمیق میان راوی و شنونده توصیف کرد و بر نقش بیبدیل آن در ایجاد آرامش روحی و روانی کودکان به ویژه در شرایط دشواری چون جنگ و بحرانهای اجتماعی تأکید کرد.
سمیه خیاط سرکار، معلم و مربی قصهگویی و کتابخوانی که در مجتمع آموزشی جوادالائمه یزد فعالیت دارد، پیرامون کارکردهای درمانی و اجتماعی قصه با بیان اینکه اولین اصل در قصهگویی شناخت دقیق مخاطب است، اظهار داشت: «هنگامی که جامعه با اوضاع آشفتهای مانند جنگ و دیگر اتفاقات ناگوار روبهروست، قصه باید زبانِ حال مخاطب باشد. کودکی که درون آشوبزدهای دارد، ناخودآگاه در جستجوی دنیایی امن برای آرامش یافتن است و چه پناهگاهی اعجازتر از قصه که میتواند این سرزمین رویایی را برای او خلق کند.»
وی در ادامه با اشاره به قدرت خیالانگیزی قصهها افزود: «در دنیایی که از هیاهو و صداهای مهیب پر شده است، سفر به دنیای قصه و همسفر شدن با شخصیتهای دوستداشتنی، کودک را به آسمان صلح و دوستی میبرد. این سفر خیالی، ذهن خسته او را از هجوم اخبار ناگوار میرهاند و با انباشتن کولهبارش از عشق و آرامش، او را به مرهمی برای دلهای نگران اطرافیانش تبدیل میکند؛ این همان جادوی ارمغانبخش قصهگویی است.»
هدایت شده از قصه در مدرسه
43.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎧❤️ قصه ظهر جمعه❤️ 🎧
📗 کتاب قطرهها به صف
شامل 5 داستان متنوع و جذاب👇
📍میآیی با هم بازی کنیم؟
📍خانم و آقای هزارپا
📍این کیه توی چکمه؟
📍قطار مورچهها
📍قطرهها به صف
🌈✨ به دنیای "قطرهها به صف" خوش آمدید! در آسمان، کوچولوهایی سر به هوا و پرجنب و جوش زندگی میکنند که عاشق بپر بپر بازیاند. 📖 با این کتاب، به دنیای رنگارنگ و شادمانهی آنها سفر کنید و از چهار قصهی شیرین دیگر نیز لذت ببرید! 🌟💧
✔️ پیشنهاد میشود هر کدام از داستانها را برای بچهها پخش کنید و در مورد آنها گفتوگو کنید و لذت ببرید.👌
🎥 لینک معرفی بسته
http://www.meraat.ir/survey/s-1n1e7QL
✅ به ما بپیوندید👇
https://eitaa.com/ghdmpub
۰۲۱_۸۵۶۷۰ ☎️
هدایت شده از قصه در مدرسه
🌐ندانستن، نقطه شروع فهمیدن است
بزرگترین لطف خداوند به من، تولد و زندگی در جمع یک خانواده همدل است.
پدری مهربان و کتابخوان، مادری مهربان و حامی. مادرم شنونده بسیار خوب و با حوصله است. وقتی من و خواهر و برادرم از مدرسه به خانه میآمدیم، سیر تا پیاز اتفاقات را برای مامان تعریف میکردیم و او از ابتدا تا انتها با شوق گوش میداد و همزمان کارهای آشپزخانه را هم دنبال میکرد. یاد ندارم مامان یا بابا حتی یکبار به ما گفته باشند "الان حرف نزن فرصت نداریم". همیشه برای ما وقت میگذاشتند.
خواهرم سنگ صبور و همبازی کودکی، برادرم حامی، خلاق و اهل بازیهای هیجانانگیز.
همه اینها دست به دست هم دادند تا من اینطور رشد کنم و بابت تمام این نعمات از خداوند شاکرم.
... و اما قصه من و کتاب و قصه.
وقتی کودک بودم، پدر و مادرم برایم کتابهای زیادی میخریدند. بچهٔ آخر خانواده بودن هم یک امتیاز پنهان داشت: کتابهای خواهر و برادرم زودتر به من میرسید و کتابخانهٔ کوچکم، ناخواسته، بزرگتر میشد. در میان همهٔ آن کتابها، سه کتاب بودند که اثرشان از همان سالها در من ماندگار شد و آرامآرام به بخشی از نگاه من به زندگی تبدیل شدند.
اولین کتاب «ساسِ خوشبخت» بود؛ داستان ساسی که تمام عمرش را در غاری تاریک گذرانده بود، از ترس لهشدن زیر پا یا شکارشدن توسط حیوانی دیگر. او بیرونرفتن را مساوی با پایان زندگی میدانست. تا روزی که صدایی به او گفت: اگر در غار بمانی هم زندگی تمام میشود، اگر بیرون بروی هم؛ اما بیرونرفتن یعنی تجربهکردن، یادگرفتن و زیستن. ساس بالاخره از غار بیرون آمد، با جهان ارتباط گرفت و از آن پس «ساس خوشبخت» شد.
آن زمان سن کمی داشتم و برادرم این کتاب را برایم میخواند. شاید مفهومش را دقیق نمیفهمیدم، اما سالها بعد، حدود دهسالگی، که دوباره خودم کتاب را خواندم، معنای عمیقتری برایم پیدا کرد. دربارهاش با خواهرم، برادرم و مادرم صحبت کردم و هرکدام بُعدی از داستان را برایم روشنتر کردند. همان گفتوگوها بود که به من جرئت داد به دل ترسهایم بزنم، خودم را از جمع کنار نکشم، با دیگران ارتباط بگیرم و در فعالیتهای مدرسه مشارکت کنم. یاد گرفتم تجربهنکردن، خودش نوعی باختن است.
کتاب دوم «زیباترین پرنده» بود. داستان مسابقهای در جنگل برای انتخاب زیباترین پرنده. کلاغ، که خودش را زشت میدانست، از هر پرندهای پری گرفت و به خود چسباند تا زیبا به نظر برسد. اما هنگام داوری، باد وزید و همهٔ پرهای قرضی ریختند و کلاغ با ظاهر واقعیاش نمایان شد. آنجا داور گفت: زیباترینی وجود ندارد؛ هرکدام از شما در نوع خود زیبا هستید.
این داستان به من آموخت خودم را همانطور که هستم بپذیرم، خودم را دوست داشته باشم و برای دیدهشدن یا برندهشدن، هویت واقعیام را قربانی نکنم. فهمیدم زیبایی، تقلیدی و وامگرفته نیست؛ از درون میآید.
عنوان سومین کتاب «نمیدانم بهترین جواب است» بود. جزئیات داستانش امروز چندان در خاطرم نیست، اما پیامش عمیقاً در من مانده است: لازم نیست همهچیز را بدانم. میتوانم با آرامش بگویم «نمیدانم» و بعد، راه یادگرفتن را آغاز کنم. این کتاب به من یاد داد ندانستن ضعف نیست، بلکه نقطهٔ شروع فهمیدن است.
🦋ما به خاطر بچهها حضور داریم و بس.
جنگ و بحران، مطلوب هیچ کسی نیست. استرس، وحشت و نگرانی، از دستاوردهای ناخواسته آن است. بچهها بیش از بزرگسالان در معرض این آسیبها هستند و ما باید تلاش کنیم به هر شکل ممکن، کودکان را از این آسیبها دور نگه داریم.
یکی از این راهها شاید سرگرم و مشغول نگه داشتن آنان با سرگرمی، بازی، نمایش، قصه، داستان، کلیپ، موشنگرافی و ... باشد. تلاش ما بر این است که از این طریق به واسطه معلمان، مربیان و والدین به یاری فرزندان خود بشتابیم.
بسیاری از تولیدات ما که از قبل آماده شده، همراه با موسیقی است و تکرار آن تنها برای ایجاد حس آرامش و شادی در بچههاست و بس.
⚘️با آرزوی پیروزی کامل فرزندان شجاع، قهرمان و گرانقدر کشورمان و گرامیداشت نام، یاد و خاطرات تمامی شهدای دانشآموز به ویژه شهیدان مظلوم مدرسه میناب و تمامی شهیدانی که با خون پاک خود، بقا و ماندگاری ایران زمین را تضمین کردند.
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌼این روزها کشور ما در یک آزمون حماسی دیگر قرار گرفته و از هر گوشه و کنار، اضطراب و استرس و نگرانی به سمت و سوی ما و فرزندانمان هجوم میآورد.
ما این بار هم سربلند و پیروز این معرکه خواهیم بود.
اما راستی، با کودکان چه باید کرد؟
✏️مصطفی رحماندوست شاعر و نویسنده نام آشنای کشورمان چند جملهای با ما سخن گفته است. این چند لحظه را گوش کنیم.
🦋بازگشت به شکل عادی زندگی؛ راهی برای آرامسازی کودکان در بحران
🏠در شرایط جنگ و بحران، کودکان بیش از دیگران در معرض استرس و دلهره قرار میگیرند و کارشناسان تأکید دارند که آرامش والدین و آموزگاران، نخستین گام برای کاهش اضطراب آنان است.
مرضیه اسکندری، معلم و مربی باتجربه حوزه کودکان که چهار دهه آموزش و تربیت دانشآموزان را در کارنامه خود دارد با بیان این مطلب گفت:"
در روزهای ناشی از جنگ و ناامنی، بسیاری از کودکان با احساس ترس، دلهره و اضطراب مواجه میشوند؛ موضوعی که به گفته کارشناسان، نقش رفتار والدین و آموزگاران در شدت یا کاهش آن بسیار تعیینکننده است. اگر بزرگترها با نگرانی و استرس به این شرایط نگاه کنند، این احساس بهسرعت به کودکان منتقل میشود و بر آرامش روانی آنان تأثیر میگذارد.
بنابراین نخستین اقدام برای کمک به کودکان، حفظ آرامش از سوی والدین و معلمان و سپس بازگرداندن آنان به روال طبیعی زندگی است. تعطیلی مدارس، جابهجاییهای اجباری و تغییر برنامههای روزمره، از جمله عواملی هستند که نظم ذهنی کودکان را بر هم میزنند و نیاز به مدیریت آگاهانه دارند."
او اضافه کرد:" در همین راستا، توصیه میشود خانوادهها و آموزگاران با ایجاد برنامههای منظم، تلاش کنند شرایط بحرانی را تا حد امکان به بخشی قابلمدیریت از زندگی روزانه تبدیل کنند. استفاده از گفتوگوهای آرامبخش، حفظ فعالیتهای معمول و ایجاد حس ثبات در خانه و مدرسه، از راهکارهایی است که میتواند اضطراب کودکان را کاهش دهد."
🌸مجلات گلک فصلنامه بهار برای تمام پایههای دبستان 🌸
✅ شامل: قصه های شیرین ، شعرهای کودکانه ، فایل های صوتی ،داستانهای تصویری ، کمیک استریپ ،نمایش، جدول و سرگرمی ، طنز ، مطالب علمی و فعالیتهای متنوع
🔻 این روزها در کنار خانواده، فرصتی مناسب است برای تقویت مهارتهای زبانی همراه با لذت و سرگرمی
📍به همت چهره های صاحب نام ادبیات کودک و پیشکسوتان آموزش و پرورش
📍تقویت مهارت های سواد پایه ، مهارت های زبانی و ترویج فرهنگ مطالعه
📗 "نو گلک " ویژه پایه اول
📕 "گلک من" ویژه پایه دوم
📗 "گلک تو " ویژه پایه سوم و چهارم
📕 "گلک نو " ویژه پایه پنجم و ششم
🔻قیمت ۱۰۰.۰۰۰ تومان
✔️ جهت مشاهده فیلم معرفی مجلات و ثبت سفارش لینک رسمی زیر را انتخاب نمایید .
https://survey.porsline.ir/s/wkevcY3
تلفن پیامک : ۸۵۶۷۰_۰۲۱
📗رسانههای اجتماعی مملو از قصه و داستان، امید و آرامش را به کودکان هدیه میدهند
🌼قصههای امیدبخش، داستان قهرمانان فداکار و کتابهای مملو از هیجان منجر به پیروزیهای شگفتانگیز را به میان کودکان ببریم و با قصهگویی، شرایط این روزهای مدافعان کشورمان را با آنان به اشتراک بگذاریم.
فاطمه غفاری سروستانی مسئول مجتمع آفرینش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان هرمزگان و کارشناس علمی کانون علوم و فناوری نوین ایران در گفتگویی با مرکز رسانهای موسسه نوآوران قصه و داستان با بیان این نکته در شرایط امروز کشور گفت:" در این روزگار که دشمنان از هر سو به سمت ما هجوم آوردهاند و صدای انفجار و تخریب از روستاها تا شهرهای بزرگ به گوش میرسد، ما مربیان، معلمان و مدیران مراکز فرهنگی باید تلاش کنیم تا به هر شکل ممکن، آرامش را به آغوش فرزندان این سرزمین برگردانیم و تا حد امکان، دغدغه و نگرانی را از آنان دور کنیم."
این کتابدار نمونه منطقه جنوب کشور و قصهگوی برگزیده جشنواره بینالمللی قصهگویی در باره نقش و اهمیت قصهخوانی و قصهگویی افزود:" امروز که دشمن حتی به فضای امن کتابخانه هم رحم نکرده و این مراکز را بمباران میکند، این ما مربیان و معلمان هستیم که باید با همت خود، کتاب، قصه، داستان، شعر و سایر تولیدات و فعالیتهای فرهنگی و هنری را به میان کودکان ببریم. مجموعههای ارزشمندی مانند موسسه نوآوران قصه و داستان که از کانالهای اطلاعرسانی مناسب برخوردارند و مطالب، قصهها، کتابها و ... را ارائه میکنند، بر معلمان و مربیان است که این محتواها را برای خانوادهها بفرستند تا بچهها بتوانند از این محتواها به خوبی در این شرایط برای رسیدن به آرامش بیشتر استفاده کنند. "
او در ادامه گفت:" ما این شبها از طرف کانون به میان بچهها در خیابانها میرویم و داخل غرفههای سیار، کتابهای قصه و داستان را به صورت امانت در اختیار آنان قرار میدهیم و کودکان و نوجوانان حداکثر تا یک هفته بعد کتابها را در همان خیابان و محله به ما برمیگردانند.
البته برای خانوادههایی که به هر دلیل شرایط حضور را ندارند، عضویت در همین کانالهای اطلاعرسانی و استفاده از محتواهای ارائه شده در آنها نیز بسیار مفید است. "
📚لازم به یادآوری است دبیرکل نهاد کتابخانههای عمومی کشور نیز در گفتگویی اعلام کرده بود:" ۵۵ کتابخانه در ۱۲ استان کشور در اثر حمله دشمن آسیب جدی و دو کتابخانه سیدالشهدا(ع) حسینیه اعظم زنجان و کتابخانه هنگ مرزی دهلران استان ایلام ۱۰۰ درصد تخریب شدهاند. "
🌼عشق و فرهنگ؛ رمز پیروزی است
هر روز مسافتی طولانی از روستای بنزرک در استان هرمزگان را همراه با چند نفر از دوستانش طی میکرد تا خود را به مدرسه شجره طیبه شهر میناب برساند و پشت میز و نیمکت کلاس پایه چهارم بنشیند و درس بخواند.
"مریم بازرک" آن روز صبح هم از خواب ناز بیدار شد و پای سفره سحر نشست بی آنکه بداند...
نمازش را خواند و از نازنین مادرش خواست تا موهایش را ببافد تا خانه را به مقصد مدرسه ترک کند. مریم رفت با یک دنیا امید، اما پیکر بی جانش با موهایی که دست نامهربان دشمن پریشانش کرده بود، بازگشت...
مریم عاشق کتاب، قصه و داستان بود. برای خانوادهاش شعر میخواند. مراقب و رفیق برادر سه سالهاش بود. برای دوستانش قصه تعریف میکرد و نوشتههایی را که باب دلش بود با دستخط خودش روی دفترچهاش مینوشت و گاه کنارش نقاشی میکشید.
مریم عضو کتابخانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود و از کتاب جدا نمیشد.
مریم دوست داشت وقتی بزرگ شد معروف شود تا همه با او عکس بگیرند؛ حالا او معروف ترین آدم شهرش که نه معروف ترین آدم ایران شده و تمام دنیا می دانند که او و دوستانش معصومانه ساکن آسمان شده اند. حالا فرشته ها صف کشیده اند تا با او عکس بگیرند.
وقتی تصویری از او به دستمان رسید که با دستخط خودش شعر ایران از مصطفی رحماندوست را روی آن نوشته بود، با این شاعر محبوب کودکان تماس گرفتیم و ...
جنگ و زورگویی، مقاومت و صبر، قصه و مادربزرگ، شعر و پدربزرگ، مریم و میناب، آغوش و تحمل؛ از جمله واژگانی بود که رحماندوست در گفتگوی تلفنی با ما در میان گذاشت.
خبر ادامه دارد
👇👇