ژیپسوفیلا
میدونید من الان تقریبا هیچ مشکل جدیای ندارم که بابتش ناراحت باشم. چرا گذشته هست، آدما هستن، اشتباه
شاید تو فقط یه حرف ساده بزنی و بری،
ولی ذهن من، بارها از چند جهت، میشینه اون
حرف رو تحلیل میکنه؛ صدبار خودش رو توی
موقعیتهای مختلف قرار میده، با دلایل و
فرضیات جورواجور، و واسه خودش
دلنگرانیهای جدید میسازه.
#مطهره_نویس
ژیپسوفیلا
قوی بودن فقط این نیست که بایستی و بجنگی؛ گاهی یعنی بفهمی کی وقتشه عقب بری، کی وقتشه چیزی رو رها کنی
یه سری شبها، اونقدر قدرت دارن که خاطراتو زندهتر از همیشه از جلو چشمت رد بکنن، آدمهایی که رفتن، حسهایی که تجربه شدن، فرصتهایی که از دست رفتن، خودت؛ اون خود سابقت که نمیدونی کی و کجا جا گذاشتی.
#روانشناسی_با_مطهره
ژیپسوفیلا
شاید تو فقط یه حرف ساده بزنی و بری، ولی ذهن من، بارها از چند جهت، میشینه اون حرف رو تحلیل میکنه؛
احساس مسئولیتی که نسبت به همهی آدمای
دورم که میشناسمشون داره واقعا از پا درم
میاره.
دلم میخواست همه رو بلد میبودم و برای
همه از دستم کاری برمیاومد.
ولی حتی گاهی وقتا نه تنها کاری ازم برنمیاد
بلکه حتی نمیتونم کنارشون باشم و بهشون
حداقلها رو بدم.
این داستان مثل یک بار بزرگ روی دوشمه و
همیشه حالم رو بد میکنه.
حتی وقتی حال خودم خوبه و زندگیم رو
دوست دارم بازم یه بخشی از وجودم درگیره.
چیه این مرض؟
#مطهره_نویس