پییامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله :
ائتونى باللوح والدواة اکتب لکم کتاباً لن تضلّوا بعده ابداً
کاغذ و قلم بیاورید تا چیزی بنویسم که پس از من دچار اختلاف نشوید.
وقتی عمر بن خطاب لعنت الله علیه
فهمید که محتوای دستنوشتۀ پیامبر صلیاللهعلیهوآله دربارۀ خلافت و وصایت و امامت امیرالمؤمنین علی ابن أبیطالب است بلافاصله فریاد زد: دَعَوهُ إنَّ الرَجُلَ لَیَهجُرُ!
یعنی این مرد یعنی (پیامبر) هذیان و یاوه میگوید.
توهین عمر بن خطاب به پیامبر خدا
ساقیُالعِشق
همهعمربرندارمسرازاینخمارمستی/
کههنوزمننبودمکهتودردلمنشستی.
«احادیثِ معتبر گواهی میدهند که پیامبر (ص) به شهادت رسید، نه مرگِ عادی. دو بار مسموم شد؛ یکبار به دستِ زنِ یهودی در خیبر، و بار دیگر توسط عایشه و حفصه.»
(جلاءالعیون، ص ۱۴۵)
داستان اولین مسمومیت نبی خدا صلیاللهعلیهوآله :
پس از فتح خیبر، زنی یهودی به نام زینب، که کینهٔ عزیزانِ کشتهشدهاش را در دل داشت، گوسفندی کباب کرد و در بهترین بخشِ آن، یعنی شانه، زهر ریخت و به عنوان هدیه، خدمتِ پیامبر (ص) فرستاد.
حضرت وقتی گوشت را گرفت، فرمودند: «این گوشت به من خبر میدهد که زهرآلود است.» اما یاران ایشان، از جمله بشر بن براء، بدون درنگ از آن خوردند و بلافاصله مسموم شدند. پیامبر (ص) نیز از گوشت، لقمهای برداشت، اما چون مسمومیت را حس کرد، آن را بیرون انداخت. با این حال، همان مقدارِ اندک، در بدنِ مبارکش نفوذ کرد و سالها پس از آن، اثراتِ زهر را در پیکرِ خود احساس میکرد.
در روزهای پایانیِ عُمر پیامبر صلیاللهعلیهوآله بارها میفرمود: «هنوز اثرِ آن غذای زهرآلودِ خیبر را در رگهایم مییابم.»
داستان دومین مسمومیت نبی خدا صلیاللهعلیهوآله:
در اخرین روز های عمر نبی خدا(ص)، وقتی پیامبر ص بر بسترِ بیماری افتاده بود و ضعف بر پیکرش غالب شده بود، عایشه و حفصه، با تحریک و همدستیِ پدرانشان (ابوبکر و عمر لعنت الله علیه)، نقشهای شوم کشیده اند . آنها گوشتی پختند و زهری کشنده در آن پنهان کردند و در فرصتی مناسب، آن را به پیامبر ص خوراندند.
وقتی پیامبر (ص) طعمِ آن را چشید، بلافاصله متوجه زهر نهفته شده در گوشت شد . روایت میگوید که حضرت به عایشه لعنت الله علیه فرمود: «آیا توی این گوشت سم نزدهاید؟» و عایشه لعنت الله علیه پاسخ داد: «کیست که به تو سم بدهد؟!» اثرِ این سم، با سمِ قبلیِ خیبر، در هم آمیخت و نبی خدا صلیاللهعلیهوآله به شهادت رساند.