#راض_بابا🌸
#قسمت_چهل_وهفتم🎀
_ما بچه مسلمون.بچه شیعه تا حالا شده یه بار قرآن رو با ترجمه ختم کرده باشیم؟
اگر از آدم پرسیدن که این قرآنی که خدا به عنوان دستور العمل زندگی برات فرستاده، تو یه بار کامل خوندیش؟ چی می خوایم بگیم؟ مگه شش صد صفحه بیشتره؟
به طرفم برگشته بود و بادقت گوش میداد.
_راست میگیا! یعنی میشه به وقتی بذاریم و این کار رو انجام بدیم؟
_آره. مثلا روزی نصفه صفحه. روز پنج آیه رو شروع کن با ترجمه بخون.
_خب از فردا شروع میکنم به خوندن تا یه باز قرآن رو ختم کرده باشم.
تمام خاطرات راضیه در ذهنم بالا و پایین می شدند تا خودشان را زودتر نشان دهند، اما دیگر وقتی برای فکر کردن نمانده بود. از پله ها بالا رفتم و دنبال آیسییو میگشتم که پدر و مادر راضیه را آخر راهرو دیدم. چه خمیده شده بودند. نمی دانستم چه عاقبتی در انتظارشان است؛ اما جز ختم به خیر چیزی نمی توانست باشد.
ادامه دارد...
کپی داستان راض بابا با ذکر۱۰ صلوات🌱
دخترونــــ💕ـــــه مذهبے
#یا_مهدی