۲۳ شهریور ۱۴۰۱
میگهکه..
'مگرمادلنداریم؛ایخدا !؟
یامگرجاتنگبودازبهرِمندَرکربلا((:💔🚶🏾♂'
۲۳ شهریور ۱۴۰۱
۲۳ شهریور ۱۴۰۱
عاشقٺ دوࢪ از حࢪم احساس غࢪبٺ مۍکنـد...💔🙂
باز بـا عکس حࢪم یڪ گوشہ خلوٺ مۍکنـد...シ
『 بـامـنبخنـــد ! 』
۲۳ شهریور ۱۴۰۱
۲۳ شهریور ۱۴۰۱
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#کلیپویژه🎥🌱
«امامزمانلحظھاۍازماغافلنیستند»
⁉️ بعضیهاخیلۍمشتاقدیدنامامزمان هستند،مۍگویند:مامےخواهیمامامزمانرا ببینیمچھڪارڪنیم؟..
👤آیتاللهناصرۍ🖤
۲۳ شهریور ۱۴۰۱
#امیدانھ🌱
باترسهاۍ
توۍذهنتعقبنڪش،
بارویاهاۍتوۍقلبتجلوبرو
فقطیڪمتلاشڪن؛
باڪمڪخدا
میتونۍرفیق🖐🏻♥️!
۲۳ شهریور ۱۴۰۱
برگشت گفت:
زمانه دیگه عوض شده
همه دارن گناه می کنن!!!
تو به یه گناه ما گیردادی؟😒
گفتم:
همه داشتن به امام حسین علیه السلام ضربه میزدن
جزاندکی...🙂
دوست داشتی جزو کدوم دسته باشی؟!
سریع گفت:معلومه! جزو۷۰نفر🌱
کی دلش میاد
اخم به صورت امام حسین علیه السلام بیاره؟؟😔💔
گفتم:زمانه عوض نشده...
توهم باهرگناهت
به قلب حسین زمانه ات ضربه میزنی!😔
باهرگناهت
اخم که هیچی...!
باعث گریه های یوسف زهرا میشی!😔💔
#توبه_کنیم🚶♂
۲۳ شهریور ۱۴۰۱
شروع تبادلات گسترده سوگند/ 𝐒𝐨𝐠𝐚𝐧𝐝⚪️
آمار 1k+ پیوی باش‼️⚠️
آمار +300 ویو خیلی مهمه برام🔵
جذبم از 100+ تا 500 هس✅
ریپی بیا اینجا👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/1363804337C9d973fa02b
بعد از 20 دقیقه بنرا پاک بشن + جذب✔️
موقع تب فعالیت+بنر بپاکی!=گزارش🍶👥
@mehrasa1388
آیدی جهت اد کردن📌
https://eitaa.com/joinchat/892010663C9438debf21
اینفو جذب + مدارک جذب بچکید👌🏽🌿
چنل گیریه مدیرا تب نییییی😂
۲۳ شهریور ۱۴۰۱
"رمان سربازان گمنام🌷"
#Part11
مطهره : اون روز گذشت و فرداش من مرخص شدم
به اصرار بابا خونه موندم و همه رفتن سایت😑
خیلی حوصله ام سر رفته بود...
{من رشته ی اصلیم پزشکی بود من تا دانشگاه جهشی خوندم یعنی من ۸ سالم بود دبستان و متوسطه رو تموم کردم و پزشکی خوندم بعد از این به مامور اطلاعاتی بودن علاقه پیدا کردم و رشته ی پزشکیمم که تموم شده بود و یه متخصص بودم رفتم و رشته ی امنیت خوندم که الان ترم سومم😐🤣 (تعجب نکنین خیلی زرنگ بوده)
معرفی میکنم اینجانب دکتر ، مامور امنیتی مطهره شریعتی😌}
تصمیم گرفتم برم بیرون رو نگاه کنم😶
وقتی رفتم پشت پنجره دیدم یه موتوری وایساده گفتم شاید کار داره بیخیال
همین طوری ۲۰ دقیقه ۲۰ دقیقه نگاه کردم ، سه ساعت گذشت دیدم نرفته هنوز...
نگران شدم!
به بابا زنگ زدم جواب نداد به مامان و آقا محمد هم همینطور ولی هیچ کدوم جواب ندادند خواستم به آقای عزیزی زنگ بزنم که دیدم همون موتور سوار زنگ خونه رو زد😵
از حق نگذشته باشیم یکم ترسیدم
قطعا قصدشون من بودم...
جی پی اسم رو وصل کردم و یه شنود و دوربین سریع کار گذاشتم ، یه اس ام اس هم برای مامان و بابا و آقا محمد زدم که {نمی دونم کین ، در خونه رو زدن و قصدشون منم ، من رفتم ولی جی پی اس و دوربینو شنود رو فعال کردم و گذاشتم ، برام دعا کنین دوستون دارم} دوستون دارم رو برای آقا محمد نزدما🥸
زنگ درو برداشتم گفت یه نامه دارین ، منم که مثلا نمیدونستم گفتم باشه الان میام ، اسلحه ام رو برداشتم و رفتم پایین...
درو با کردم و با مرده که الان فهمیدم سلمان عراقیِ رو به رو شدم خودم رو به نشناختن زدم و گفتم بفرمایید
موتور سوار یا همون سلمان عراقی : نامه داشتم
مطهره : بفرمایید
و پاکتی رو بهم داد!
چون دوربین بهم وصل بود دیده میشد پاکت و دوربین همه ی اینارو ظبط میکرد...🙂
تو پاکت نوشته بود...!
#ادامه_دارد...
به قلم : 𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
🚔♥️
۲۳ شهریور ۱۴۰۱
۲۳ شهریور ۱۴۰۱
🚔∞🖤͜͡#دخٺـࢪامـنیٺ
🚔∞🖤͜͡##شخصیت_ها
=========❀=========
https://eitaa.com/joinchat/4049273013C299170ec45
۲۳ شهریور ۱۴۰۱