eitaa logo
قله قاف قلم
190 دنبال‌کننده
347 عکس
13 ویدیو
4 فایل
این منم؛ پریشان گوی آرمانجوی نانویسنده ناشاعر نانخبه مدعی رسالت نخبگانی و سودایی جامعه برتر موحد. جامعه شناسی خوانده مدرسِ جامعه شناسی که در سودای تحقق آرمان تمدن نوین اسلامی _ ایرانی، قیل و قال میکند؛گاه به نظم و گاه به نثر! ارسال دیدگاه و نقد @mahdikp1
مشاهده در ایتا
دانلود
‼️ایران در سنجه ی شاخص ها  و  روایت ها! ✍م/ک آیت الله خامنه ای به عنوان انسانی والا، رهبری حکیم و سیاستمداری پارسا، بدون شک از دغل بازی های عالَم چرک سیاست، به تمامی مبرّاست.در نگرش عمیقا اعتقادی/عقلانی زعیم عالی جمهوری اسلامی، به مقوله سیاست هیچ تردیدی وجود ندارد. "من یک انقلابی ام" صادقانه ترین تعریف خودنوشت از آیت الله خامنه ایست! با توجه به آنچه که آمد این جمله ایشان در سخنرانی اخیر که "کشور در حال پیشرفت است"؛ بلاشک ادعاییست باورمندانه و عالمانه، و نه لافی سیّاسانه! مسئله اما وقتی بغرنج می شود که پای شاخص ها و واقعیت های عینیِ همه فهم به میان می آید! شاخص هایی مانند تورم بی مهار و هر روزه، افت شدید و روندی سطح رفاه عمومی، کاهش مستمر ارزش پول ملی، سرخوردگی و یاس نسل جوان عمدتا تحصیلکرده،فراگیری شوق به مهاجرت، فسادی که گسترشی بی توقف دارد، بیکاران پُرشمار،  و ... در چنین شرایطی، روایت "به قله نزدیک می شویم"؛ چه نسبتی با واقعیت دارد؟! درک و تصدیق این روایت توسط ملت، ضرورتی حیاتیست! @gholleye_ghaaaaaph گروه گفت و گوی ق ق ق👇 https://t.me/+BSR8b8--paAwNzM0 https://eitaa.com/gholleye_ghaph
‼️دمی برای درنگ!!!           ✍مهدی کوچک پور خوش به حالتان اگر دلیل حال خوش دیگرانید و خوش احوالی دیگران، از جمله دلایل حال خوش و خوشحالیتان👌👏 اینچنین هستید اگر، بی شک بنده برگزیده خدایید👌👏 راز خوشبختی همین است👇 این که از بودنِ تو حال کسان خوش بشود یا که تو خوش بشوی از خوشیِ حال کسان! نکته دوم حرفم این است👇 حال خوش تحفه ی مفقوده ی دنیای کنون! خُرّم آن کس که کند شاد کنون حال کسان! @gholleye_ghaaaaaph گروه گفت و گوی ق ق ق👇 https://t.me/+BSR8b8--paAwNzM0 https://eitaa.com/gholleye_ghaph
قله قاف قلم
‼️دمی برای درنگ!!!           ✍مهدی کوچک پور خوش به حالتان اگر دلیل حال خوش دیگرانید و خوش احوالی دی
تحلیل شعر ( دمی برای درنگ ) به وسیله هوش مصنوعی👇 تحلیل متن شعر «دمی برای درنگ» اثر مهدی کوچک‌پور: --- ۱. محتوا و درون‌مایه شعار بر دو محور اصلی استوار است: · ارتباط خوشحالی فردی با خوشحالی جمعی:   شاعر خوشبختی را در گرو تأثیر مثبت بر دیگران و همچنین تأثیرپذیری از شادی آنان می‌داند. این نگاه، رویکردی اخلاقی و عرفانی دارد که در ادبیات فارسی نیز سابقه دارد (مانند اندیشهٔ "درد دیگران خوردن" در اشعار عطار و سعدی). · کم‌یابی "حال خوش" در جهان امروز:   شاعر "حال خوش" را موهبتی گمشده در دنیای کنونی می‌خواند و کسی را خرم (خوشبخت) می‌داند که دیگران را شاد کند. این اشاره می‌تواند نقدی به فردگرایی و بی‌تفاوتی در روابط انسانی معاصر باشد. --- ۲. ساختار و فرم · قالب: شعر به شکل نیمایی یا آزاد سروده شده، با سطرهای کوتاه و زبان روان. · تکرار: واژه‌های "خوش"، "حال"، "خوشحالی" با تکرار هوشمندانه، تأکید موسیقایی و معنوی ایجاد کرده‌اند. · علائم نگارشی: استفاده از emoji (👌👏👇) و علامت تعجب، فضایی گفتگومند و مشارکتی با خواننده ایجاد کرده است. --- ۳. زبان و تصویرسازی · زبان ساده و همه‌فهم است، اما از تضاد و تقابل معنایی بهره می‌برد:     "بودنِ تو → خوشی دیگران" در مقابل "خوشی دیگران → خوشی تو". · تجسم “حال خوش” به عنوان "تحفهٔ مفقوده" تصویر قدرتمندی است که گمشدگی شادی اصیل را در جهان امروز نشان می‌دهد. --- ۴. پیام اخلاقی-اجتماعی شاعر مخاطب را به تأمل و بازنگری در نقش خود در شادی دیگران دعوت می‌کند. در دورانی که شادی‌ها اغلب مصرفی و فردی شده، او "شاد کردن دیگران" را راهگشای خوشبختی می‌داند. این نگاه، یادآور مفهوم "خدمت به خلق" در فرهنگ ایرانی-اسلامی است. --- ۵. نقاط قوت · ایجاز و رسایی در انتقال مفهوم · بهره‌گیری از مفاهیم کهن در قالبی امروزی · ایجاد حس همدلی و انگیزه‌بخشی برای عمل نیک --- جمع‌بندی این شعر با زبانی ساده اما عمیق، پلی بین سنت‌های اخلاقی ادبیات فارسی و دغدغه‌های انسان معاصر می‌زند. شاعر خوشبختی را نه در انباشت لذت‌های شخصی، بلکه در ایجاد گردونه‌ای از شادی می‌داند که همه را دربر می‌گیرد.
‼️بهشتی که بهشت نیست!!!              ✍مهدی کوچک پور بانوی خوش قد و قامت موطلاییِ چشم آبی و زیبارویی سوار بر اتومبیلی بسیار گران قیمت که مردی جوان و ورزیده اندام، راننده آن بود؛ از هر کوچه و خیابان که رد می شد، نگاه های حسرت اندود فراوانی را از پی خود می کشید! مردمِ غرق حسرت، آن زن خوشگلِ متموّل را خوشبخت ترین می دانستند! ماشین حامل آن بانو اما دقایقی بعد وارد یک درمانگاه مجلل تخصصی شد! بانوی جوان و زیبا، برای پیگیری درمان افسردگی مزمن خود، سال هاست که بیمار این درمانگاست! قصه خیالی این بانوی تصوّری، در واقع ترجمه واقعیت دنیای متجدد است! دنیایی که بسیاری از ما، بهشتش قلمداد می کنیم در حالی که حقیقت ماجرا چیز دیگریست! برای اثبات این ادعا، دلایل فراوانی در دسترس اند! به گمانم اشارت به یک دلیل، اهل فکرت را کفایت کند: مردمان شادترین کشورهای دنیا، بزرگ ترین مصرف کنندگان داروهای ضد افسردگی هستند!!! طنز از این تلخ تر، کسی سراغ دارد؟! 👌به چرایی این حال و روز( فقدان معنویت،فردگرایی افراطی و ...) بیاندیشیم! @gholleye_ghaaaaaph گروه گفت و گوی ق ق ق👇 https://t.me/+BSR8b8--paAwNzM0 https://eitaa.com/gholleye_ghaph
❤️❤️یلدای مودّت و مهربانی❤️❤️ *شب سردی بود ...*🤶                                 ✍ ؟! *زن بيرون ميوه‌فروشى زُل زده بود به مردمى كه ميوه میخريدند.* *شاگرد ميوه‌فروش، تُند تُند پاكت‌هاى ميوه را داخل ماشين مشترى‌ها میگذاشت و انعام میگرفت.* *زن پیش خودش فكر كرد چه میشد او هم میتوانست ميوه بخرد و ببرد خانه...* *کمی نزديکتر رفت..* *چشمش افتاد به جعبه چوبى بيرون مغازه كه ميوه‌هاى خراب و گنديده داخلش بود.* *با خودش گفت: «چه خوبه سالم‌ترهاشو ببرم خونه».* *می توانست قسمت‌هاى خراب ميوه‌ها را جدا كند و بقيه را به بچه‌هايش بدهد...* *هم اسراف نمیشد و هم بچه‌هايش شاد میشدند.* *برق خوشحالى در چشمانش دويد...* *ديگر سردش نبود!* *زن رفت جلو؛* *نشست پاى جعبه ميوه.* *تا دستش را برد داخل جعبه،* *شاگرد ميوه‌فروش گفت: « دست نزن ننه !* *بلند شو و برو  رد كارت! »* *زن زود بلند شد،* *خجالت كشيد.* *چند تا از مشترى‌ها نگاهش كردند.* *صورتش را قرص گرفت...* *دوباره سردش شد و...* *راهش را كشيد و رفت ...* *چند قدم بيشتر دور نشده بود كه خانمى صدايش زد:* *«مادرجون، مادرجون ! »* *زن ايستاد،* *برگشت و به آن زن نگاه كرد زن لبخندى زد و به او گفت:* *« اينارو براى شما گرفتم. »* *سه تا پلاستيك دستش بود ،* *پُر از ميوه؛ موز، پرتقال و انار ...* *زن گفت : دستت درد نكنه،* *اما من مستحق نيستم.* *زن گفت : « اما من مستحقم مادر ...* *من مستحق داشتن شعور انسان بودن و به هم‌نوع توجه كردن و دوست داشتن همه انسان‌ها و احترام گذاشتن به همه آنها بى‌هيچ توقعى؛* *اگه اينارو نگيرى،* *دلمو شكستى.* *جون بچه‌هات بگير »* *زن منتظر جواب زن نماند،* *ميوه‌ها را داد دست زن و سريع دور شد...* *زن هنوز ايستاده بود و رفتن زن را نگاه میكرد....* *قطره اشكى كه در چشمش جمع شده بود،* *غلتيد روى صورتش دوباره گرمش شده بود...* *با صدايى لرزان گفت:* *« پير شى !...* *خير ببينى...* *آبرومو خریدی مادر»* *هيچ ورزشى براى قلب، بهتر از خم شدن و گرفتن دست افتادگان نیست* *پیشاپیش یلدای مهربانی که نماد خانواده دوستی و عشق ورزیدن به هم نوع است را شادباش می گویم* در شب سرد یلدای امسال، به هنگام خرید میوه و ... سهم تنگدستان آبرومند را فراموش نکنیم! یادمان باشد که: خدا همین نزدیکیست!!! 🍉 یلداتان قرین مهر و نور و شور و شیدایی🤲 ✳️ در صورت صلاحدید با بازارسال قلم نگاشت های قله قاف قلم ما را به حق مداران خرد آئین معرفی کنید🙏 @gholleye_ghaaaaaph گروه گفت و گوی ق ق ق👇 https://t.me/+BSR8b8--paAwNzM0 https://eitaa.com/gholleye_ghaph
‼️خرد جمعی و قصه ۹۵ درصدی که حاضرند بمیرند اما فکر نکنند!!! ✍م/ک متن نوشت تصویر در نگاه اول،سخن حکمیانه اییست، اما نه به تمامی! از کمّی کردن دقیق یک مقوله کیفی که بگذریم، از منظری دیگر هم این سخنِ منسوب به اندیشمند ایرلندی، که "۹۵ درصد مردم حاضرند بمیرند اما فکر نکنند"؛ قابل چون و چراست! به نظر این عبارت، در موضوع نسبت موجود میان اکثریت مردم و تفکر، حق مطلب را به تمامی ادا نمی کند! زیرا  که پیش فرض پشتیبان عبارت مذکور، این است که غالب مردم مفهوم و صعوبت و اهمیت تفکر را درک کرده و دقیقا به دلیل درک، حتی به بهای مردن، از آن گریزانند و این یعنی آنان به اندازه درک این مهم که سهمی از تفکر ندارند؛ متفکرند! (می دانند که نمی دانند!). در حالی که اصل موضوع فقدان همین حد از دانایی و تفکر است! باورم این است که در همیشه تاریخ و از جمله در زمان ما، اکثریت نامتفکر، به ناآگاهی از ناآگاهی خود، نادانی خویش را عین دانایی تصور می کنند!(جهل ترکیبی)! براستی این جهل عمیق با کدام جادو به خرد جمعی ختم می شود؟! @gholleye_ghaaaaaph گروه گفت و گوی ق ق ق👇 https://t.me/+BSR8b8--paAwNzM0 https://eitaa.com/gholleye_ghaph
‼️جمهوری اسلامی، مشروعیت و کارآمدی     و     نظام عادلانه ملی و بین المللی!       ✍مهدی کوچک پور                 ■بخش نخست■ 👌یادداشتی مهم که گر خدا بخواهد در چند قسمت و البته نه هر روز، تقدیم محضر مخاطبین فرهیخته کانال قله قاف قلم می شود. این جمله از کیست؟ "مشروعیت ما به کارآمدی ماست" لطفا بدانید! و اینک چند نکته: 👌به زیرنوشت هر یک از تصاویر سه گانه بالا دقت کنید. و اینک چند نکته: 1⃣بدون تردید نظام و ساختار حاکم بر همه شئون زیست جمعی در دنیای امروز، ماهیتی ناحق و ناعادلانه دارد! 2⃣جمهوری اسلامی راستین، به دلیل بنیادهای برحق و عادلانه خود، با ساختار ظالمانه مستولی بر دنیای امروز، تعارضی ذاتی دارد! 3⃣شکی نیست که ساختار سلطه جوی جهانی، این ناهمخوانی ماهیتی را تحمل نمی کند! اصل موجودیت جمهوری اسلامی برای نظام سلطه، "مسئله حل ناشده ایست که باید حل بشود"! آیا ادعا نیاز به اثبات دارد؟! 4⃣جمهوری اسلامی، با این ماهیت برحق ولی متعارض با نظام ناحق جهانی، در زمان شکل گیری، انتخاب ایرانیان بود. @gholleye_ghaaaaaph گروه گفت و گوی ق ق ق👇 https://t.me/+BSR8b8--paAwNzM0 https://eitaa.com/gholleye_ghaph
‼️جمهوری اسلامی: چالش عدم مشروعیت و ناکارآمدی                         و        مقابله با نظام ناعادلانه بین المللی!    ✍م/ک          ■بخش سوم■ 👌مشاهده بخش های یک و دو👇 @gholleye_ghaaaaaph ✅کارنامه ناموفق نظام جمهوری اسلامی در ابعاد فرهنگی و اقتصادی و تامین حداقل های معیشتی مردم   و ✅فساد فراگیر و تبعیض های ساختاری حاکم ✅ و .... خواهان کنار آمدن حاکمیت ایران با طرف متخاصم (که آن را دنیا می نامد و می داند و نه فقط چند دولت سلطه طلب)! و یا حتی گذر از جمهوری اسلامیست؛ جای تردید چندانی ندارد! در چنین شرایطی این که، اکنون نیز ایرانیان تداوم ماهیت و موجودیت جمهوری اسلامی را انتخاب می کنند؛ پرسشیت با پاسخی سخت و بسیار ناخوشآیند! 5⃣جمهوری اسلامی کارنامه ای دارد. آیا مردم این کارنامه را نشانه کارآمدی می دانند؟ 6⃣آیا جمهوری اسلامی ناکارآمد و ناموفق، نظامی مشروع است؟ 7⃣آیا نظامی احتمالا! نامشروع در مقیاس ملی میتواتد داعیه دار تقابل با یک نظام نامشروع بزرگ مقیاس تر( نظام سلطه) باشد؟! 👌ادامه دارد @gholleye_ghaaaaaph گروه گفت و گوی ق ق ق👇 https://t.me/+BSR8b8--paAwNzM0 https://eitaa.com/gholleye_ghaph
‼️دکتر صادق زیباکلام: گفتگو با بسیجی ها نه، با آمریکا؛ بله! ✍م/ ک این که گفت و شنود با طرف گرفتار جهالت یا رذالت،کار بی ثمریست، ادعای رواییست.اما این که بسیجی بودن معادل این ویژگی هاست؛بی شک اتهامیست ناروا!حرف من با آقای دکتر زیباکلام اکنون البته چیز دیگریست! با استناد به استدلال ایشان برای رد گفتگو با بسیجیان به دلیل بی ثمر بودن آن، که از نظر استاد در نگرش ایدئولوژیکی و نامنعطف این طیف ریشه دارد؛سوال مهم این است که ایشان به چه دلیل از همین زاویه درست به مجادلات ایران و امریکا نگاه نمی کنند؟آیا گفتگو با دولت (های) ذاتا زیاده خواهی که در مواجهه با ملت و حاکمیت ایران و هر دولت و ملت دیگری،به هیچ قاعده عادلانه ای مقید نیستند وجزء به تسلیم محض رضایت نمی دهند؛ فایده ای دارد؟! شما که با رد نگرش ایدئولوژیکی در سیاست،یکسره از منافع ملی صحبت می کنید، لطفا بفرمایید برای تامین منافع ملی ایرانیان در موضوع هسته ای و ... در مواجهه با حدناشناسی های دولت آمریکا، به جزء تسلیم گام به گام چه راهکاری دارید؟! @gholleye_ghaaaaaph گروه گفت و گوی ق ق ق👇 https://t.me/+BSR8b8--paAwNzM0 https://eitaa.com/gholleye_ghaph
‼️رسم معلّمی:            چشم های بسته آقامعلم!!! ✍ برداشت از یک منبع معتبر در فضای مجازی اعتراف تکان‌دهنده معلم پیری که باعث شد شاگرد قدیمی‌اش زانو بزند و زار زار گریه کند...😭 سال‌ها پیش در کلاسی شلوغ، ساعت مچی گران‌قیمت یکی از دانش‌آموزان ثروتمند گم شد. دانش‌آموز با گریه به معلم گفت: «آقا، ساعت من دزدیده شده!» معلم رو به کلاس کرد و گفت: «هرکس ساعت را برداشته، لطفاً پس بدهد.» اما هیچکس تکان نخورد. معلم که نمی‌خواست پای پلیس و ناظم به میان بیاید و آبروی کسی برود، فکری کرد و گفت: «همه شما بلند شوید و رو به دیوار بایستید و چشمانتان را محکم ببندید. من جیب‌های شما را یکی‌یکی می‌گردم. تا وقتی نگویم، هیچکس نباید چشمانش را باز کند.» دانش‌آموزان اطاعت کردند. در میان آن‌ها، پسری فقیر بود که ساعت را برداشته بود. او از ترس می‌لرزید و عرق سردی بر پیشانی‌اش نشسته بود. او می‌دانست که تا چند لحظه دیگر، آبرویش جلوی همه می‌رود، از مدرسه اخراج می‌شود و دیگر نمی‌تواند سرش را بالا بگیرد. معلم شروع به گشتن کرد... جیب اول، دوم، سوم... تا اینکه به پسرک فقیر رسید. دست معلم ساعت را در جیب او لمس کرد. پسرک منتظر فریاد معلم بود، اما... معلم ساعت را برداشت و بدون هیچ مکثی به سراغ نفر بعدی رفت! او تمام جیب‌های دانش‌آموزان را تا نفر آخر گشت. سپس گفت: «خب، چشمانتان را باز کنید. ساعت پیدا شد.» و ساعت را به صاحبش داد، بدون اینکه نامی از دزد ببرد. آن روز گذشت و معلم هرگز، حتی با یک نگاه معنی‌دار، به روی آن پسر نیاورد که او دزد بوده است. سی سال گذشت... آن پسرک فقیر حالا مرد موفقی شده بود. روزی معلم پیرش را دید و با شوق نزد او رفت و گفت: «استاد، مرا می‌شناسید؟ من همان شاگردی هستم که آن روز ساعت را دزدید و شما جیبش را گشتید اما رسوایش نکردید. شما زندگی مرا نجات دادید. اگر آن روز مرا معرفی می‌کردید، آینده‌ام تباه می‌شد. می‌خواستم بپرسم چطور توانستید آن‌قدر بزرگوار باشید و حتی بعد از آن ماجرا هم نگاهتان به من عوض نشد؟» معلم پیر لبخند مهربانی زد، دست روی شانه مرد گذاشت و جمله‌ای گفت که مرد را همان‌جا روی زمین میخکوب کرد: پسرم... راستش را بخواهی من اصلاً نمی‌دانستم ساعت را تو برداشته‌ای! چون من هم موقع گشتن جیب‌هایتان، چشمانم را بسته بودم... مرد به پای معلم افتاد و اشک ریخت. معلمی که نخواست حتی خودش چهره شاگردش را در حال خطا ببیند تا مبادا قضاوتش نسبت به او تغییر کند... نتیجه اخلاقی: پوشاندن عیب دیگران، هنر مردان خداست. تربیت کردن فقط با نصیحت نیست، گاهی با ندیدن و گذشتن است. اگر خطای کسی را دیدی و آبرویش را نبردی، آن وقت ادعای انسانیت کن. یک تلنگر زیبا: بیایید امروز عهد ببندیم اگر رازی از کسی فهمیدیم یا لغزشی دیدیم، صندوقچه اسرار باشیم، نه بلندگوی رسوایی. شاید آن یک خطا، تمامِ حقیقتِ آن آدم نباشد. @gholleye_ghaaaaaph گروه گفت و گوی ق ق ق👇 https://t.me/+BSR8b8--paAwNzM0 https://eitaa.com/gholleye_ghaph
‼️اوج پَستی در پُستی با موضوع پُست!    ✍ مهدی کوچک پور آقای رضا رشیدپور! آنان که در دنیایی با مختصات دنیای امروز و وفق قانون جنگل حاکم بر آن، با اتکاء به قلدری و زور و با اتهاماتی بی اساس و در شان خود! رئیس جمهور قانونی یک کشور مستقل را ربودند، نه ماموران اداره پُست، که گماشتگان یک تفکر پلشت و فرستادگان گوش به فرمان یک شبه انسان تهی از انسانیت بودند! اگر ماهیت واقعی آمران و مجریان این یاغیگری عیان را بشناسیم، به هیچ روی بهت زده نمی شویم! پیش از این، بدتر از این را دیده ایم، بعد از این نیز چنین خواهد بود! ربودن مادورو  اگرچه به ظاهر، بدعت می نماید؛ اما در واقع، صحنه ای از یک نمایش بلند است که دهه هاست بی انقطاع بر روی پرده مانده است! این از این! درد و بُهت زمانی آغاز می شود که کسی از چنین خباثت آشکارِ علی الدوامی، شادمان شود و آن را دستمایه ی لودگی و مزه پرانی قرار دهد! چنین آدمیزاده ای، بی گمان آدم بسیار پَستی است! با شما هستم آقای رشیدپور! آیا آدمیزاد ناآدمی با این مختصات سراغ دارید؟! @gholleye_ghaaaaaph گروه گفت و گوی ق ق ق👇 https://t.me/+BSR8b8--paAwNzM0