eitaa logo
غلوپژوهی | یادداشت‌های حدیثی و رجالی
1.2هزار دنبال‌کننده
83 عکس
15 ویدیو
124 فایل
بررسی‌های رجالی، تاریخی و اعتقادی ارتباط با مدیر: @amid30 كانال اصلی در تلگرام: https://t.me/gholow2
مشاهده در ایتا
دانلود
🔍دعا و عادات نو گرچه استمرار بر دعا و ذکر امر بسیار مطلوبی است، و نیز چه نیکو دعایی که خود بر زبان جاری شود. اما این نباید زمینه ایجاد عقاید جدید شود. برخی روشی ناروا را به جناب آقای حسن‌زاده نسبت داده‌اند: «در آن بخش از دعا که قرآن‌ها را برابر چهره می گیرند، قرآن را به شکل استخاره باز کرده و روبروی چهره می‌گیریم. آنجا هم که بنا است قرآن بر سر گذاشته شود، بدون این که صفحه باز شده تغییر کند آن را روی سر قرار دهید. به این شکل که قرآن به شکل باز شده و رو به بالا باشد. یعنی صفحات و نوشته ها رو به آسمان و جلد قرآن روی سر قرار می‌گیرد. بعد از برداشتن قرآن از سر آن صفحه را علامت گذارده یا شماره صفحه را حفظ کنید تا سر فرصت مطالعه کنید. آنچه در این 2 صفحه به دست شما رسیده، تقدیری است که در شب قدر مقدر شده. یعنی خوانشی است بر احوالات شما در سالی که پیش رو دارید. اینگونه است که آن چه در شب قدر نازل می‌شود سرنوشت یک ساله را معین می‌کند. خوشا به حال آنانی که در این چند شب، هر شبشان صفحه ای روشن‌تر و پسندیده‌تر از شب قبل دارد.» (باشگاه خبرنگاران جوان) این در حالی است که دعای قرآن به سر گرفتن که در مصادر آمده چنین است: ذَكَرْنَا إِسْنَادَهُ وَ حَدِيثَهُ فِي كِتَابِ إِغَاثَةِ الدَّاعِي وَ لْنَذْكُرْ هَاهُنَا الْمُرَادَ مِنْهُ وَ هُوَ عَنْ مَوْلَانَا الصَّادِقِ ص قَالَ: خُذِ الْمُصْحَفَ فَدَعْهُ عَلَى رَأْسِكَ وَ قُلْ اللَّهُمَّ بِحَقِّ هَذَا الْقُرْآنِ وَ بِحَقِّ مَنْ أَرْسَلْتَه‌... (إقبال الأعمال، ج‌1، ص187 «ذكر دعاء آخر للمصحف الشريف» و مشابه آن به طریق دیگر در همین جا‌) در این خبر هرگز اثری از مطالب ادعا شده بالا نیست. بلکه در متن آن سخنی از شب قدر نیز نیامده. البته ممکن است نزد سید قرینه ای در این راستا بوده که آن را پس از روایت دعای دهه سوم ماه رمضان آورده است. و نیز ممکن است صرفاً به جهت تناسب محتوای خبر با روایت پیش و اجابت دعا آورده باشد. چنانکه در خبر مشابه در مصادر متقدم‌تر نیز -گذشته از ضعف و تفاوت موضوعش- سخنی از شب قدر نیست (الأمالي للطوسي، ص292). البته این خبر اخیر از سلیمان دیلمی -که نمازی هم دارد- معمولاً مورد عمل مردم نیست. قرآن بر سر گذاشتن به مناسبت دیگری هم به امیرالمؤمنین ع منسب شده است (المعرفة و التاريخ، ج2، ص751). اما روایت دهه دوم در مصادر متقدم تر چنین است: «... عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يَاسِينَ الضَّرِيرِ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ: تَأْخُذُ الْمُصْحَفَ فِي الثُّلُثِ الثَّانِي مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فَتَنْشُرُهُ وَ تَضَعُهُ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ تَقُولُ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِكِتَابِكَ الْمُنْزَلِ وَ مَا فِيهِ وَ فِيهِ اسْمُكَ الْأَعْظَمُ الْأَكْبَرُ وَ أَسْمَاؤُكَ الْحُسْنَى وَ مَا يُخَافُ وَ يُرْجَى أَنْ تَجْعَلَنِي مِنْ عُتَقَائِكَ مِنَ النَّارِ وَ تَدْعُو بِمَا بَدَا لَكَ مِنْ حَاجَةٍ.» (الكافي، ج‌2، ص629/ 9؛ المقنعة، ص190؛ و در اقبال به مانند آن. در مكارم الأخلاق، ص330 با تفاوتی اندک، سخن از ماه رمضان نیست.) به هر حال هم چنانکه روشن است در هیچ یک از اخبار آن تفصیلات تازه نشر نیست. و این ادعاهای بی سند خطرساز است. نخست آنکه وقتی امری بی پایه اساس سرنوشت مردم شود، نگاه ایشان به خود را با چالش مواجه خواهد کرد. آن مومنی که آیات جهنم و خلود در آن را در مصحفش دیده چگونه است، و آن کس که وصف مقربان پیشش گشوده شده، چطور خواهد بود؟ دست کم می تواند امر نیکوی تعادل بیم و امید (الكافي، ج‌2، ص67) را به هم ریزد. و این چه بسا همان تفأل مذموم در روایت و بدتر از آن افترای بر خداوند است. @Gholow
تقویم جدید برخی دعاها ... نکته دیگر آنکه آیا همه این دعاهای رایج در ایام خاص، در منابع اصلی برای ایام و زمان خاصی است تا برساختن امثال قصه‌های مورد بحث وجهی بیابد؟! گرچه در اخبار اعمال و ادعیه ایام خاص بسیار است، اما انصاف آنکه بسیاری از برنامه‌هایی که امروزه ما آن را به نام فلان روز کرده‌ایم، ویژگی خاصی نسبت به آن روز ندارد، و ضرورتی ندارد بر اساس عادت همواره برنامه های معین را برای روزها درنظر گیریم. مروری بر اخبار روش اهل بیت علیهم السلام در شب‌های قدر آشکارا نشان می‌دهد، که لزوماً برنامه ایشان «جوشن-نماز قضا- … قرآن به سرگرفتن» نبوده است (نمونه، ر.ک: وسائل الشيعة، ج‌10، ص354 باب 31 و 32 و 33 و...) مهم تر حالت اقبال و رغبت در دعاست، تا آنجا که چون خدا را می‌خوانیم، گویی حاجتمان را پشت در نهاده است. (الكافي، ج‌2، ص473 باب الإقبال الدعاء)، و در اخباری نیز در دعا آنچه که بر زبان جاری شود، برتر شمرده شده است. (الأمان من أخطار الأسفار و الأزمان، ص19 به دو طریق) آری برنامه‌های نیایشی معمول هم خوب! اما اصرار بر ترجیح آن‌ها بر دیگر ادعیه و نمازها و اعمال مأثور جای تأمل دارد. مثلاً: - دعای قرآن به سرگرفتن سه روایت دارد که برای قضای حاجات است، و در هیچ یک سخن روشنی از شب قدر نیامده است. - گزارش دعای «یا من ارجوه» در مصادر متقدم اختصاص به ماه رجب ندارد، و خواندن آن در غیر رجب هم نیکو است. - دلیلی بر اختصاص دعای توسل به سه شنبه نیست. - خواندن دعای جوشن کبیر در مصدر اصلی به طور ویژه برای شب قدر نیست. (كفعمي، مصباح، ص247؛ البلد الأمين، ص402؛ بحارالأنوار از همو) البته چه خوب که خداوند با این نام های نیکو که شواهدش در کتاب و سنت بسیار است، خوانده شود؛ ولی گذشته از تأخر خبر آن، هرچند به ندرت تاملاتی درمورد فرازهایی ذکر شده است (مانند تعبیر «تعالی جدک»؛ یا تعبیر خالق الاشیاء من العدم، که با وجود تحمل وجه صحیح معنایی، استعمال لفظ «عدم» در آن به معنای «نیستی» (و نه «نداشتن») را از نظر زبانی متأخر دانسته‌اند (شفیعی خورانی، «نهج‌البلاغه و نقد تاریخی (پژوهش موردی: وجود و عدم)». و... نیز نک: عریبی، «حول دعاء الجوشن الكبير» و «بعضی از صفات غریب الهی در دعای جوشن كبير»؛ «تأملی درباره فضیلت خواندن دعای جوشن کبیر برای شب قدر») غلوپژوهی @gholow
هدایت شده از آثار | صحف مطهرة
▪️«تو را به تقوا و همراهی با علی (ع) سفارش می‌کنم.» (آخرین وصیت و سبک زندگی عبدالله بن کعب از شهدای صفین) قَالَ أَبُو مخنف: حَدَّثَنِي أَبُو بَكْر الكندي، أن عَبْد اللَّهِ بن كعب المرادي قتل يوم صفين، فمر بِهِ الأسود بن قيس المرادي، فَقَالَ: يَا أسود، قال: لبيك! وعرفه وهو بآخر رمق، فقال: عز والله على مصرعك، أما وَاللَّهِ لو شهدتك لآسيتك، ولدافعت عنك، ولو عرفت الَّذِي أشعرك [1] لأحببت أَلا يتزايل حَتَّى أقتله أو ألحق بك ثُمَّ نزل إِلَيْهِ فَقَالَ: أما وَاللَّهِ إن كَانَ جارك ليأمن بوائقك، وإن كنت لمن الذاكرين اللَّه كثيرا، أوصني رحمك اللَّه! فَقَالَ: أوصيك بتقوى اللَّه عَزَّ وَجَلَّ، وأن تناصح أَمِير الْمُؤْمِنِينَ، وتقاتل معه المُحلّين حتى يظهر أو تلحق بِاللَّهِ قَالَ: وأبلغه عني السلام، وقل لَهُ: قاتل عن المعركة حَتَّى تجعلها خلف ظهرك، فإنه من أصبح غدا والمعركة خلف ظهره كَانَ العالي، ثُمَّ لم يلبث أن مات، فأقبل الأسود إِلَى علي فأخبره، فَقَالَ رحمه اللَّه! جاهد فينا عدونا فِي الحياة، ونصح لنا فِي الوفاة. 📚تاريخ الطبري، ج۵، ص۴۵ ----- ----- ----- ----- ----- ----- ----- ----- ----- ----- ----- ----- ----- ----- ----- ----- روایت شده است که عبد الله بن کعب مرادی در صفین به شهادت رسید. آخرین نفس‌هایش بود که اَسوَد بن قیس مرادی بر او گذشت. عبدالله صدا زد: «ای اسود!» اسود او را شناخت و گفت: «لبیک!» سپس گفت: «به خدا سوگند برای من سخت است که ببینم بر خاک افتاده‌ای. به خدا سوگند، اگر کنارت بودم، خود را فدای تو می‌کردم و سپر دفاعت می‌شدم. و اگر می‌دانستم چه کسی نیزه بر تَنَت زده، دوست داشتم از این جا دور نشود، مگر این که یا من او را بکشم یا به تو ملحق شوم.» سپس از اسب، پایین آمد و در کنار او نشست و گفت: «به خدا سوگند همسایه‌ات هیچ گاه از تو بدی نمی‌دید و از کسانی بودی که خدا را بسیار یاد می‌کنند. به من وصیت کن؛ خدا رحمتت کند!» عبدالله گفت: «تو را به تقوا سفارش می‌کنم و این که خیرخواه و فرمانبرِ امیرالمؤمنین (ع) باشی و در کنار او با پیمان‌شکنانِ فاسق بجنگی تا پیروز شود یا به سوی خدا پَر بکشی.» سپس گفت: «سلام مرا به امیرالمؤمنین (ع) برسان و بگو: بر سر میدان جنگ، نبرد کن تا آن را پشت سر نهی؛ زیرا هر کس تا فردا صبح، میدان جنگ را پشت سر بگذارد، دست برتر را خواهد داشت.» سپس لحظاتی بیش‌تر نگذشت که جان به جان‌آفرین تسلیم کرد. اَسوَد نزد علی (ع) آمد و به او خبر داد. امام (ع) فرمود: «خدا رحمتش کند، تا زنده بود به خاطر ما با دشمنانمان جنگید؛ و در آستانه مرگ نیز خیرخواه ما بود.» .......................... [1] إشعار به معنای فرو کردن نیزه یا تیر در بدن کسی است و ممکن است بر سیادت و بزرگی مقتول هم دلالت داشته باشد زیرا: «تقول العَرَبُ للمُلوك إِذا قُتِلوا: أُشْعِرُوا.» (تاج العروس، ج۷، ص۳۷) @AlAthar
▪️صلی الله علیك یا امیرالمومنین و لعن الله قاتلیك سلسله روایات ارزش‌مداری و سیر اخلاقی درخشان حضرت مولی امیر المومنین علیه السلام: https://eitaa.com/AlAthar/32
هدایت شده از آثار | صحف مطهرة
برخی از کانال‌های مفید مرتبط با جنگ ▪️قرنطینه: شناسایی و تحریم کالاهای اسرائیلی- آمریکایی را پیگیری می‌کند. https://eitaa.com/qlist_ir ▪️کاوش‌مدیا: بازتاب‌های مثبت وضعیت ایران در رسانه‌های جهان را گزینش و منتشر می‌کند. طبعاً گزینش‌ها یکسویه است؛ اما در شرایطی که بدبینی بر بسیاری از مردم غالب است، می‌تواند به تقویت خودباوری و داشتن نگاهی واقع‌بینانه‌تر از وضعیت کشور، کمک کند. https://eitaa.com/kavoshmedia ▪️کاوش‌پلاس: مکمّل کانال قبل است و موضوع آن به جای «ایران»، کشورهای دیگر مانند فلسطین اشغالی است. https://eitaa.com/kavoshplus ▪️اخبار جعلی جنگ: با وجود زمینه نشر گسترده و سریع شایعات در ایتا، وجود چنین کانالهایی لازم است؛ هر چند عملکرد آن‌ها باید گسترش یابد و دقت و بی‌طرفی آن‌ها تقویت شود. https://eitaa.com/eitaa_channel ▪️فکت‌پرس مانند کانال قبل است؛ هر چند گاهی ارزیابی‌های غلط، شتاب‌زده و سوگیرانه در آن دیده می‌شود. مثلا در این جا انتساب خبری به المیادین را جعلی خوانده در حالی که در کانال رسمی المیادین در تلگرام موجود است. https://eitaa.com/factpress_ir @AlAthar
🌺اَللّهُمَّ اَهْلَ الْکِبْرِیاءِ وَالْعَظَمَةِ وَاَهْلَ الْجُودِ وَالْجَبَرُوتِ وَاَهْلَ الْعَفْوِ والرَّحمَة عید سعید فطر را بر همه مسلمین تبریک می‌گوییم و از خداوند متعال سالی پرخیر و برکت را همراه با گشایش و پیروزی برای اسلام و مسلمین و خواری متجاوزان یهود و نصاری خواهانیم. @Gholow
هدایت شده از آثار | صحف مطهرة
در کانال خبرسنج بيشتر به ارزیابی اخباری پرداخته می‌شود که نامعتبر یا ساختگی یا اغراق‌شده است. https://eitaa.com/Khabarsanj
گزارش دسّ غالیان در کتب اصحاب امامان؛ بررسی انتقادات بر روایت عمیدرضا اکبری https://deraayaat.ir/Kashi-Dass/ دو گزارش معروف از رجال کشی، با تعابیری اجمالی، دس و تحریف برخی غالیان را در آثار اصحاب ائمه ع تأیید می‌کنند. ولی دربارۀ حدود این دس و جعل تنها در همین حد صراحت دارد که مطالب غالیانه اضافه شده در کتب برخی اصحاب امام باقر ع؛ تا زمان امام صادق ع توسط فرقه مغیریه انجام شده بود، و بعد از آنان نیز خطابیه چنین دس و جعل‌هایی داشته‌اند. در این اخبار سخنی از مقدار تحریفات و یا نسبت کتب مورد دست‌برد و کتب مصون به میان نمی‌آید. با این همه آقای حسینی شیرازی در مقاله‌ای این گزارش را دال بر تساهل حداکثری اصحاب و نبود آثار مصون از تحریف و حتی نبود هیچ تصحیح و عرضه‌ای گرفته که روند آن سرانجام به‌دست یونس بن عبدالرحمن متوقف شده، و میراث حدیثی شیعه به دست وی پالایش شده است. ایشان با نقد لوازم این برداشت‌های خود از گزارش دس، آن را «ناراست» شمرده است. اما به نظر می‌آید کاستی‌های مهمی در تحلیل‌های مقالۀ یادشده وجود دارد؛ مانند برداشت مکرر احکام کلی از گزارش قضایای موردی؛ فاصله نگرش کلی نویسنده با فضای واقعی نظام نقل حدیث؛ و فحص ناکافی از برخی از قرائن مؤید خبر. بنا بر شواهد نوشته پیش رو اشکالات آقای شیرازی دربارۀ حدیث موجود در رجال کشی ناتمام می‌نماید، و دربرابر اشکال دیگری دربارۀ خبر مغفول مانده و آن سماع یونس از برخی اصحاب امام باقر (ع) و عرضه کتب ایشان است. این با طبقۀ متأخرتر یونس تناسب ندارد. اما این تک‌اشکال می‌تواند حاصل سهو در نقل به معنا و نه به جهت برساختگی روایت باشد. @Gholow
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️اگر امروز مردانه نجنگیم، فردا زنانمان اینگونه باید با سربازان آمریکا و اسرائیل بجنگند...
⚠️ تأثیر تلقین در پذیرش جعلیات گزارش فقیه محقق، آقای شبیری زنجانی از ماجرایی در سال 57: 🔸«آقای اخوان مرعشی می‌گفت: در مشهد من، آقای خامنه‌ای، آقای [واعظ] طبسی تولیت، آقای میرزا جواد آقا تهرانی، آقای آشیخ علی فلسفی و آشیخ مهدی نوقانی در اتاقی بودیم. گفتند: الان عکس آقای خمینی در ماه ظاهر شده است. ما انکار کردیم و گفتیم این‌چنین نیست. آقای طبسی گفت: آقا بیایید ببینید! الآن پیداست و به زور ما را بیرون کشانید. آمیرزا جواد آقای تهرانی که می‌دانست این حرف اصلی ندارد، از اتاق بیرون نیامد. من به ماه نگاه کردم و گفتم: من که چیزی نمی‌بینم. آقای طبسی با تندی گفت: تو همیشه مناقشه می‌کنی، نباید همه چیز را انکار کنی! آقای فلسفی گفت من چیزی حس نمی‌کنم. آقای خامنه‌ای گفت: چشم‌های من ضعیف است لذا نمی‌توانم شهادت بدهم ولی مثل اینکه کَلَف‌های ماه [لکه‌های روی ماه] قدری بیشتر شده است، یعنی مثل اینکه این تفاوتی حس می‌کنم. آشیخ مهدی نوقانی گفت: من عبا و عمامه‌ای می‌بینم ولی خویی است یا خمینی، تشخیص نمی‌دهم.» 📚 جرعه‌ای از دریا، ج۳، ص۶۶۹ این گزارش رؤیت عکس در ماه بسیار مشهور است. شاید امروز کم‌تر کسی، خواه مدافع و مخالف نظام، باشد که در جعلی‌بودن چنین گزارشی تردید کند. ولی جای این پرسش است که چرا در روزگاری، بسیاری از مردم چنین چیزهای خلاف محسوسات را باورمندانه نقل کردند و بسیاری هم می‌پذیرفتند؟ در حالی که بالوجدان می‌دیدند در ماه عکس کسی نیست. آیا همگی با هم جمع شده و گفته بودند چنین چیزی جعل کنیم؟ بی‌تردید خیر. ولی در اثر شدت تلقینات افراد بسیاری بر امری اشتباه اجتماع کرده بودند. (نمونه‌های کسانی را که گمان می‌کردند عکس را در ماه دیده‌اند، با جست‌وجویی ساده از نزدیکان یا در اینترنت می‌یابید. مانند این) این نمونه‌ای از گزارش‌هایی است که نشان می‌دهد که صرف تعدد طرق به ظاهر مجزا از هم، همیشه تواتر و اطمینان ایجاد نمی‌کند. بلکه گاهی جمع زیادی شایعه‌ای با ریشه نامعلوم را (در ظاهر به صورت مجزا از هم) نقل می‌کنند. بر این اساس، در بررسی طرق نقل اخبار و روایات، لزوماً صرف جاعل‌نبودن راویان بعضی طرق برای ما کافی نیست، و دیگر تسامح‌ها و ضعف‌ها نیز می‌توانند زمینه روایت یک گزارش جعلی توسط جمعی گسترده باشند. دروغ‌پراکنی عمومی همیشه با قصد و توجه و تبانی صورت نمی‌گیرد. نمونه‌های عینی از نشر یک مطلب جعلی توسط دهها کانال بدون ذکر منبع جعل شاهدی امروزی از این دست است. @Gholow
تحریفی در روایات دوازده امام، شاهد جعل یا اصالت؟ ✍️ عمیدرضا اکبری تعداد روایات دوازده امام در منابع فریقین بسیار زیاد است که برای نمونه در باب دوازده امام کتاب الحجة کافی و الغیبة نعمانی به ترتیب ۲۰ و ۴۰ روایت در این باره آمده است. از بحث‌برانگیزترین روایات کافی در دوران معاصر پنج روایت از باب یادشده است که در آن یادکرد از ۱۲ امام در کنار حضرت امیرالمؤمنین ع گمانه وجود سیزده امام را به ذهن می‌آورد. آقای روح الله ملکیان مقاله‌ای در نقد اصالت کافی نوشته است، و در آن مهم‌ترین شاهد درونی جعل متأخر در کافی را (در بازه قرن ۹ تا ۱۱!) روایات مشعر به سیزده امام می‌داند (ملکیان، ۱۴۰۱ش، ص۲۰-۲۳، ۴۰). نویسنده سطور در مقاله‌ای (در دست نشر) به تفصیل نوشته آقای ملکیان را نقد و از اصالت کافی دفاع کرده است. گذشته از امکان ناپذیری چنین جعل متأخری که در بحث از نسخ کافی، بدان اشاره کرده‌ایم، باید پرسید جاعلی در قرن ۹ تا ۱۱ چه انگیزه‌ای برای چنین جعل‌هایی دارد؟ اولاً عقیده به ۱۳ امام تنها به ندرت از برخی در سده‌های نخست گزارش شده است (نجاشی، ص۴۴۰). اما در سده‌های بعدی به کلی اختلافی در تعداد امامان در میان امامیه وجود نداشته است تا ادعا شود شخصی با چنین دغدغه‌ای به تحریف روایات کافی بپردازد. ثانیاً در همان باب مرتبط کافی نیز بیشتر روایات صریح در دوازده امام هستند، پس جاعل ادعایی متأخر که در آن حد توانمند و اثرگذار بوده، چرا عقیده خود را در کل روایات اعمال نکرده است؟ ثالثاً برخلاف نظر ملکیان، احادیث موهم ۱۳ امام در بصائر الدرجات (ص۳۲۰)، الغیبة شیخ طوسی (ص۱۳۹، ۱۵۱-۱۵۲) و در نسخ کتاب سلیم (كتاب سليم بن قيس، ج‌2، ص857؛ نجاشی، ص۴۴۰) آمده؛ لذا آن زمان مطرح بوده و نمی‌توان اشکال را از ناسخان متأخر کافی دانست و نسبت احادیث را به کلینی تکذیب کرد. خصوصاً که منابع متقدم همین احادیث مورد بحث را از کلینی نقل کرده‌اند (الإرشاد، ج۲، ص۳۴۶ مختصر حدیث۹ کافی؛ الغیبة للطوسی، ص۱۳۸، ۱۵۱-۱۵۲: حدیث۸، ۱۴ و ۱۷ باب کافی). از جهت حلی نیز باید گفت این احادیث در اصل صریح در سیزده امام نیستند، و همگی بر عدد ۱۲ برای امامان تأکید دارند، ولی در آن‌ها تصحیف (نک‍: جواد، 2021، هل الأئمة ثلاثة عشر؟؛ پهلوان، ۱۳۹۲، ص۲۵۷-۲۶۱) یا تسامح در نقل به معنا صورت گرفته است. بدین صورت که تعابیر «۱۲ امام از آل محمد» یا «۱۲ امام از فرزندان محمد و علی» و امثال آن از راویانی مانند زراره، جابر انصاری و جابر جعفی نقل شده که از ایشان نقل‌هایی دقیق‌تر نیز در دست است. برای نمونه حدیث زراره در همین باب کافی در سه شماره‌ی ۷، ۱۴ و ۱۶ با سه طریق آمده است که تنها در حدیث ۷ با تعبیر «۱۲ امام از فرزندان رسول الله ص» است؛ در حدیث ۱۴ تعبیر «آل محمد» است، ولی در نقل‌هایی از همین خبر تصریح به داخل بودن علی ع در آل محمد نیز وجود دارد (الخصال، ج‌۲، ص۴۸۰؛ عیون الأخبار، ج۱، ص۵۶، ح۲۴: همان روایت زراره). استعمالی که با تصریح نصوص دیگر (معانی الأخبار، ص۹۴-۹۵؛ نیز نک‌: ابراهیم:۳۶) و یا از باب تغلیب نیز ممکن است. در تحریرهای دیگر خبر با تعابیر بی‌ابهام «۱۲ امام از ما» یا «۱۲ محدث از اهل بیت» مواجهیم (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج‌۱، ص۵۳۳، ح۱۶؛ الغیبة نعمانی، ص۶۶). می‌توان گفت تعابیر موهم ۱۳ امام مؤید اصالت اخبار است؛ زیرا با متروک بودن اعتقاد ۱۳ امام در سده‌های میانی و متأخر، از جهت تاریخی جا دارد این روایات امامی متعلق به عصر خود امامان دانسته شوند که به خاطر پایان‌نیافتن عصر امامان برای برخی راویان جایگاه دقیق عدد ۱۲ برای امامان دقیقاً جا نیفتاده بوده است؛ هرچند اصل عدد ۱۲ در همین روایات موهم ۱۳ امام نیز مسلم است. (بیشتر این اطلاعات حتی با مراجعه به تخریجات تحقیق دارالحدیث از کافی نیز دریافتنی است.) 👈پس ظاهراً نقل به معنا یا تصحیف این روایت متعلق به عصر حضور است، و در کنار دیگر شواهد سندی و تاریخی (برای نمونه: مقالات پرونده دوازده امام مجله امامت پژوهی؛ کتاب دوازده خورشید)، خود دلیلی دیگر بر اصالت روایات دوازده به حساب می‌آید. @Gholow