eitaa logo
غوص
29 دنبال‌کننده
22 عکس
16 ویدیو
0 فایل
منشآت شطحیات و تنبیهات یک دهه هشتادی
مشاهده در ایتا
دانلود
آقای جمهوری اسلامی ی وقت غصه نخوریا ما هنوزم بخاطرت فحش خوردن که سهله جون مونم میدیم ما هرچی هم که بشه پای کارتیم
غوص
اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکو إِلَیْک فَقْدَ نَبِیِّنَا وَ غَیْبَهَ وَلِیِّنَا وَ کثْرَهَ عَدُوِّنَا وَ ق
اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکو إِلَیْک فَقْدَ نَبِیِّنَا وَ غَیْبَهَ وَلِیِّنَا وَ کثْرَهَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّهَ عَدَدِنَا وَ شِدَّهَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الزَّمَانِ عَلَیْنا
آن جایی شکست خوردیم که فکر کردیم ذخیره ی نظام سردار فلانی و حاج آقا بهمانی است ذخایر این نظام ، پا برهنه ها اند مستضعفین اند مردم اند وقتی که حتی در مشارکت چهل درصدی هم فرد نزدیک تر به مبانی انقلاب انتخاب نشد یعنی ذخایر نظام دارند از دست می روند...
🔻در ستایش شمایل سیاسی سعید جلیلی 🔻 من «جلیلی‌چی» نیستم. سال ۹۲ به او رای ندادم. دور اول انتخابات همین امسال هم به او رای ندادم. به ضعف‌ها و محدودیت‌های او در مقام یک سیاستمرد واقفم. اما حالا که پس از سه هفته ممنوعیت سخن گفتن درباره نامزدهای انتخاباتی امکان نوشتن یافته ام دوست دارم از او بنویسم. از سعید جلیلی که به نحو کم‌نظیری نماینده بخش بزرگی از فضیلت‌ها و زیبایی‌های انقلاب اسلامی پنجاه و هفت در سیاست ملی ماست. اگر آرمان پنجاه و هفت پیوند یافتن و بلکه یگانه شدن دین و سیاست در متن حیات مدنی بود، این یگانگی نخست باید در وجود سیاستمرد محقق شود. جلیلی به وضوح مصداق این معناست. پیشتر نوشتم که مهم‌ترین میراث شهید رییسی سیاست تقواست و اینک باید افزود که میراث‌دار او از این جهت بی‌شک سعید جلیلی است. با این ملاحظه که آنچه برای سید شهید با شمّ و غریزه محقق بود، برای جلیلی با نحوی تفصیل و نظرورزی همراه شده است. نحوی درک سازوار مبتنی بر دیانت از سیاست و مقاومت و عدالت که در جزئیات مشی عملی و زیست شخصی نیز متبلور است. و این فقط مربوط به امور کلان سیاست نیست؛ شاید به چشم کسانی خرد و کم اهمیت به نظر برسد، برای من اما اینکه سیاستمداری داریم که در اوج مشاجره پینگی‌پنگی مناظره دونفره، وقتی رقیب قرآن می‌خواند، ملتزم به امر «فاستمعوا له و انصتوا» لب از سخن می‌بندد، قیمتی است. اینکه مجاهد جانبازی داریم که زخم و جراحت خود را محمل تبلیغ سیاسی قرار نمی‌دهد (شاید هنوز هم بسیاری از مردم جانباز بودن او را ندانند) ارزشمند است. اینکه نامزد انتخاباتی داریم که در نحوه عمل خود، در گفتن و نگفتن، در رفتن و ماندن، بیش از هر چیزی حجت شرعی را در نظر می‌آورد همان لحظه طلایی سیاست پنجاه و هفتی است. جلیلی امروز خیلی بیش از گذشته در منظر و مرئی وجدان ایرانی ما حاضر است. می‌دانم که بابت جمله بعدی ملامت و تمسخر خواهم شد اما چه باک؟ این وجدان ایرانی هر چند به او رأی ندهد اما عمیقا دوستش دارد. همچون شمایلی از فضیلت‌های بنیادینی که مدینه ما را برافراشته است: تقوا، شجاعت، سلامت، ساده‌زیستی و مردمداری. ممکن است بسیاری بترسند و ترجیح دهند که در این شرایط سخت و خطرناک چون اویی سکان کشور را به دست نگیرد. اما این ترس به خلاف تصور همراه با نفرت نیست. تلاش دو هفته اخیر برای نفرت ساختن حول جلیلی موفق نبود (به خلاف مورد احمدی نژاد در سال هشتاد و هشت). فضیلت و تقوا چیزی نیست که از نظر انسان ایرانی نکته‌سنج مخفی بماند و او کسی را که به این زیور آراسته است، نمی‌تواند دشمن بدارد. همچنین این ترس چندان مربوط به ویژگی‌های شخصی جلیلی نیست. در واقع این ترس، ترس از تنگ شدن زندگی و مجال و امکان‌های آن (خواه در پرتو سیاست حجاب و محدودیت اینترنت یا نزاع با قدرت‌های جهانی) به حفره‌های بزرگی در کلیت سیاست انقلابی باز می‌گردد. بار دیگر مسائل جلیلی را به یاد آوریم: اینکه جلیلی زبان تخاطب با بخش مهمی از مردم را ندارد، اینکه ایده‌ای در نسبت با تکثر واقعاً موجود در ایران امروز ندارد، اینکه ایده آزادی در منظومه او جای روشنی ندارد و اینکه ایده امکان پیشرفت بدون همراهی با هژمونی غرب هنوز اعتماد و امید چندانی بر نمی‌انگیزد، جملگی به کاستی‌های اساسی نیروی انقلاب و گفتار و طرح سیاسی آن باز می‌گردد. اگر این خلل‌ها زیر عبای پوشاننده شهید رییسی و سیادت و صفا و معنویت او از نظر مخفی شده بود (که البته چندان هم نشده بود) به معنای حل و فصل آنها نبود. و مسیر آینده مسیر در انداختن طرحی نو و حل و فصل واقعی این کاستی‌هاست. با مشاجره ملال‌آور تعیین مقصر و سرزنش متقابل در میان نیروهای انقلابی گامی به پیش برداشته نمی‌شود. شمایل محبوب و دوست داشتنی جلیلی اینک به مثابه یک سرمایه سیاسی متعلق به نیروهای انقلاب است. من تصور می‌کنم روند وقایع ماه‌ها و سال‌های پیش رو ارزش اجتماعی این سرمایه را بالاتر نیز خواهد برد. اما گشایش آینده ما در هزینه کردن مسرفانه این سرمایه نیست. در تلاش جدی و سخت کوشانه و بیرحمانه برای حل مسائلی است که موجد ترس فوق الذکر می‌شود. کاش سعید جلیلی خود به محور این تلاش تبدیل شود.
هدایت شده از علیرضا زادبر
بعد از این انتخابات به چه چیزی نیاز است؟ به یک عدد دکتر بهشتی برای فهماندن کار تشکیلاتی! زمانیکه هیچ کس فکر نمیکرد امکان پیروزی انقلاب وجود دارد مدرسه دین و دانش و مدرسه حقانی را تاسیس کرد. رفته بود پیش آیت الله بروجردی که اجازه بگیرد تا به دانشگاه برود! درس عالی بخواند‌. آقای بروجردی گفته بود: هدفتان چیست از رفتن به دانشگاه؟ بهشتی گفته بود برای ارتباط با نسل جدید و نفوذ به دانشگاه مدارک دانشگاه لازم است. آقای بروجردی موافقت کرد. آقای شجونی هم میخواست دانشگاه برود نواب صفوی گفته بود میخواهی این کراواتی ها از تو امتحان بگیرند! مخالفت کرد و شجونی نرفت. به بهشتی نیاز است البته بهشتی را کم نزدند همین خودی ها https://eitaa.com/Politicalhistory
غوص
بعد از این انتخابات به چه چیزی نیاز است؟ به یک عدد دکتر بهشتی برای فهماندن کار تشکیلاتی! زمانیکه هی
البته که شهید نواب صفوی را باید در نقش و موقعیت خودش دید همان طور تمامی سربازان و فدائیان مکتب اسلام
ما برای شکست باطل و تتمه ی داخلی اش نیازی به ابداع و اختراع روش نداریم فرمول پیروزی همان فرمول انقلاب است که موفق شده اگر درست اجرا کنیم ، پیروزیم
نمی دانم چرا این روز ها هی یاد رضا پالانی و مسجد سپه سالار می افتم این مار خوش خط و خال و رند دهل دریده ، با شروع ماه محرم و ایام برگزاری عزاداری ، دسته های قزاق را به صف كرده و خود نیز پیشاپیش قزاقان ، كاه بسر می ریخت و با پای برهنه و بدون كفش به دنبال دسته عزاداران حركت می كرد . مردم و روحانیون نیز كه می دیدند جناب سردار سپه ، با این همه دبدبه و كبكبه ، نوكر و مخلص سرور شهیدان و فردی مذهبی است و شخصا در مراسم سینه زنی و زنجیر زنی شركت می كند بیش از پیش دل بسته و طرفدار وی می شدند قزاقها نیز كه محیط را مساعد تشخیص داده و می دیدند كه عامه مردم ، خام این ریاكاری و خیمه شب بازیهای آنها شده اند برای خالی نبودن عریضه ، دم می گرفتند: اگر در كربلا قزاق بودی حسین بی یاور و تنها نبودی
غوص
نمی دانم چرا این روز ها هی یاد رضا پالانی و مسجد سپه سالار می افتم این مار خوش خط و خال و رند دهل د
رضاخان شب‌ها هم به روضه اصناف می‌رفت. بعضی از وعاظ و روضه‌خوان‌ها هم روی منبر از او تعریف و تمجید می‌کردند و عامه مردم هم از زن و مرد متوجه می‌شدند که رضاخان به روضه آمده است. همچنین در شب شام غریبان با سر و پای برهنه و شمع در دست به مسجد شیخ عبدالحسین که از بزرگترین مجالس روضه آن روز بود، وارد شد و یک دور، دور مجلس زد. حضور رضا خان و متجددین آن دوران در مراسم عزاداری بسیار برای مردم تعجب آور بود. به صورتی که افرادی در مراسم شرکت می‌کردند که سالهای قبل آن مراسم را در جراید مسخره می‌کردند و این گونه رفتارها سبب شد که مردم فکر کنند که کودتاچیان در پی ایجاد حکومت اسلامی‌اند. البته علمای آگاه آن دوران مانند شهید مدرس و آیت‌اله شاه‌آبادی از نیت شوم رضا خان و اطرافیانش با خبر بودند.
کل روضه به اختصار همین است و حسین تنها ماند ....
التماست می کنم بیا و این بار طلوع مکن....