تو را دوست دارم و این دوست داشتن حقیقتی است که مرا به زندگی دلبسته میکند .
ميدونى، من به دست ها خيلى نگاه ميكنم
غريبهان اين دست ها، همه چى رو زود لو ميدن
پيرى اول از همه روى دست ها ميشينه، ترس روى دست ها ميشينه، وقتى عاشق ميشى، دست هات اول از همه عاشق ميشن .
- ونسان ونگوگ
میگه که:
لب تو میوهی ممنوع،ولی لبهایم
هرچه از طعم لب سرخ تو دل کند، نشد.
با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچکس! هیچکس اینجا به تو مانند نشد.
پشت نقاب خود ساختهای پنهان بود تا درد هایش را تسکین دهد اما در آخر ، گناه تمام خستگي های بی دلیل جهان به نامش گره خورد
هدایت شده از let me die
بعدا ؟ بعدا دیگه برای نوتیف پیامت ذوق نمیکنم .
هدایت شده از let me die
بعدا ؟ بعدا دیگه به نبودنت عادت میکنم .
هدایت شده از 𝑹𝒆𝒏𝒂𝒊𝒔𝒔𝒂𝒏𝒄𝒆
اگر ماه پیش میپرسیدند پایان داستان عاشقانه تو چگونه است ؟ ، میگفتم برای ما پایانی وجود ندارد.
دروغ نبود ، عشق من به تو پایانی نداشت اما عشق تو به من مزخرفاتی بیش نبود.
ولی این پایان داستان من نیست چون داستان من دیگر عاشقانه نیست...