#من_حسين_خرازى_هستم!
「🌷」به دفتر فرماندهى لشکر مراجعه نمودیم به اطاقى هدایت شدیم و از افراد حاضر در آن اطاق سراغ فرمانده لشكر را گرفتیم و در همين حین اذان ظهر از بلندگوی مقر لشکر پخش شد، آن فرد حاضر گفت: برویم نماز اول وقت را بخوانیم آنگاه فرمانده با شما صحبت خواهد كرد.
「🌷」به اتفاق شخص مورد نظر به مسجد رفتیم و نمازمان را با جماعت خواندیم و سه نفری به فرماندهى برگشتیم که در مسیر راه بچه هاى بسیجى احترام خاصى به برادرى كه با ما بود می كردند به طبع قضیه ما فكر می كردیم چون ما غریبه هستیم به ما احترام میكنند.
「🌷」پس از برگشت به اطاقى كه منتسب به فرماندهى بود رفتیم و پیرمردى که مشغول سفره پهن كردن بود و ناهار را کشیدند و ناهار رابه اتفاق خوردیم بعد از آن فرد ناشناس گفت: فرمایشتان را بفرمایید!
「🌷」....عرض كردم: با فرمانده لشکر حاج حسین خرازى كار داريم. تکرار کرد: بفرمایید! باز ما تكرار كردیم با حاج حسین كارداریم و براى سومین بار با لبخند زیبا گفت: من حسین خرازى در خدمت شما هستم!
مردان خاكى، افلاكى اند....!!
#یادشهداباذکرصلوات
🌹🍃🌹🍃
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
روي جلد نوشته بود: دفترچه محاسبات نفس
وصيتنامه اش دو خط هم نمي شود! نوشته:
"ولا تكونوا كالذين نسوا الله فانسٰهم انفسهم"...
#دانشجوی_شهید_علی_بلورچی🌷
#شبتون شهدایی
🌱🍃🌱🍃
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
🌷🕊🍃
عاشـقآننیستکه
هردَمطلبِیارکند...
عاشـقآناَسـتکه
دلراحرمِیارکند...(:🌱
#شهید_ابراهیم_هادی 🌷
#صبح_وعاقبتتون_شهدایی 🕊
🌷🍃🌷🍃🌷🍃🌷
http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
🔰نیمه شعبان بود. قرار بود در خانه جشن بگیریم.
اسماعیل ۷ ساله بود. گفت چرا امروز که میلاد امام زمان هست، خانه را تزئین نکردید.
مقداری پول گرفت تا کاغذ رنگی بخرد.
رفت. کمی بعد خبر دادند در عبور از خیابان به شدت تصادف کرده است. نگران به بیمارستان رفتیم. در کما بود.
پزشک گفت شدت تصادف و ضربه به سرش زیاد بوده و امیدی به برگشت هوشیاری و زنده ماندن ایشان نداشته باشید!
همه شیون و گریه می کردند، اما مادر سر به سمت آسمان گرفت و دستش را بالا برد و گفت: خدایا من اسماعیل پاره تنم را به شما و آقا امام زمانم می سپارم و شفای او را از شما می خواهم!
پدر پانسمان روی سر او را برداشته بود، دیده بود محل زخم به شکل "یا علی" است، یقین کردیم خوب می شود.
مدتی بعد در کمال ناباوری از کما خارج شد.
اسماعیل در ۱۷ سالگی وقتی هنوز رد یا علی زیر موهایش مشخص بود، در ایام ولادت امام علی، در عملیاتی با رمز یا علی به شهادت رسید.
🔰در وصیتش نوشته بود:
اينجانب اسماعيل محمد ابراهيمى بنده خدا و سرباز امام زمان سفارش مى كنم كه اگر به فوز عظيم شهادت رسيدم مادر و خانواده عزيزم ناراحت نشوند و راه من را ادامه دهند و ذكر امام حسين و ديگر ائمه را بكنند كه حضرت حسين بن على مذهب را با خون خود بيمه كرد. در ضمن توصيه مى كنم كه از امام و ولايت فقيه اطاعت كنيد كه اطاعت از او راه حزب الله و مسلمين مخلص است.دوست دارم كه اگر خبر شهادت مرا آوردند شما خانواده و مادر عزيزم سجده شكر كنيد كه شما افتخار خانواده شهيد بودن را داريد.
🌹🌱🍃🌹
#شهید اسماعیل محمدابراهیمی
#شهدای_فارس
#سالگردشهادت
🌱🍃🌱🍃🌱🍃
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
6.54M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻 ۱۲ شهید برای بازگشت جنازه دختر ایرانی از دست عراقیها!
◇ روايتی از سلحشوری ۱۴ کلاه سبز ایرانی در دفاع از ناموس وطن، در آغاز جنگ تحميلی، که رگ غیرت رزمندههای دلیر ایرانی را به جوش می آورد.
◇ جان دادند تا از ناموس ایرانی و خاک وطن دفاع کنند. این مملکت اینجوری بدست ما رسید..
#شهید_غیرت
#حجاب
🌱🍃🍃🌱🍃🌱🍃
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
⭐️یادی از سردار شهید هاشم اعتمادی⭐️
🌹روزهای انقلاب بود. مأموران ساواک ما را تعقیب می کردند. همراه با یکی دیگر از نوجوانان انقلابی که نمی شناختمش، به کوچه ای دویدیم. کوچه بن بست بود. دیر می جنبیدیم، ما را می گرفتند.
به هم کمک کردیم و از دیوار باغی که آنجا بود، بالا رفتیم. تا از آن سمت پائین پریدیم، من ناغافل در چاهی پشت دیوار افتادم!
دست و پایم آسیب دیده بود. نمی توانستم بالا بروم، فریاد هم نمی توانستم بزنم، چون تحت تعقیب بودیم. دلخوشی ام به نوجوانی بود که همراه من فرار کرده بود، اما از او هم خبری نبود.
هوا که تاریک شد، دیدم کسی از بالای چاه می گوید، نگران نباش من تو را بیرون می آورم. همان نوجوان انقلابی بود. من را نجات داد...
دیگر او را ندیدم تا در جبهه، برای خودش مردی شده بود، اسمش هاشم بود، هاشم اعتمادی...
راوی سردار احمد عبدالله زاده
🌹🍃🌹🍃
#ڪانال_شهداےغریـب_شیـراﺯ:
ﺩﺭ ایتا :
http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
#نشردهیـد یادشهدازنده شـود اجرشهادت ببرید
امام صحبتی دارند که آن را نوشتهام
و همیشه آن را توی جیب خودم دارم :
هر کس که بیشتر برای خدا کار کرد
بیشتر باید فحش بشنود
ما باید برای فحش شنیدن ساخته بشویم؛
برای تحمّل تهمت و افتراء و دروغ ؛
چون ما اگر تحمّل نکنیم ،
باید میدان را خالی کنیم ...
#شهید_حاجابراهیم_همت
♥️˹➜˼
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
نشردهید
🌷🕊🍃
خوشا آنان که شهادت را عاشق بودند
و شهادت …
شیداےِ آنان …
#دفاع_مقدس
#صبح_وعاقبتتون_شهدایی 🕊
🌷🍃🌷🍃🌷🍃🌷
http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
#حساب_آخرت
🔰در خانه نشسته بودم که محمدجعفر آمد. دست انداخت دور گردنم، صورتم را بوسید و گفت: مادر دوست داری برات یه دفترچه حساب باز کنم!
گفتم مادر، از سن من گذشته، پس انداز به چه درد من می خوره. اگر پولی دارید برای خودت پس انداز کن که به درد آینده ات بخوره!
صدای خنده اش خانه را پر کرد. گفت: مادر، حساب پس انداز برای آخرت می گویم!
آن روز از حرف هایش سر در نیاوردم تا روزی که شهید شد.
راوی مادر شهید
🍃🌷
#شهید محمد جعفر صادقی
#شهدای فارس
🌷🌱🌷
#ڪانال_شهداےغریـب_شیـراﺯ:
ﺩﺭ ایتا :
http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
#نشردهیـد یادشهدازنده شـود اجرشهادت ببرید