eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1.1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
330 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
بال عروج امشب دلم از هرشبی آماده ترشد سوی خدا آمادۀ پرواز باشد من از دل محراب خود معراج دارم بال عروجم با شهادت باز باشد عمری پی احقاق حق کوشیده ام من تاکی زجهل مردمان آتش بگیرم ای تیغ زهرآلوده امشب راحتم کن من دیگر از این زندگانی سیرسیرم یک هم نفس پیدا نکردم بین مردم درد خودم را تا سحر با چاه گفتم وقت نیایش با خدا از حال رفتم راز دل خود را به اشک وآه گفتم چیزی به جز خاکستر ی باقی نمانده ازاین دلی کز شعله های درد وغم سوخت خاری به چشم واستخوانی درگلو شد میخ دری که همسرمن رابه در دوخت رخسارۀ زهرای من از ضرب سیلی گه چون فلک نیلی گهی مهتاب گون شد پهلوی اورا مثل دست او شکستند چشمان من پیمانۀ لبریز خون شد گرچه طبیب عالمی هستم درعالم سرباز کرده زخم من از بی طبیبی یارم زدستم رفت ومن با حسرت وغم کوبیده ام سررا به دیوار غریبی ازبس گره از کار مردم باز کردم دست علی چون سجده گاهش پینه دارد فرقم جراحت یافت اما کس ندانست این زخم را عمری علی درسینه دارد این زخم را گویی که جایی دیده بودم آری از آن درنیمه شب خوناب میرخت وقتی که آهم شعله برهفت آسمان زد اسما به روی زخم هایش آب میرخت شق القمر کردند این جا ای دریغا باید بگویم رازهای باورم را دستی که زد شمشیر بر فرقم شکافد درکربلا فرق علی اکبرم را ازقول من برگو «وفایی»گرچه نیکوست نقش غم من برهمه دل ها بیفتد زیر بغل های مرا دیگر نگیرید ترسم زحالم دخترم از پا بیفتد حاج سید هاشم وفایی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
واحــــدِ حماســــی مدحِ حضرتِ علی علیه الاسلام یار می گوید حیدر ، دِلدار می گوید حیدر " میثـــمِ تمّــــار " رویِ دار می گوید حیدر بـــاد می‌گوید حیدر ، آبــاد می گوید حیدر تـــا ابــد هـــر بنـــده ی آزاد می گوید حیدر خاک‌ می گوید حیدر افــلاک‌ می گوید حیدر هرکسی که خورده شیرِ پاک می گوید حیدر حال می گوید حیدر خوشحال می گوید حیدر چون ندارد نطفه اش اشکــــال می گوید حیدر نــاب می‌گوید حیدر ، نــــایـاب می گوید حیدر مسجد و گلدستـــه و محـــراب می گوید حیدر هوش می گوید حیدر مدهوش می گوید حیدر کیسه ی خرمــــا به رویِ دوش می گوید حیدر شیر می گوید حیدر ، شمشیر می گوید حیدر کودکی با کاســـه ای از شیـــر می گوید حیدر سنگ می‌گوید حیدر ، فرسنگ می گوید حیدر " مالــــکِ اشتـــر " میانِ جنگ می گوید حیدر یا علی حــــیدر مدد ، ای فــاتحِ خیبر مدد یا علی حــــیدر مدد ، ای ساقیِ کوثر مدد بیم می گوید حیدر تکریم می گوید حیدر در طوافِ کعبـــه ابراهیــم می گوید حیدر ایل می گوید حیدر هابیل می گوید حیدر بینِ قربانگاه " اسماعیــل " می گوید حیدر خوب می گوید حیدر محبوب می گوید حیدر گریه هـــایِ حضــــرتِ یعقوب می گوید حیدر آه می گوید حیدر ، جانکاه می گوید حیدر حضرتِ یوسف میانِ چـــاه می گوید حیدر راز می گوید حیدر ، ایجاز می گوید حیدر حضرتِ عیسی دمِ اعجـــاز می گوید حیدر تور می گوید حیدر مستور می گوید حیدر حضرتِ موسی به کوهِ طور می گوید حیدر تاج می گوید حیدر محتـاج می گوید حیدر مصطفی هم در شبِ معراج می گوید حیدر گاه می‌گوید حیدر ، آگـــاه می گوید حیدر رو بـــه رویِ آینــــه " الله " می گوید حیدر یا علی حــــیدر مدد ، ای فــاتحِ خیبر مدد یا علی حــــیدر مدد ، ای ساقیِ کوثر مدد خار می‌گوید حیدر غمخوار می گوید حیدر " فاطمه " بینِ در و دیــــوار می‌گوید حیدر زار می گوید حیدر ، گــلزار می گوید حیدر ذوالفـــقـــارِ حیـــدرِ کـــرّار می گوید حیدر مرد می گوید حیدر شبگَرد می گوید حیدر بین حُجره مجتبــی با درد می گوید حیدر دال می گوید حیدر گودال می گوید حیدر زیرِ خنجر حنجری هر سال می گوید حیدر دید می گوید حیدر توحید می گوید حیدر روی نیزه حضرتِ خورشید می گوید حیدر بند می گوید حیدر ، دلبنــد می گوید حیدر " امِّ لــیلا " از غـــمِ فرزنــــد می گوید حیدر مست ‌می گوید حیدر سرمست‌ می گوید حیدر اصغــرِ شش ماهـــه رویِ دسـت می‌گوید حیدر یاس می‌گوید حیدر احساس‌ می گوید حیدر با رجـزهایِ " انَاالعبّــــاس " می گوید حیدر ذات‌ می گوید حیدر ، ذرّات می گوید حیدر خطبه های عمّــــه ی سـادات می‌گوید حیدر تاب می‌گوید حیدر ، بیتاب می گوید حیدر در خرابـــه دخـترِ اربـــاب‌ می‌گــــوید حیدر یا علی حــــیدر مدد ، ای فــاتحِ خیبر مدد یا علی حــــیدر مدد ، ای ساقیِ کوثر مدد یـاد می گـــوید حیدر ، فریـاد می گوید حیدر زینـــتِ سجّـــاده ها ، سجّـــاد می گوید حیدر قوس می گوید حیدر ناقـــوس می گوید حیدر حضرتِ شمس الشموسِ طوس می گوید حیدر شور می گوید حیدر ، منشور می گوید حیدر حضرتِ معصومه بیت النـــور می گوید حیدر بـــود می‌گوید حیدر معبـــود می‌گوید ‌حیدر انتـــظارِ مهـــدیِ موعـــود می گــــوید حیدر سوز می گوید حیدر جانسوز می گوید حیدر حجّت بنِ العسگـــری هر روز می گوید حیدر یا علی حــــیدر مدد ، ای فــاتحِ خیبر مدد یا علی حــــیدر مدد ، ای ساقیِ کوثر مدد شعر ابراهیم زمانی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بر نفس خود دچارم، یابن الحسن اغثنی عبدی خرابکارم، یابن الحسن اغثنی در غفلت از قیامت، با شعله ی جهالت آتش گرفته بارم، یابن الحسن اغثنی تاریک و روسیاهم، افتاده قعر چاهم ای شمس روزگارم یابن الحسن اغثنی از شرم ناگزیرم، از شرم سر به زیرم از شرم بی قرارم، یابن الحسن اغثنی جز رحمت نگاهت، جز گرمی پناهت آرامشی ندارم، یابن الحسن اغثنی ای ذوالکرم می آیی؟ بالاسرم می آیی... هنگام احتضارم؟ یابن الحسن اغثنی هستم فقیر خوانت، بر لطف بی کرانت خیلی امیدوارم، یابن الحسن اغثنی مانند والدینم، گریه کن حسینم این است اعتبارم، یابن الحسن اغثنی عقده گشایی ام کن، کرب و بلایی ام کن دلتنگ آن دیارم، یابن الحسن اغثنی شاعر : محمود ژولیده http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نوحه امیرالمومنین ع سبک حاج ناظم ره فرق علی ازتیغ کین دوتاشد مظلوم عالم حاجتش روا شد امیرالمومنین شده نقش زمین رخسار مولا غرق خون شد محراب مسجد لاله گون شد علی علی علی علی جان 4بار عدل مجسم کشته شدبه محراب مظلوم عالم کشته شدبه محراب به کعبه ولادت به مسجدشهادت خون دلش ازدیده میسفت فزت وورب الکعبه میگفت علی علی علی علی جان کس ازعلی مظلوم ترندیده که فرقش اشق الشقیادریده زد منادی ندا قدقتل مرتضی وقت عزای مرتضی شد کوفه زغم ماتمسرا شد علی علی علی علی جان زینب ببیندگرکه خونین سرش یاد آورد از سینه مادرش ز غصه زینبش شودجان بر لبش بر فرق او ماتم بگیرد ترسم زغم زینب بمیرد علی علی علی علی جان شعر (عبدالحسین محبی) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بسم الله الرحمن الرحیم برگزیده "مجموعه‌ای از رباعیات علوی" رباعی۱ ای در پی گنج، گنج و گنجینه علی‌ست ای اهل عمل، دست پر از پینه علی‌ست ای آن که به دنبال خدا می‌گردی دنبال علی باش که آئینه علی‌ست رباعی۲ هرکس که در این جهان گرفتار علی‌ست با قیمت جان و دل خریدار علی‌ست عمری‌ست جهان ریزه‌خور سفره‌ی اوست هرچند که نان‌ونمک افطار علی‌ست رباعی۳ هر دل که شناخته‌ست راهی به‌علی پس رو زده با کوه گناهی به‌علی پیغمبر ما که "مُستَجابُ الدَّعوة" است در سجده چنین گفت؛ "الهی بِعلی" رباعی۴ بر پای تو کوه درد و غم سجده کند نامت که نوشته شد، قلم سجده کند از بس که به سجده رفته ای در دل شب حق است که برتوسجده هم سجده کند رباعی۵ بار غم اگر به شانه برداشت علی در کوفه نهال عشق را کاشت علی هر شب در اوج خلوت نخلستان باچاه قرار درددل داشت علی رباعی۶ یک‌عمر به فکر دیگران بود علی با دشمن و دوست مهربان بود علی تاریخ گواه است که تا روز ابد مظلوم‌ترین مرد جهان بود علی رباعی۷ شب‌های زمین بدون او بی‌بدر است حتی شب قدر بی‌علی بی‌قدر است در زمره‌ی خوبان جهان در تاریخ تا روز حساب نام او در صدر است رباعی۸ بودند اگرچه دورش افراد دورو هرگز دو خورش نبود بر سفره‌ی او از جهلِ زمانه با علی عمری بود؛ خاری در چشم و استخوانی به گلو رباعی۹ امشب خبری نشد از آن مرد کریم خالی مانده‌ست ظرف طفلان یتیم این‌بار به دست کافری معجزه شد در مسجد کوفه ماه گردید دونیم رباعی۱۰ شب شاهد چشم‌های بیدار علی‌ست تاریخ در انتظار تکرار علی‌ست خوشبخت کسی که مُهر پرونده‌ی او امضای "براءَةٌ مِنَ النّارِ" علی‌ست شعر مجتبی خرسندی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
(شب قدر) شب قـدر است و من قـدری ندارم چـه سـازم؟ تـوشـه‌ی قبــری ندارم شب عفـو است و محتـاج دعــایـم ز عمــق دل ، دعــایی کــن بــرایــم اگـر امشب به محبــوبـت رســیدی خـــدا را در میـــان اشــک ، دیــدی کمی هــم نــزد او یـــادی ز مــا کـن کمی هـم جــای مـا او را صــدا کـن بگـو یارب! فــلانـی روســیاه است دو دستش خالی و غرق گناه است بگـو یارب! تـویی دریــای جـوشان درین شـب رحمتت بر وی بنـوشان بـه حـق (سـاقی) کــوثــر خــدایــا بـه حـق پهلـــوی مجـــروح زهـــرا قلــم زن بـر معـــاصی مـن امشـب مبــادا در "جـــزا" بــاشــم معــذّب سید محمدرضا شمس (ساقی) 1374 http://eitaa.com/shamssaghi
 کار حسین اما باش کنج عُزلت گُزین و تنها باش بین گمنام هاش پیدا باش پی سیر و سلوک‌ اگر هستی خاک شو محضرش تمنا باش آخرت میوه ی همین دنیاست پس از امروز فکر‌ فردا باش نمک عاشقی به رسوایی ست با جماعت نباش و رسوا باش دست، پیش کسی دراز نکن سائل دست های سقا باش علف هرز هم اگر بودی در زمین حسین زهرا باش گرچه اصلا به تو نیازی نیست پای کار حسین اما باش زیر خنجر به فکر ما بوده ما به فکر گناه... ما را باش میل داری به روضه ی رضوان هر کجا روضه بود آنجا باش هدف از گریه خنده ی زهراست بی خیال ثواب عقبی باش گریه کن پا به پای طفلی که گریه میکرد با سر باباش گفت حالا که آمدی بابا یا مرا با خودت ببر یا باش راستی دختری که آن کوچه است کتک سیر خوردم از باباش به من و روسریم فکر نکن فکر بی معجری زن ها باش http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هدایت شده از ابوالفضل عامری
بعد ازو دین پیمبر شد یتیم مسجد ومحراب و منبر شد یتیم رحم او پیدا ز شرم دشمنش عدل او از وصله ی پیراهنش استاد محمد علی مجاهدی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
(السّلامُ عَلَيْكَ يٰا عَلِیّ بْنِ اَبی‌طٰالِب) ا࿐❁❈❁࿐✿࿐❁❈❁࿐ا « فزتُ و رَبّ الکعبه » پور بوسفیان چو از بیداد و کین داد حکم قتل ِ میر مؤمنین ابن ملجم جانی رذل و شریر یافت مأموریت قتل امیر گرگ دون از حیله ی روباه پیر گشت اندر بیشهٔ حق شیر گیر هیجده شب چون که بگذشت از صیام شد به سوی کوفه بن ملجم ز شام دل به قتل مرتضی بی تاب داشت چونکه طرح قتل در محراب داشت تیره شب زین ماجرا ناشاد شد روز هم غمگین ازین بیداد شد شب ازین وحشت به کندی می‌گذشت روز هم شد کُند ، اندر بازگشت شب نبُد راضی به قتل مرتضیٰ پس به پیمودی به حِدّت راه را روز هم از این جنایت ، بیم داشت زین سبب پا را به کُندی می‌گذاشت عاقبت شب شد به روز از خدعه زور وانگهی ، ظلمت مسلّط شد به نور زاغِ شب سوی جنایت پر کشید تا که قویِ روز را در بر کشید چون سیاهی در سپیدی جا گرفت دزدِ جان ، در این زمان مأوا گرفت روز و شب چون رنگِ ضدین آمدی دزدِ جان ، بین الطلوعین آمدی عاقبت ، بین الطلوعین از درنگ دامنش آلوده شد بر قتل و ننگ سارقِ جان امیرالمؤمنین این زمان بنمود در مسجد کمین داشت ننگ از قتل مولی گرچه شب لاجرم شب شد به قتل وی سبب روز را زین قتل اگر عار آمدی با شب اندر جُرم، همکار آمدی هر دو در قتلِ علی ، گشته شریک همعنان شد در جنایت زشت و نیک زشتی شب گر شهادت آفرید نیکی روزش ، سعادت آفرید آنکه شد مولود، در کعبه به ناز شد شهید حق، به محراب نماز از ولادت تا شهادت ، مرتضیٰ از قضای حضرت حق بُد رضا زین سبب وقت شهادت آن امیر گفت: راحت گشتم از دنیای پیر "فزت"ُ فرمود آن شهید راه دین پس "و رَبّ الکعبه" گفت آن شاه دین آری ، آری از ستم ، آسوده شد از شکنج و رنج و غم آسوده شد رفت و قدرش بر بشر معلوم گشت گیتی از عدل علی ، محروم گشت عدل رفت و عادل غمخوار رفت شیر یزدان ، حیدر کرّار رفت زین مصیبت ، خلق گریان علی ست (شمس قم) دایم نواخوان علی ست شادروان سید علیرضا شمس قمی https://eitaa.com/shamseqomi