هدایت شده از ابوالفضل عامری
حقیقت عدل
اگرچه زخم سرش راتمام مي ديدند
ولي ز زخم عميق دلش نپرسيدند
كسي نخواست بپرسدچراسرش بشكافت
اگرچه مردم بي دردكوفه مي ديدند
شبي نخفت علي ازغم جهالت خلق
ولي تمامي آنان ز جهل خوابيدند
بهار عمرعلي شدخزان وگل نشدند
دوباره درره اوخار فتنه پاشيدند
نرفت رنگ سياهي بُرون ازآن دلها
زداغ سُرخ علي گرسياه پوشيدند
به غيراهل ولايت، هنوزهم آنان
اسير وسوسه واهل شك وتريدند
علي ست چون شب قدر خدا كه اين مردم
زقدرو منزلتش نكته اي نفهميدند
علي حقيقت عدل است وتا ابد زنده است
برای محوحقیقت اگرچه کوشیدند
خداگواست كه دركربلا همين مردم
شکوفه های علي رابه نيزه هاچيدند
چه روزگار غريبي بودكه بعدازاو
به اشك زينب او اهل كوفه خنديدند
دلم گرفته «وفایی»بیاکه گریه کنیم
به احترام غمی که به شیعه بخشیدند
حاج سید هاشم وفایی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(ماه میهمانی خدا)
فلک ! شستند در خون رأس سلطان ولایت را
ز کین خفاش ها کُشتند خورشید هدایت را
بیا بنگر که در ماه خدا در مسجد کوفه
دو تا کردند فرق ماه ایثار وشجاعت را
کسی که خَلق عالم بود محتاج عطای او
ز پا انداختند او را ، بیا بنگر قساوت را
علی کانون عشق ومهربانی بود ای کوفه
بپرس از ابن ملجم علت ظلم و شقاوت را
علی! ای اُسوهی مِهر و وفا و مظهر رأفت
که جز تو کس نخواهد گفت اسرار عدالت را
نهادی پای، در مسجد به شوق سجده بر داور
ولی با نغمه ی"فزت و رب" خواندی خدایت را
صبورانه به یاد کوچه و مسمار ِ در خواندی
ولی هفت آسمان نشنید این بغض رسایت را
الا ای مظهر صبر و رضا مولا چهسان دیدی
به ظهر روز عاشورا ، تو نقشی از قیامت را؟
چه بگذشته خدایا بر دل مولا کنار در
بگو ای( عامری )خون نامه ی سرخ شهادت را
دلنوشته ابوالفضل عامری قم
https://eitaa.com/gom121/2271
(ناله های حیدر)
شبها به یاد محنت و اندوه زهرا
بر زانوی غم مینهد مولا سرش را
فریاد زهرا پشت در آتش به دل زد
فضه خذینی گفت ، با آهی مشدد
بر گِرد او جمع اند اطفال پریشان
از داغ مادر جملگی با آه و افغان
مولا نوازش میکند اطفال خود را
شاید کند درد یتیمان را مداوا
با غربت و غم در بقیع و در مدینه
میسوزد و از غم بکوبد روی سینه
بعد از وفاتِ آن گل باغ پیمبر
طبق وصیتنامه با دستان حیدر
در خاک، دور از چشم نامحرم شبانه
مدفون شد آن آرام جانها مخفیانه
پرپر نمود ،اهل سقیفه یاس حیدر
از بعد زهرا قلب مولا گشت مضطر
پیمان شکن بودند ونامرد وستمکار
نفرین بر آن قوم پلیدِ پستِ خونخوار
پهلوی یاس وحرمت احمد شکستند
درهای رحمت را بروی خویش بستند
مولا که قلبش کوهی از آتشفشان بود
نور دوچشم خاتم پیغمبران بود
آهسته و آرام ، با ذکر شبانه
با چاه نجوا مینماید مخفیانه
دیگر مگو ای (عامری) تو از مدینه
مسمار در آتش زده بر قلب و سینه
دلنوشته ابوالفضل عامری
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(شریک غم حیدر)
نیتش بود شریکِ غم حیدر باشد
فاطمه، آن که گل باغ پیمبر باشد
جرم او یاوری حضرت مولایش بود
بود بیدار ، به راه حق و هرگز نغنود
چقَدر زجر از این قوم کشید آن بانو
دردم این بود که دشنام شنید آن بانو
گرچه غمخوار بشر بود به رسمی نیکو
سهم او گشت ز کفار ، شکست بازو
خُرد شد سینهاش از ضربت نیش مسمار
شعله ور گشت در ِ خانهاش از دشمن زار
(عامری) از دل و جان راه علی را دریاب
که بجز عشق علی ، عیش جهان هست سراب
دلنوشته ابوالفضل عامری
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(مهر حیدر)
حُب علی به سینه نشان صلابت است
نام علی کلید در استجابت است
جای نبی بخُفت چو در لیلة المبیت
اثبات شد که مظهر عشق و شجاعت است
بعد از نبی ، یگانه وصیّ رسول حق
باشد علی که لایق امر ولایت است
شاهان روزگار غلام علی و ... اوست
تاج شهنشهی به سرش از لیاقت است
وقتی علی وصی نبی هست در غدیر
حُب علی سعادت و بغضش رذالت است
لطف خداست شامل شیعه به روز حشر
چونکه علی شفیع به روز قیامت است
حصن حصین شیعه علی است و آل او
ای (عامری) مرید علی در حفاظت است
دلنوشته ابوالفضل عامری
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
هدایت شده از کانال اشعار شمس (ساقی)
((اَلسَّــلامُ عَلَیـْكَ یَـا اَمِیــرِالْمـُؤمِنـِین))
ا࿐❁❈❁࿐✿࿐❁❈❁࿐ا
#ماه_خدا
#شهادت
#رمضان_المبارک
#شب_قدر
#شهادت_امیرالمؤمنین
"مقصد خلقت"
خدا ز خلــق جهان، جـز تو انتظار نداشت
جهــان، بــدون وجــود تــو اعتبار نداشت
تو کیستی که خـدا گفـت جمـلهی "لـولاك"
تو کیستی که خدا جــز تو انتظار نداشت
ز خلق ارض و سما نیست مقصـدی جز تو
بــدون خلقـت تـو ، آسمــان قــرار نداشت
هــوا بــدون هــوای تــو بود بـی جــریــان
زمین بـدون تو بر گِرد خود مــدار نداشت
بــرای آن کــه خــدا تـا تــو را بـه بـــار آرد
بهــانه ای به جز از خــلق بیشمار نداشت
تویـی تــو ، علــت ایجــاد خلقــت عــالــم
وگرنه از عــدم اینجا کسی گـــذار نداشت
بغیر ذات تو در "کعبــه" کس نشد "مولود"
کسی بجــز تو مقــامی درین دیـار نداشت
اگرچــه هسـت طـــلا، شـئ پــر بـهـــا امــا
به نزد گـوهــریان، بی علــی عیــار نداشت
به جــز علــی چه کسی بود لایــق مــردی؟
خدا جــز او بخــدا مَــردِ ذوالفــقار نداشت
تویی نتیجـه ی خلقت، که خـامه ی تقــدیر
به پـرده ی ازلـی، چون تو شاهکـار نداشت
بدون پــرده بگــویــم ، ز خلقـت دو جهــان
برای حضرت حـق، بـیتـو افتخــار نداشت
علـی نبــود اگـر ، بــاغ هــا خـــزان میشد
علـی نبــود اگـر ، فصـل هــا بهـــار نداشت
زنــی که کفــو تو بـاشد خــدا به جز زهــرا
بـــرای همسری تـــو ، بــه روزگـــار نداشت
رسول ، دسـت تو را در "غــدیــر" بــالا بـرد
کـه جــز ولایـت تو ، با کسی قــرار نداشت
گـرفـت بـــاغ ولا ، از تـو میــوه ی توحیـــد
وگـرنـه بـــاغ ولا ، بیتو برگ و بـار نداشت
دریــغ و درد ، کـه بــا تیــغ دشمـنی مــزدور
کـه تـاب تیــغ تـو در وقـت کـــارزار نداشت
بـریخـت خـون تـو در خــانــه ی خـداونـدی
که بهتـر از تـو در این عــالم ابتکــار نداشت
جهـــان ز داغ تــو ، مــاننــد لالـــه میسوزد
که باغی از گلی و شاخی از تو خـار نداشت
اگر که (ساقی) کوثر! جهان تـو را میداشت
ز مَهــد تا به لحـَـد، در جهـان خمــار نداشت
به لوح سیـنه نوشتم خطـی به خامهٔ عشق:
جهــان بدون علــی ، قـدر و اعتــبار نداشت
سید محمدرضا شمس (ساقی)
http://eitaa.com/shamssaghi
هدایت شده از آموزش عروض و قافیه و...
آرایههای ادبی #حس_آمیزی
حس آمیزی: آمیختن دو یا چند حس از حواس پنجگانه (بينايی، شنوايی، چشايی، بويايی و لامسه) در کلام است، چنان که ذهن را به کنجکاوی وا دارد و با ایجاد موسیقی معنوی، بر تأثیر و زیبایی سخن بیفزاید.
حسآمیزی گاه آمیختگی حواس با امور ذهنی و انتزاعی است.
برای مثال هنگامی که ما در تماس صوتی با دیگران از جملهی "ببین چه میگویم" استفاده میکنیم در حقیقت از آرایهی #حسآمیزی بهره بردهایم زیرا سخن ما که میگوییم قابل دیدن نیست بلکه قابل شنیدن است (به جای این که بگوییم سخنم را بشنو گفتهایم سخنم را ببین).
در این مثال، سخن مربوط به حس #شنوایی و ببین مربوط به حس #بینایی است.
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوّار بماند
"حضرت حافظ"
صدا، شنیدنی است و امکان دیدن آن وجود ندارد امّا شاعر ادّعا میکند که صدا را دیده است.
در مصراع اول "صدا" که مربوط به حس #شنوایی است با حس #بینایی درهم آمیخته شده است و آرایهی #حسآمیزی را پدید آورده است.
مثالهایی دیگر :
بوی بهبود ز اوضاعِ جهان میشنوم
شادی آورد گل و بادِ صبا شاد آمد
"حضرت حافظ"
هر که شب، آوای پایش میشنید
بوی نان از دستهایش میشنید
"استاد مجاهدی"
در مصراع دوم بیت فوق "بوی نان" مربوط به حس #بویایی است و شنیدن مربوط به حس #شنوایی و شاعر از آرایهی #حسآمیزی بهره برده است.
بوی دﻫﻦ ﺗﻮ از ﭼﻤﻦ میﺷﻨﻮم
رﻧﮓ ﺗﻮ ز ﻻﻟﻪ و ﭼﻤﻦ میشنوم
"حضرت مولانا"
شاعر در این بیت دو آرایهی حس آمیزی به کار برده است؛ در ﻣﺼﺮاع اوّل، ﺑﻮ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺣﺲ #ﺑﻮﯾﺎﯾﯽ و #ﺷﻨﯿﺪن ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺣﺲ #ﺷﻨﻮاﯾﯽ است، در ﻣﺼﺮاع دوم، رﻧﮓ واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺣﺲ #ﺑﯿﻨﺎﯾﯽ و ﻣﯽﺷﻨﻮم واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺣﺲ #ﺷﻨﻮاﯾﯽ اﺳﺖ.
سپهبد پرستنده را گفت گرم
سخنهای شیرین به آوای نرم
"حضرت فردوسی"
در بیت فوق در سه حسآمیزی زیبا به ترتیب: حس #شنوایی و #لامسه را در ترکیب "گفت گرم"، #شنوایی و #چشایی را در ترکیب "سخنهای شیرین" و #شنوایی و #لامسه را در ترکیب "آوای نرم" با هم آوردهاست که این تعامل حواس با یکدیگر موجب زیباییآفرینی شدهاست.
آموزش عروض و قافیه و...
سید محمدرضا شمس (ساقی)
https://eitaa.com/arozghafie
روابط عمومی کانال آموزش عروض
ابوالفضل عامری