eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1.1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
333 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
ای عشق! به دست شعله‌های شمع دادم دامن خود را مگر ثابت کنم پروانه‌مسلک بودن خود را اگر تقدیر، تن دادن به فرمان زلیخا بود همان بهتر که دست گرگ می‌دیدم تن خود را تو را ای عشق از بین هوس‌ها یافتم آخر شبیه آنکه در انبار کاهی سوزن خود را اگر این‌بار رو در رو شدم در آینه با خود به آهی محو خواهم کرد تنها دشمن خود را بگو با آسمان بغض‌دار پیرهن از ابر برای گریه کردن پاره کن پیراهن خود را به امّیدی که شاید بگذری از کوچه‌ام یک‌شب به در آویختم فانوس هر شب روشن خود را اثر کربلایی میلاد حبیبی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
رسم تسلیت دخترم، بی‌تو بهشتِ جاودان شیرین نبود بیش از این دوری، سزای صحبتِ دیرین نبود... آمدی ای مهربان، اما چرا افسرده‌ای؟ با تو در دنیا که بودم، خاطرت غمگین نبود در مدینه تا تو را می‌دیدم ای نخل امید، صحبت از گل بود، اما حرفی از گلچین نبود لالۀ باغ مرا دیدند مردم،‌ داغ‌دار این‌که رسم تسلیت، این شیوۀ تسکین نبود... میهمان من شدی با گوشۀ چشم کبود راستی آن‌جا مگر چشم حقیقت‌بین نبود؟ صورت نیلی و بازوی کبود، ای روزگار! آن سفارش‌ها که من کردم، جوابش این نبود اثر محمد جواد غفورزاده شفق http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
دریغ ستم‌گران همه از خشم، شعله‌ور بودند به خون چلچله از تیغ تشنه‌تر بودند... همان گروه که با دعوی مسلمانی اسیر پنجۀ تزویر و زور و زر بودند، همان گروه که از فیض صحبت معصوم به زعم خود، همه اصحاب معتبر بودند اگر نبود طلوع ستارۀ اسلام هنوز در طلب کفر، ره‌سپر بودند اگر نبود فروغ هدایت نبوی، هنوز دشمن خون‌ریز یکدگر بودند بهار وحی که چشم از جهان فرو می‌بست، معاشران گل، از غصه خون‌جگر بودند هنوز روی زمین بود چلچراغ امید، که این گروه در اندیشۀ دگر بودند در سقیفه گشودند و چشم دل بستند، تمام مدعیانی که فتنه‌گر بودند چه زود خاطره‌های غدیر رفت از یاد چه زود در پی ایجاد شور و شر بودند برای بستن دست برادر خورشید، سپیده‌دم دَم دروازۀ سحر بودند خدا گواست که در کوچۀ بنی‌هاشم ز قدر و حرمت آن خانه، باخبر بودند ولی دریغ که آن دست‌های نامحرم، برای چیدن گل، همدم تبر بودند بَدا به حال کسانی که روز غارت باغ سکوت کرده و تنها نظاره‌گر بودند کسی نگفت که نوغنچه‌های یاس کبود درختِ طیبۀ وحی را ثمر بودند کسی نگفت که این آیه‌های نورانی، برای شوکت اسلام، بال و پر بودند... شکست شاخۀ طوبی در آستانۀ در، و خلق، شاهد الماس‌های تر بودند به جز حمایت از باغبان چه می‌کردند؟ سه‌چار غنچه و یک گل، که پشت در بودند.. اثر محمد جواد غفورزاده شفق http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
حریم ولایت اگر به شکوه، لب خویش وا کند زهرا مدینه را به خدا کربلا کند زهرا... مدینه! با چه امیدی پس از پیمبرِ عشق دل شکستۀ خود را رضا کند زهرا؟ به سوی کلبۀ احزان اگر روان نشود، علاج عقدۀ دل را کجا کند زهرا؟ به احترام حریم ولایت علوی‌ست، که سینه را سپر صد بلا کند زهرا همین که می‌کند آهنگ خطبه در مسجد قیامت از سخنانش به پا کند زهرا مدینه! خاطر همسایه کی خبر دارد؟ که در نماز شب، او را دعا کند زهرا مدینه! باز مکن بال مرغ آمین را اگر که خواهش مرگ از خدا کند زهرا مدینه! با چه زبانی به یاس کوچک خود حکایت دل دردآشنا کند زهرا؟ :: دعا کنید که یک لحظه هم اگر شده است ز روی لطف نگاهی به ما کند زهرا... اثر محمد جواد غفورزاده شفق http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
حضرت زهرا سلام الله علیها خورشیـدوار سـر کشد از دل شـراره‌ام ای آسـمـان بـســوز بـه مـاه و سـتـاره‌ام من چـاره سـاز خـلـقـم و با داغ فــاطمه     فتــاده‌ام ز پــا و ز کـف رفـتـه چـاره‌ام آن تازیـانـه‌هـا کـه به نـامـوس من زدند            خـورده درسـت بــر جگــر پاره ‌پـاره‌ام گویــی هـزار مرتـبـه جانم به لب رسید            افـتـاد چـون بـه بـازوی زهـرا نـظاره‌ام ای چـاه غصه‌های عـلی زخـم سیـنه‌ات            ای تـا ابـد شـریـک غـم بــی‌شــمــاره‌ام یک بار کُشـت ناله‌ات از پشت در مـرا            غـسـل شـبـانـه‌ات شـده مـرگ دوبـاره‌ام با آنکــه خـود غریب‌تر از خـلق عـالمم            قــبــر غــریـب تــو شـده دارالـزیـاره‌ام بی‌تو چو شـمـع سوخته هی آب می‌شوم            جــای نـفـس ز سـیـنـه بـرآیـد شـراره‌ام وقـتـی کـه یــاد روی کـبـود تو می‌کـنـم            افتـد بــدن بـه لرزه، چو آن گـوشواره‌ام میثم پس از شـهـادت زهراست، یار من            آه هــمـیـشــۀ مــن و اشــک هــمــاره‌ام شعر حاج غلامرضا سازگار http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
━━═━═━━━═━═━═━═━━━ ┄┅✿﷽✿┄┄ ز یک مشرق نمایان شد دو خورشید جهان آرا کــه رخـت نور پوشــاندند بر تن آسـمان ها را دو مــرآت جـــمال حـــق، دو دریای کمال حق دو نور لایـــزال حـق، دو شـمع جمع محفل ها دو وجه الله ربانی، دو سـرّ الله سبحانی دو رخسار سماواتی، دو انسان خدا سیما دو عیسی دم، دو موسی ید، دو حُسن خالق سرمد یکی صادق یکی احمد یکی عالی یکی اعلا یکی بنیانگر مکتب، یکی آرنده مذهب یکی انوار را مشعل، یکی اسرار را گویا یکی از مکه انوار رخش تابید در عالم یکی شد در مدینه آفتاب طلعتش پیدا یکی نور نبوت را به دل ها تافت تا محشر یکی نور ولایت را ز نو کرد از دمش احیا رسد آوای قال الصادق و قال الرسول به گوش اهل عالم تا که این عالم بود بر پا یکی جان گرامی در دو جسم پاک و پاکیزه دو تن اما چو ذات پاک یکتا هر دو بی همتا محمد کیست؟ جانِ جانِ جان عالم خلقت که گر نازی کند، در هم فرو ریزد همه دنیا محمد کیست؟ روح پاک کل انبیا در تن که حتی در عدم بودند بی او انبیا یک جا محمد کیست؟ مولایی که مولانا علی گوید: «منم عبد و رسول الله برِ من رهبر و مولا» محمد از زمان ها پیش تر می زیست با خالق محمد از مکان پیموده ره تا اوج «اَو اَدنی» محمد محور عالم، محمد رهبر آدم محمد منجی هستی، محمد سید بطحا محمد کیست؟ آن کو بوده قرآن دفتر مدحش که وصفش را نداند کس به غیر از قادر دانا محمد را کسی نشناخت جز حق و علی هرگز چنان که جز خدا و او کسی نشناخت حیدر را وضو گیرم ز آب کوثر و شویم لب از زمزم کنم آن گه به مدح حضرت صادق سخن انشا ششم مولا، ششم هادی، ششم رهبر، ششم سرور که هم دریای شش گوهر بود، هم دُرّ شش دریا صداقت از لبش ریزد، فصاحت از دمش خیزد فلک قدر و ملک عبد و قضا مهر و قدر امضا بسی زهّاد و عبّادند بی مهرش همه کافر بسی عالم، بسی عارف، همه بی نور او اعمی دو خورشید منیر او هشام و بو بصیر او دو کوه حکمت و ایمان، دو بحر دانش و تقوی مرا دین نبی، مهر علی و مذهب جعفر سه مشعل بوده و باشد، چه در دنیا چه در عقبی در دیگر زنم غیر از در آل علی؟ هرگز! ره دیگر روم غیر از ره این خاندان؟ حاشا! بهشت من بود مهر علی و مهر اولادش نه از محشر بود بیم ام، نه از نارم بود پروا سراپا عضو عضوم را جدا سازند از پیکر اگر گردم جدا یک لحظه از ذرّیه زهرا از آن بر خویش کردم انتخاب نام «میثم» را که باشم همچو او در عشق ثارالله پا بر جا  اثر:حاج غلامرضا سازگار http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ ‌‌‌‌‌‌〖 کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث‌‌‌‌‌‌ 〗 ━━═━═━━━═━═━═━═━━━
━━═━═━━━═━═━═━═━━━ ┄┅✿﷽✿┄┄ او واسطۀ رحمت حق بود و کرم داشت ابر کرمش بر سر هر بام، علم داشت بخشید سه نوبت همۀ ثروت خود را ارباب کرم بود که بر خلق، کرم داشت تن داد به صلحی که در آن مصلحتی بود هرچند که مانند علی تیغِ دودم داشت زهر آمد و زد بر جگر و زود برون زد ازبس دل او ماتم و اندوه و الم داشت وقتی جگرش ریخت میان دل آن تشت گفتند که: این حجت حق، این‌همه غم داشت؟ با دیدن اشک دو برادر همه دیدند «دل‌های غریبانِ جهان راه به هم داشت» حتی به تنش فتنه‌گران رحم نکردند بر پیکر خود زخمه‌ای از تیر ستم داشت بنویس «وفایی» که پس از این همه غُربت ای کاش که این حجت معبود، حرم داشت شعر: حاج سیدهاشم وفایی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ ‌‌‌‌‌‌〖 کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث‌‌‌‌‌‌ 〗 ━━═━═━━━═━═━═━═━━━
━━═━═━━━═━═━═━═━━━ ┄┅✿﷽✿┄┄ دارم به خاطر حرم ات گریه می کنم از شوق سفره ی کَرَم ات گریه می کنم در روضه های محترمت گریه می کنم وقتی برای درد و غمت گریه می کنم دنیا ندید وسعت بالاتر از تو را سائل ندید جز خودت آقاتر از تو را دستی ندید دستِ بفرماتر از تو را یثرب ندید حضرتِ تنهاتر از تو را تنها میانِ خانه و تنها میان شهر زخم زبان همسر و زخم زبان شهر پای غریبی تو به پا برنخاستند یا دشمنت شدند و یا برنخاستند تنها، غریب، بی کس و آرام می روی از کوچه هایِ طعنه و دشنام می روی در کوچه می روی؛ غمِ مادر نشسته است قُنفذ در این مسیر مُکرّر نشسته است در پیش تو مغیره به منبر نشسته است درخانه پای قتل تو همسر نشسته است این زهر و درد سوختنت فرق می کند تو طرزِ دست و پا زدن ات فرق می کند دارد حسین پیش تو از حال می رود او از کنار تو ته گودال می رود شُکر خدا که پیکر پاک تو پا نخورد سرنیزه ای میان گلوی تو جا نخورد اما حسین صورت از خون خضاب داشت در دل برایِ خواهرِ خود اضطراب داشت یک کوه غُصه داشت و لیکن رباب داشت جا در میان مجلس و بزم شراب داشت با چوبدست روی لبش می نواختند یک عده مست روی لبش می نواختند شعر: محمد جواد پرچمی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ ‌‌‌‌‌‌〖 کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث‌‌‌‌‌‌ 〗 ━━═━═━━━═━═━═━═━━━
السلام علیک یا رسول الله " آخرین عروج " احمد میان بستر و حیدر کنار اوست اشک غمش گواه دل بی قرار اوست زهرا کنار بستر بابا به حال زار می نالد از فراق و دلش سوگوار اوست این بانگ ارجعی ست که پیچیده در فضا چشم انتظار مقدم او کردگار اوست افتاده در شماره نفس های مصطفی ص این آخرین نفس ز دم احتضار اوست کسب اجازه می کند از محضرش اجل جان ها فدای آنکه اجل ریزه خوار اوست خون می چکد ز چشم فلک در مصیبتش عالم تمام مضطرب و داغ دار اوست خورشید تابناک هدایت غروب کرد بعد از نبی علیست که آیینه دار اوست قرآن و عترش که چراغ هدایتند روشنگر صراط و گران یادگار اوست اما چه کرد امت پیمان شکن ز جهل با وارثان آنکه فلک وامدار اوست غصب خلافت علی و قصه ی فدک بی حرمتی خلق به بیت کُبار اوست نامردمی نگر که پس از رحلت نبی ص کشتند کوثری که همه اعتبار اوست راه سقیفه شد ره شرک و نفاق و ظلم اما غدیر خم ره پروردگار اوست مدح رسول اکرم و قرآن و عترتش دارد به لب " شقایق" این افتخار اوست حمید رضازاده "شقایق" کرمان http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا