eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1.1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
333 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
━━═━═━━━═━═━═━═━━━ ┄┅✿﷽✿┄┄ او واسطۀ رحمت حق بود و کرم داشت ابر کرمش بر سر هر بام، علم داشت بخشید سه نوبت همۀ ثروت خود را ارباب کرم بود که بر خلق، کرم داشت تن داد به صلحی که در آن مصلحتی بود هرچند که مانند علی تیغِ دودم داشت زهر آمد و زد بر جگر و زود برون زد ازبس دل او ماتم و اندوه و الم داشت وقتی جگرش ریخت میان دل آن تشت گفتند که: این حجت حق، این‌همه غم داشت؟ با دیدن اشک دو برادر همه دیدند «دل‌های غریبانِ جهان راه به هم داشت» حتی به تنش فتنه‌گران رحم نکردند بر پیکر خود زخمه‌ای از تیر ستم داشت بنویس «وفایی» که پس از این همه غُربت ای کاش که این حجت معبود، حرم داشت شعر: حاج سیدهاشم وفایی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ ‌‌‌‌‌‌〖 کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث‌‌‌‌‌‌ 〗 ━━═━═━━━═━═━═━═━━━
━━═━═━━━═━═━═━═━━━ ┄┅✿﷽✿┄┄ دارم به خاطر حرم ات گریه می کنم از شوق سفره ی کَرَم ات گریه می کنم در روضه های محترمت گریه می کنم وقتی برای درد و غمت گریه می کنم دنیا ندید وسعت بالاتر از تو را سائل ندید جز خودت آقاتر از تو را دستی ندید دستِ بفرماتر از تو را یثرب ندید حضرتِ تنهاتر از تو را تنها میانِ خانه و تنها میان شهر زخم زبان همسر و زخم زبان شهر پای غریبی تو به پا برنخاستند یا دشمنت شدند و یا برنخاستند تنها، غریب، بی کس و آرام می روی از کوچه هایِ طعنه و دشنام می روی در کوچه می روی؛ غمِ مادر نشسته است قُنفذ در این مسیر مُکرّر نشسته است در پیش تو مغیره به منبر نشسته است درخانه پای قتل تو همسر نشسته است این زهر و درد سوختنت فرق می کند تو طرزِ دست و پا زدن ات فرق می کند دارد حسین پیش تو از حال می رود او از کنار تو ته گودال می رود شُکر خدا که پیکر پاک تو پا نخورد سرنیزه ای میان گلوی تو جا نخورد اما حسین صورت از خون خضاب داشت در دل برایِ خواهرِ خود اضطراب داشت یک کوه غُصه داشت و لیکن رباب داشت جا در میان مجلس و بزم شراب داشت با چوبدست روی لبش می نواختند یک عده مست روی لبش می نواختند شعر: محمد جواد پرچمی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ ‌‌‌‌‌‌〖 کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث‌‌‌‌‌‌ 〗 ━━═━═━━━═━═━═━═━━━
السلام علیک یا رسول الله " آخرین عروج " احمد میان بستر و حیدر کنار اوست اشک غمش گواه دل بی قرار اوست زهرا کنار بستر بابا به حال زار می نالد از فراق و دلش سوگوار اوست این بانگ ارجعی ست که پیچیده در فضا چشم انتظار مقدم او کردگار اوست افتاده در شماره نفس های مصطفی ص این آخرین نفس ز دم احتضار اوست کسب اجازه می کند از محضرش اجل جان ها فدای آنکه اجل ریزه خوار اوست خون می چکد ز چشم فلک در مصیبتش عالم تمام مضطرب و داغ دار اوست خورشید تابناک هدایت غروب کرد بعد از نبی علیست که آیینه دار اوست قرآن و عترش که چراغ هدایتند روشنگر صراط و گران یادگار اوست اما چه کرد امت پیمان شکن ز جهل با وارثان آنکه فلک وامدار اوست غصب خلافت علی و قصه ی فدک بی حرمتی خلق به بیت کُبار اوست نامردمی نگر که پس از رحلت نبی ص کشتند کوثری که همه اعتبار اوست راه سقیفه شد ره شرک و نفاق و ظلم اما غدیر خم ره پروردگار اوست مدح رسول اکرم و قرآن و عترتش دارد به لب " شقایق" این افتخار اوست حمید رضازاده "شقایق" کرمان http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
حضرت_رسول_شهادت ملک الموت مزن شعله به زخم جگرم  وای من گر تو مدارا نکنی با پدرم  صبـر کـن سیر ببینم رخ بابایم را  چه کنم سدّ نگاهم شده اشک بصرم  قسمت این بود که بالای سرش بنشینم  چشم بگشایم و جان دادن او را نگرم  وقت جان دادن خود گفت: مقدر این است  دو مـه و نیم دگر فاطمه را هم ببرم  ای پدر! مادر مظلومه من یار تو بود  من پس از رفتن تو جان علی را سپرم  با تن خسته و بازوی کبود از مسجد  قول دادم که علی را به سوی خانه برم  دست از دامن حیدر نکشم یک لحظه  گر بریزند همه اهل مدینه بـه سرم  قسمت این بود که بعد از تو بمانم بابا  تا که با دادن جان، جان علی را بخرم  به فدای سر یک موی علی باد پدر  گـر میـان در و دیـوار دهد جان، پسرم  جگرت سوخت به هر بیت که گفتی «میثم»  اجـر ایـن سـوختنت بـا احـدِ دادگرم غلامرضاسازگار http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
السلام علیک یا حسن بن علیه السلام ابرمرد جمل بردر دولت سرایت بس که سائل ریخته هرطرف پا می گذاری دامنی دل ریخته هرکسی از جود واحسان تو فیضی برد گفت بحر رحمت گوهر خود را به ساحل ریخته مکتب شیعه فضیلت یافته از شور تو بسکه از لعل لبت شهد فضایل ریخته ای ابر مرد جمل قربان آن اندیشه ات رنگ بطلان صلح تو براهل باطل ریخته وارث تنهایی حیدر شدی ، سردارعشق بس که در دوروبرت یاران جاهل ریخته گفت پیغمبر نگرید روز محشر دیده اش هرکسی اشک ازغمت دراین محافل ریخته پاره های دل گواهی می دهد که قاتلت در درون جام تو زهر هلاهل ریخته تیرهایی که تنت را دوخت برتابوت تو خون به روی پیکرت چون مرغ بسمل ریخته چه گذشته برتن تو که حسینت دربقیع وقت دفن پیکر تو اشک کامل ریخته توکریم بن کریمی از «وفایی» کن قبول گرگل اشکی بر این درگاه از دل ریخته سید_هاشم_وفایی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث