#امام_حسن_مجتبی_علیه_السلام
#ولادت
#ترکیب_بند
ما را که مُفلِسیم اگر هم خریدهاند
لطفِ کریم بوده که دَرهم خریدهاند
عاشق شدیم اگر همهاش کارِ عشق بود
عشاق را بدون نظر هم ، خریدهاند
ما جنس بنجولیم به دردی نمیخوریم
ما را - بدون هیچ ثمر هم - خریدهاند
حتی قرار نیست دخیلِ درش شویم
آن را که رد شده زِ گذر هم خریدهاند
پیشِ کریم فرق ندارد زیاد و کم
از جبرئیل تا دو سه پَر هم خریدهاند
هِی بنده میخرند و هِی آزاد میکنند
آزاد کردهاند اگر هم خریدهاند
گفتند ناسزا و ولی عاشقش شدند
از بِین دشمنان چقدر هم خریدهاند
اصلا به کم نمیرود این دستِ با کرم
ما را ببین به قیمت زَر هم خریدهاند
این عشق داغ ، سوختنش فرق میکند
در پیش فاطمه حسنش فرق میکند
اشراق میکنی و همه طور میشوند
انگور زادهها همه انگور میشوند
اصلا نیاز نیست که ما دست و پا زنیم
اسباب عاشقی خودشان جور میشوند
با ابترانِ مکه بگو با همین حسن...
امشب حسودهای علی کور میشوند
دنیا به دست نسل خدیجه است ، هرکه هست
جز بچههای فاطمه هاشور میشوند
یکجا محمد است و علی هست و فاطمه
با جلوهای که نور علی نور میشوند
برخیز از مسیر برو بند آمده است
گیسو بهم مریز که مسحور میشوند
باید که سجده کرد تو را قبل روز حشر
یک روز عاقبت همه مجبور میشوند
ما را به عشق پاره گریبان نوشتهاند
بشکاف سینه را که حسن جان نوشتهاند
باید که چشمهای تو پیغمبری کند
تو آمدی که فاطمه هم مادری کند
مدیون توست خانهی سادات بعد از این
زهرا نشسته است علی پروری کند
شهر مدینه با تو بهم ریخت حق بده
در کوچهها نبود کسی دلبری کند
در هر سحر نسیم خدا میوزد که باز
در بین گیسوان تو خنیاگری کند
کُشتی بگیر تا که بگویند جان حسین
تاکه حسین ، جای تو جلوه گری کن
اینقدر هم بهانه به دست دلم مده
هر روز سجدهات کند و کافری کند
این نذر چشم ماست که جارو ببافد و
هر صبح بِینِ صحن تو رفتگری کند
ما را شریک خویش نموده عطای تو
نیمه برای ماست و نیمی برای تو
تا که عوض نکرده علی قبلهگاه را
پنهان بکن نقاب بزن قرصِ ماه را
باید جمل سوار ببیند حسن که هست
پیچاندهای به تیغ خودت رزمگاه را
راحت نشسته است علی بین رزم اگر
رفته حسن بهم بزند صد سپاه را
با نیزهای که سینهی لشگر شکافتی
برهَم زدی تو هم آن فتنهگاه را
هر جا زدی به پشت سرِ تو حسین بود
دیدند وقت جنگ همه پادشاه را
رم کردهاند پیش تو انبوه راه راه
بردار از جماعت حیران نگاه را
راهی نمانده است مگر تار و مارِ جهل
بسته است ذوالفقارِ تو هر دو جناح را
دور و بر تو هیمنهای از ملائکه است
فهماند تیغ تو پسر فاطمه که هست
باید برای خاک تو مرقد درست کرد
شهری به وسعت دو سه مشهد درست کرد
با اشکهای عاشق و با خشتهای دل
شهری به نام آل محمد درست کرد
ایوان طلای شاه نجف را دوباره ساخت
انجا برای فاطمه گنبد درست کرد
با غنچههای یاس ضریح تو را کشید
دورش رواقهای زبرجد درست کرد
باید که زائران تو را باخبر کنند
نقاره خانههای زبانزد درست کرد
در جمع خادمان مودب به سمت تو
راهی برای رفتن و آمد درست کرد
صحنی برای حضرت امالبنین ولی
باید که بهشت سرآمد درست کرد
باید حرم برای تو قبل از ظهور ساخت
پایین پای فاطمه مسند درست کرد
آوای کرببلا ، حرمین است یا حسن
پنجاه هشت سال حسین است با حسن
شعر:حسن لطفی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
امام_حسن_مجتبی_علیه_السلام
#ولادت
#ترکیب_بند
خُرم از بُوی گُلی کوه و چمن است
هر کجا مینگرم رشک بهشت عدن است
بر لب بلبل و گل از لب زهرا سخن است
نیمۀ ماه خدای احد ذوالمنن است
خبر از هلهله و شادی هر انجمن است
سخن از ماه رخ و جلوۀ حُسن حسن است
-دل شب، طلعت خورشید هدا پیدا شد
-نیمۀ ماه خدا ماه خدا پیدا شد
آمد آن ماه که خورشید کمین بندۀ اوست
نور حق جلوهگر از حسن فروزندۀ اوست
فیض صد باغ بهار از گل یک خندۀ اوست
عقل کل واله مهر رخ تابندۀ اوست
صبر و صلح و کرم و لطفو عطا زندۀ اوست
دوست مات کرم و دشمن، شرمندۀ اوست
-این گل سرسبد باغ پیمبر حسن است
-پای تا فرق حسن بلکه حسن در حسن است
روزهداران به رهش جان و دل ایثار کنید
امشب از جام تولّای وی افطار کنید
چشم، گردیده تماشای رخ یار کنید
سجده بر آینۀ طلعت دلدار کنید
گل رخسار حسن را همه دیدار کنید
ناز با آن گل و رو برگل و گلزار کنید
-باغبان خنده بزن یاسمنت را بنگر
-یا محمد گل روی حسنت را بنگر
این همان است که لبهایش پیمبر بوسید
نه پیمبر که علی ساقی کوثر بوسید
نه علی فاطمه صدیقۀ اطهر بوسید
روی او حضرت جبریل مکرّر بوسید
دست او را لب سلمان و ابوذر بوسید
قاسم و اکبر و عباس دلاور بوسید
-طوطی وحی خدا را سخن از این حسن است
-کنیۀ شیر خدا بوالحسن، از این حسن است
اینحسنکیستکه چون خصم دهد دشنامش
حلم پیش آرد و با خنده کند آرامش
برهاند ز کرامت ز غم و آلامش
بدهد برد یمانی و کند اطعامش
با دلی شاد فرستد سوی شهر شامش
ای فدای وی و آن مرحمت و اکرامش
-به خدائی که غفور است و حکیم است و رحیم
-این کریم است کریم است کریم است کریم
به رسول و به گل یاسمنش باد سلام
به علی و به مه انجمنش باد سلام
به بتول و به جمال حسنش باد سلام
به جمال حسن و جان و تنش باد سلام
به نسیمی که وزد از وطنش باد سلام
به چنین لالۀ باغ و چمنش باد سلام
-مهر او از همه طاعات بود حاصل ما
-حرم محترم اوست بقیع دل ما
خطّ او عزت دین است و بقای اسلام
صلح او رمز قیام است قیام است قیام
صبر او روح پیام است پیام است پیام
ردّ او نیر حرام است حرام است حرام
هر چه او گفت تمام است تمام است تمام
او امام است امام است امام است امام
-حکم او حکم علی حکم نبی حکم خداست
-هرکه سرپیچی از او کرد از این هر سه جداست
جبرئیل آینۀ دادگرش میخواند
آسمان مشعل شمس و قمرش میخواند
عقل کل نور و ضیاء بصرش میخواند
صاحب نخل ولایت ثمرش میخواند
فاطمه دخت محمد پسرش میخواند
صبر، سرمایه فتح و ظفرش میخواند
-اهل جنّت همه ریحان بهشتش گویند
-سیّد جمع جوانان بهشتش گویند
من کیام سائلم و سائل کوی حسنم
تشنهام تشنه ولی تشنۀ جوی حسنم
کشتهام کشته ولی کشتۀ روی حسنم
زندهام زنده ولی زندۀ بوی حسنم
عاشق و شیفتۀ روی نکوی حسنم
جان و دلباختۀ خصلت و خوی حسنم
-چه شود خادم ایوان رفیعش گردم
-گردبادی شده و گرد بقیعش گردم
ای سراپا همه نور و همه نور و همه نور
چشم بد از تو و از طلعت زیبای تو دور
بیشتر بین کریمان شده نامت مشهور
ناصر دینی و اسلام به صلحت منصور
همه اسرار جهان در دل پاکت مستور
به خدائی که کریم است و رحیم است و غفور
-صبر، در موج بلا خونجگر صبر تو بود
-نهضت کرببلا از اثر صبر تو بود
سائل کوی تو راناز به حاتم باید
زائر قبر تو را فخر به عالم باید
مهر تو همچو خدا بر دل عالم باید
مدح تو بر لب پیغمبر خاتم باید
جای خصم تو در اعماق جهنم باید
بی تو گلزار جنان خانه ماتم باید
-به خدایی که گِلم را بولای تو سرشت
-دوستّی تو بهشت است بهشت است بهشت
کاش مانند نسیمی به دیارت گردم
گذرم افتد و برگرد مزارت گردم
یا شوم شعله و شمع شب تارت گرم
یا شوم خاک و هم آغوش غبارت گردم
یا شوم اشک و زهر دیده نثارت گردم
حیف از تو که گلم باشی و خارت گردم
-(میثمم) لیک به اکرام تو (میثم) گشتم
-خار راه تو شدم تا گل عالم گشتم
شعر:استاد حاج غلامرضا سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
هدایت شده از ☫گلواژههاے اهلبیت (؏)☫
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نوجوانی که صوت قرآنش دلها را به لرزه می آورد .
مناجات_با_خدا
اومدم آشتی کنم وقتشه حالا آخدا
روت و برنگردون از من،جون مولا آخدا
من میخوام ساده و بی پرده باهات حرف بزنم
مثه اون چوپون که بود دوره ی موسی آخدا
هر چی بنده بد باشه، تو زود ازش راضی می شی
نمیخوای میون مردم بشه رسوا آخدا
من که روشو ندارم، اسمتو برلب بیارم
امّا تو گفتی بیا بگو خدایا، آخدا
بدم و،یه عمریه برای اینکه خوب بشم
می کنم هی با خودم امروز و فردا آخدا
من می خوام غیر خودت به هیچ کسی رو نندازم
دَستامُو دراز کنم پیش تو تنها آخدا
تو که بهتر از همه می دونی من چیکاره ام
جونِ مولا نزنی پَردَه مو بالا آخدا
باورم نمی شه فردا تو منو بسوزونی
دشمن مولا بایسته به تماشا آخدا
هر چی من بد می کنم بازم تو خوبی میکنی
نه با من با هر بَدی خوب میکنی تا آخدا
به گُل روی علی و بچّه هاش خوارم نکن
بی اونا چیکار کنم روز مبادا آخدا
دیده رو،ندیده گیر،منو به اربابم ببخش
مَردِ مَردا پسر بی بی و مولا آخدا
اونی که به زیر بار زور نرفت و کشته شد
با لب تشنه کنار دو تا دریا آخدا
دست آخر اومدن خیمه هاشم آتیش زدند
بچّه هاشم فراری همه به صحرا آخدا
حاج علی انسانی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
میلا امام_حسن__ع
عید است و یا نیمۀ ماه رمضان است؟
از هر دو بگویم که هم این است و هم آن است
عیدی که به ماه رمضان داد تجلّی
ماهی که در آن روی خداوند، عیان است
ریزد دُر مدح حسن از دُرج دهانها
یا نام دلانگیز حسن نقل دهان است
قرآن علی در بغل اُمّابیهاست
بر خال و خطش چشم محمّد نگران است
این بضعۀ پیغمبر و این یوسف زهراست
این جان جهان جان جهان جان جهان است
در بین امامان به کرامت شده مشهور
یک گوشه ز بیتالکرمش باغ جنان است
سرتا به قدم یکسره روح است چه روحی
روحی است که بر پیکر توحید روان است
تا حشر زند از گلوی خون خدا موج
خونی که به رگهای حسن در جریان است
صبرش سپر سینۀ دین بود، وگرنه
هر یک مژهاش تیر و دو ابروش کمان است
داند چو پدر در کند از قلعۀ خیبر
آنجا که عیان است چه حاجت به بیان است
با چشم خیالش منگر فوق خیال است
در حق گمانش نشمر فوق گمان است
گر پایۀ قدرش نگری فوق گمانها
ور مدّت عمرش نگری کلّ زمان است
در خال و خطش هر چه بخوانید و ببینید
از بوسـۀ پیغمبـر اسـلام نشــان است
شاعر حاج غلامرضا سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
🌹🍁میلاد کریم اهلبیت ع مبارک🍁🌹
نیمه ی ماه خدا آمد ودلدار رسید
همره باد صبا عطر خوش یار رسید
می زند طعنه به خورشید رُخ چون قمرش
مژده ای مجلسیان ماه شب تار رسید
ای نسیم سحری گو به همه خلق جهان
منبع جود و سخا ، مظهر ایثار رسید
گوهر ناب دو دریای فضیلت آمد
از دل بحر کرامت ، دُر شهوار رسید
بانگ تکبیر ملائک رسد از عرش بگوش
همه گویند بیایید که دلدار رسید
پای تا سر حسن وخُلق نکویش حسن است
هر چه حُسن است در عالم همه یکبار رسید
لقبش هست کریم و ، کَرمش بی پایان
نور حق بین که در آیینه پدیدار رسید
همه ی خلق جهان مشتری بازارش
یوسف مصر بقا بر سر بازار رسید
هاتف غیب دهد مژده به جنات نعیم
سید اهل جنان ، بر همه ابرار رسید
دشتها پر ز ( شقایق) شده از مقدم یار
نفس باد صبا باز به گلزار رسید
حمید رضازاده ( شقایق)
کرمان
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث