eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1.1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
340 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
در اوصاف امام علی (علیه‌السلام) شیر خدا و لنگر عرش خدا، علی ست مرآت حق و آينه‌ی حق‌نما ، علی ست در روز حشر، شافع امت، محمد است باب النّجاة سلسله‌ی انبيا، علی ست بعد از وجود اقدس خاتم ، حبيب حق بر كُلِّ جنّ و انس و ملک رهنما، علی ست گر افتخار ديگری از بهر او نبود اين افتخار بس كه شه لافتی، علی ست در جنگ بدر و غزوه‌ی خندق، صف احد مردی كه بود درخور صد مرحبا، علی ست دست خدا ، كه فوق همه دست‌ها بوَد دست علی ولیّ خدا، مرتضی علی ست مردی كه دست رد زده بر سينه‌ی جهان بر اين عجوزه هيچ نكرد اعتنا، علی ست بخشنده‌ای كه كرده سفارش ز قاتلش بر جانشين خود حسن مجتبی، علی ست نام‌آوری كه وصف وی از حد فزون بوَد اوصاف او مفصّل و بی انتها، علی ست ما را چه مايه‌ای است كه مدح علی كنيم قرآن تمام وصف علی، هل اتیٰ، علی ست "شادروان علی اكبر پيروی" http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(سرود وصل) بیکران عشق را ، تکبیر پایانی علی نقطه‌ی آغاز ِ هر پیدا و پنهانی علی لوح ایمان را به خطّ خون رقم زد کِلک تو سرخ لوح و سرخ خطّ و سرخ پیمانی علی تا رهانی کشتی دین را ، ز گرداب بلا گاه ساحل، گاه دریا، گاه طوفانی علی تا بروید لاله‌ی توحید در گلزار دین گاه ابر و، گاه باد و، گاه بارانی علی هم وصّیِ مصطفی و هم امام مقتدا هم ولیّ ِ دینی و هم روح قرآنی علی در غدیر خُم اگر امر ولایت یافتی تو مُحِق این مقام و حکم و فرمانی علی بر فراز دست احمد در ره معراج عشق گلسرود وصل با جبریل می‌خوانی علی با طلوع فجر میلاد ولایت زِ اَمر حق آسمان معدلت را مِهر رخشانی علی ای ولی الله اعظم ، وارث دین نبی! تو امیرالمؤمنین مُلک ایمانی علی گوهر دین را به دستت داد ختم الانبیا دین و آیین را به‌حق، آیینه‌گردانی علی نور ایمان تو تا عرش عدالت جلوه کرد مظهر عدل خدای حَیِِّ سبحانی علی در جهاد اکبر ای شمشیر تقوا و شرف نفس دون را بی امان از خویش می‌رانی علی "لا فتی اِلّا علی لا سیف اِلّا ذولفقار" آمده در شأن تو ، چون شیر یزدانی علی آری ای قرآن ناطق قدر تو نشناختند تو فراتر ، از ورای فکر انسانی علی بی ولایت جسم ما جز مشت خاکی بیش نیست تو به معیار خدا بر جسم ما جانی علی دل به سودای تولای تو یابد معرفت قبله‌ی جان "فراز"و روح ایمانی علی محمدتقی مردانی (فراز) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
"به ساحت مقدس امیر عرب" (خیبر شکن) دو قسمت کرده ایزد دانه‌های زرد گندم را که تو مهمان کنی بر سفره نان خویش مردم را من از چشم کسی آموختم پیمانه‌داری‌ ها که بخشش می‌کند تا آخرین جانمایه‌ی خم را چو نامش بر زبان آید به تن نیرو می‌افزاید چو یادش می‌کنم یاد آورم سازد ترحم را اگر در آسمان شب به جای ماه بنشیند دگر پایان دهد چشمک پرانی‌های انجم را هلال ماه از نعل سمندش نور می‌نوشد اگر سرمه کند بر چشم شب خاک کف سُم را سمرقند و بخارا جای خود دارد که مولایم اگر لب تر کند تبریز و تهران و ری و قم را ... سیه‌رویی نصیب ما نشد تا قنبرش باشیم و لیکن روسیاهانیم کفران تنعم را بیا تا بر تو ثابت سازم اینکه تیغ می‌خندد به شمشیر علی بنگر شکوفای تبسم را تصور کن علی سیر زمان کرده‌ست و می‌بیند به دشت کربلا بازو و دستِ از بدن گم را اگرچه دین همان دین است لیکن دین بدون او ... تصور کن فقط طاووسِ با دم را و بی دم را اگر چه قافیه مانع شده دورت بگردم من پذیرا باش از من نازنین دورت بگردوم را ! یل خیبرشکن! دنیا پر از فرعون گردیده‌ست بنهْ با تیغ خود زیر سر اهرام اهرم را ! خدا عاجز ز تکرار علی هرگز نخواهد بود ولی قرآن کجا دیده‌ست با خود جلد دوم را ؟! . "علیرضا اطلاقی" http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
آتش عشق علی (ع) گرچه من سوخته‌ام از اثر آذر خویش دل من باز بود گرم به خاکستر خویش دولت بندگی شاه ولایت دارم کرده ام چاکری هر نبی مفخر خویش ای امیر همه میران و شهنشاه جهان! نظری کن به عنایت به سوی چاکر خویش یا علی! آتش عشق تو سراپایم سوخت لطف کن لطف به من قطره‌ای از کوثر خویش یا علی! گر نظری بر من مسکین نکنی چه کنم؟یا که چه خاکی بکنم بر سر خویش تا نگه پاک و مطهر فکنم بر رخ دوست شستشو کردمش از چشمه‌ی چشم تر خویش من نه آنم که روم از در تو جای دگر گر برانی به هزاران سببم از در خویش بس همین فخر (وفا) را به دوعالم تا کرد خاک پای علی و آل علی افسر خویش شادروان محمود شریف صادقی (وفا) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(کوی دوست) سر پیش پای حضرت مولا نهاده‌ایم این قطره را به دامن دریا نهاده‌ایم تا گشته‌ایم خاک در کوی عترتش زآن بر فراز اوج فلک پا نهاده‌ایم مِهر منورش دل عالم فراگرفت دل داده‌ایم و جنت و طوبا نهاده‌ایم آتشکده‌ست سینه‌ی ما از منیر عشق زآن یک شراره در ره موسا نهاده‌ایم نام على ، ولی خدا ، مظهرالوجود بر لوح جان و ساحت معنا نهاده‌ایم دل را که آشنای دگر غیر او نداشت وز هرچه غیر دوست مبرا نهاده‌ایم خاک رهش ز جان (گرامی) فرازتر وز شکر عشق او ځم و صهبا نهاده‌ایم "شادروان حاج حسن گرامی قمی" http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(عشق ابدی) تا پرتو فیض ازلی راهبر ماست در وادی عشق ابدی رهگذر ماست ما جز به ره صدق و صفا پا نگذاریم تا سایه‌ی ارباب طریقت به سر ماست ما را نظری گر به‌سوی اهل کرم نیست از مکرمت پیر گرامی نظر ماست بر سفره‌ی رنگین جهان چشم ندوزیم تا خون دل و اشک بصر ماحضر ماست با بال قناعت چو در آفاق پریدیم معراج سماوات غنا زیر پر ماست آزاده چو سرویم و به نزدیک توانگر چون تاک، که هرگز نشود خم کمر ماست دلسوخته شمعیم و خموشیم ولیکن افشاگر این سوز نهان چشم تر ماست در راه تو بس خون دل از دیده فشاندیم خونین رخ آلاله‌ی صحرا اثر ماست لوح گنه آلوده‌ی دل ، پاک چو گردد از آبروی دیده و اشک بصر ماست با اهل هنر گوی که : ما را بشناسند ما بی‌هنرستیم و صداقت هنر ماست گمراه از این پس نشوی ای دل غافل! تا این سر عاقل همه جا راهبر ماست شاهان جهان را به گدایی نپذیریم تا خاک کف پای علی تاج سر ماست (شمس قم) اگر پرتوی از علم و هنر یافت از پرتو این رهبر والا گهر ماست شادروان سید علیرضا شمس قمی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(صفای خاطر) به کیمیای نظر ، خاک راه را زر کن به غمزه‌ای خزفی هم‌تراز گوهر کن مرا به گردش چشمی ز خاک ره برگیر به یک کرشمه‌ی شمس و قمر برابر کن ستم کشیده‌ام ای پادشاه کشور داد خلاصم از شب هجران به ماهِ منظر کن دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات فضای سینه به عشق علی معنبر کن گرت هواست که چون مِهر روشنی بخشی دل از محبت مولا علی ، منور کن مطاف اهل دل و قبله گاه اهل نظر خرابخانه‌ی دل را به مِهر حیدر کن به آن شمیم که از کوی مرتضی خیزد مشام جان و دل خویش را معطر کن حجاب چهره‌ی جان است مهر دنیی دون جهان و هرچه درآن است خاک بر سر کن گلوی نفس ، به سرپنجه‌ی قناعت گیر ز خویش بگذر و مُلک جهان مسخر کن میان به خدمت خلق خدای، محکم بند لباس عاطفه و مهر ، زیب پیکر کن (وفا)! مدیح علی و سلاله‌ی پاکش صفای خاطر و زینت فزای دفتر کن سخن اگرچه به تکرار نیست خوش اما به مدح شاه ولایت ، سخن مکرر کن تو ای علی! که ز سر تا به‌پای، نور حقی نظر به خسته‌دلی ناتوان و مضطر کن شادروان محمود شریف صادقی (وفا) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
"محبان علی" (ع) یا علی! دنیا به نور خود منوّر کرده‌ای عالم ایجاد را یکسر مسخر کرده‌ای آفتاب عالم آرای تشيع در جهان! کار خورشید جهان‌گرد مدور کرده‌ای بر احبّا رشته‌ی احباب محکم ساختی لیک بر قلب سپاه خصم نشتر کرده‌ای چون ترازوی عدالت در قوام رستخیز در کف خود داری و قیّوم، محشر کرده‌ای جای پیغمبر تو خفتی چون رسالت داشتی طبق فرمان ، تکیه بر جای پیمبر کرده‌ای رهگشای عالم صدق و خلوص و راستی رهنمایی‌ها به سلمان و ابوذر کرده‌ای وقت بانگ "یاعلی"، جانم معطر می‌شود ای‌که با نامت جهانی را معطّر کرده‌ای ساقی کوثرا بيا ، جام تولّایم بیار ای‌که ما را بیقرار از آب کوثر کرده‌ای آتش دوزخ نبارد بر محبان على بر سر ما پرتوی از مهر حیدر کرده‌ای نیست (مژگان) ناامید از لطف بی‌پایان تو چون نظر بر بندگان زار و مضطر کرده‌ای شادروان بانو اقدس کاظمی (مژگان) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(مسمط مخمس غدیریه) ساقیِ گلچهره خیزو در دِه جامم جام چه باشد ، بده رطل مدامم نیست دگر بحثی از حلال و حرامم هی هی ، خم خم بریز باده به کامم زآنکه علی جانشین ز روز غدیر است باد فنا تا نبرده است مرا خاک تیز نما آتشم ز آب طربناک تا که زنم پا ز وجد بر سر افلاک دست زنم بر ولای خسرو لولاک آنکه لوایش فراز چرخ اثیر است خیز و نما ای بت بدیع شمایل زردی رویم ز سرخ باده تو زایل زآبِ چو آذر زدای زنگ غم از دل تا که ز مستی همی شوم متوسل بر درِ شاهی که بی بدیل و نظیر است نور خدا ، آفتاب برج هدایت ختم رسل را وصی و میر ولایت رایت اسلام از او به ظلّ حمایت شرع نبی را هدایت است و نهایت زآنکه وجودش قدم ز عالم پیر است صِهر نبی زوج پاک زهره‌ی زهرا حیدر صفدر هژبر عرصه‌ی هیجا شاه فلک فر ، علی عالی اعلا میر مظفر ، ولی والی والا آنکه به هر آمر امور ، امیر است ای به وجودت طفیل، عالم هستی راهنمایی تو در خدای پرستی دست تو بالای هر بلندی و پستی دست خدایی و فوق بر همه دستی دست تو بالا و دست ها همه زیر است ای همه خلقان ز اصل، فرع وجودت عالم امکان ، رهین منت جودت نیست، همه هست گشته است ز بودت بخشش یابند از قیام و قعودت روز جزا آنچه از صغیر و کبیر است آتش موسی شهابی از قبس توست نفخه‌ی عیسی هوایی از نفس توست نعره‌ی اسلام ، بانگی از جرس توست معنی قران که جمله دسترس توست سوی بشر بر ولایت تو بشیر است شمس و قمر مکتسب ز نور و ضیایت مشتری و زهره جلوه‌‌گر ز لقایت مریخ و هم زحل مطیع به رایت دفتر نظم فلک ، گشوده برایت بر رقم مِدحتِ تو ، تیر دبیر است بعد نبی قوم جهل و بی‌خبری را غیر تو لایق نبود راهبری را آنکه عیان کرد کینه‌‌ی عمری را بهر خود اندوخت آتش سقری را زآن سببش جا به قعر نار و سعیر است آنکه به ناحق ز دودمان طهارت غصب خلافت نمود بهر امارت خواست درآرد تو را به قید اسارت بر تو روا داشت چند ذل و حقارت نزد خدا و رسول، خوار و حقیر است قوم مخالف که ائتلاف نمودند بهر خلافت بسی خلاف نمودند وز ره دین رو به انحراف نمودند هر دم بر عجز ، اعتراف نمودند آری! روباه کِی به پایه‌ی شیر است چندی ا‌گر از نفاقِ قومِ عنودی گوشه‌ی عزلت ز مصلحت بغنودی گوی حقیقت تو عاقبت برُبودی زنگ سیاهی ز روری دین بزُدودی پاک بدانسان که همچو بدر منیر است لیک کنون از سر هوای پرستی وز ره خودخواهی و جهالت و مستی شرع نبی را ز اوج عزت و هستی کینه‌ی اِخوان چنان فکنده به پستی گویی: یوسف به چاه فتنه اسیر است ای ولی دین! دمی به مُلک نظر کن دست خدایی از آستین، تو بِدَر کن دست برآن دسته‌ی حسامِ دو سر کن دست خسان را جدا ز فتنه و شر کن قطعِ ید از آن بشر نما که شریر است راهبری کن به خیر ، راهبران را دست به سر کن ز شر تو خیره سران را سر به‌ سزا کَن ز تن تو حیله گران را دیده به در کُن ز کاسه بی بصران را شاد کن آن‌ را که در حقِ تو بصیر است بار دگر عدل و داد ، را اثری ده بر شجر خشکِ شرع ، برگ و بری ده کِشته‌ی اسلام را ز نو ، ثمری ده بی‌خبران را ز علمِ دین خبری ده رشته‌ی دین دِه به دست آنکه خبیر است (مسجدی) اکنون که با غم و مِحن و آه هم ز سر درد و رنج و غصه‌ی جانکاه گفتا این مدح در ولایتت ای شاه! عفو کن او را ، اگر ز فکرت کوتاه: جامه‌ی نظمش به قامت تو قصیر است شادروان میرزا مهدی مسجدی قمی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(عید غدیر خم مبارک باد) (وَلیّ الله) تا محمّد «ص» دست مولا را گرفت در «غدیر خم» ، «ولایت» پا گرفت گشت «مولا» جانشینِ مصطفیٰ شیعه آن ‌جا ، دامن مولا گرفت نور یزدان گشت بر وی منجلی مِهر او در جان عالم، جا گرفت بود چون مبهوت ، در ذاتِ خدا ذات حق در ذات او مأوا گرفت منزلت را بین که گوید مصطفی : چون به سوی آسمان‌ها پا گرفت ـ هاله ی نوری به شکل مرتضی گِرد او در «لیلة الاسرا» گرفت آن امام متقین از دست حق تاج «فضّلنا» ز «کرّمنا» گرفت شد «ولیُّ اللّه» بر روی زمین گرچه حُکمِ کلّ مافیها گرفت چون علی حق‌ است و جز او نیست حق از حقیقت، او ز حق، امضا گرفت تا که طغرای «امیرالمؤمنین» از علیّ عالیِ اعلا گرفت گفت دشمن گرچه بَخّن یا علی! دشمنی، از آن زمان ، بالا گرفت فتنه ها کردند از بعد غدیر عالَم اسلام را ، بلوا گرفت تا خلافت را ، پلیدی روسیاه از علی آن شاه بی‌همتا گرفت شیرِ حق ناچار شد عزلت نشین چون شغالی بیشه را بیجا گرفت دین ختم المرسلین از بعد آن زشتی از آن رذل بدسیما گرفت شد خلافت چون از آنِ ناکسان مُلکٍ دین بی‌دینی از آنها گرفت پَستی و نامردمی از آن زمان در میان مسلمین ، معنا گرفت عاقبت دست خدا، از آستین : شد برون و راه بر اعدا گرفت حق بجای خود نشست از لطف حق حقِ خود را زآن سه تن رسوا گرفت پرچمی که دست ظلم افتاده بود... مرتضی آن را ، به استیلا گرفت خشک شد مرداب‌ های بی‌حیات دشت‌ دین را وسعت دریا گرفت تا حسین بن علی «ع» در کربلا مُزد مولا را ، به عاشورا گرفت موجی از دریای شیعه شد بلند که خروشش پهنه‌ی دنیا گرفت ای خوشا آنکس که در قول و عمل درس ، از آن شاهِ عدل آرا گرفت (ساقیا) هرکس خمار عشق گشت مستی از خمخانه‌ی مولا گرفت. سید محمدرضا شمس (ساقی) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا