"محبان علی" (ع)
یا علی! دنیا به نور خود منوّر کردهای
عالم ایجاد را یکسر مسخر کردهای
آفتاب عالم آرای تشيع در جهان!
کار خورشید جهانگرد مدور کردهای
بر احبّا رشتهی احباب محکم ساختی
لیک بر قلب سپاه خصم نشتر کردهای
چون ترازوی عدالت در قوام رستخیز
در کف خود داری و قیّوم، محشر کردهای
جای پیغمبر تو خفتی چون رسالت داشتی
طبق فرمان ، تکیه بر جای پیمبر کردهای
رهگشای عالم صدق و خلوص و راستی
رهنماییها به سلمان و ابوذر کردهای
وقت بانگ "یاعلی"، جانم معطر میشود
ایکه با نامت جهانی را معطّر کردهای
ساقی کوثرا بيا ، جام تولّایم بیار
ایکه ما را بیقرار از آب کوثر کردهای
آتش دوزخ نبارد بر محبان على
بر سر ما پرتوی از مهر حیدر کردهای
نیست (مژگان) ناامید از لطف بیپایان تو
چون نظر بر بندگان زار و مضطر کردهای
شادروان بانو اقدس کاظمی (مژگان)
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(مسمط مخمس غدیریه)
ساقیِ گلچهره خیزو در دِه جامم
جام چه باشد ، بده رطل مدامم
نیست دگر بحثی از حلال و حرامم
هی هی ، خم خم بریز باده به کامم
زآنکه علی جانشین ز روز غدیر است
باد فنا تا نبرده است مرا خاک
تیز نما آتشم ز آب طربناک
تا که زنم پا ز وجد بر سر افلاک
دست زنم بر ولای خسرو لولاک
آنکه لوایش فراز چرخ اثیر است
خیز و نما ای بت بدیع شمایل
زردی رویم ز سرخ باده تو زایل
زآبِ چو آذر زدای زنگ غم از دل
تا که ز مستی همی شوم متوسل
بر درِ شاهی که بی بدیل و نظیر است
نور خدا ، آفتاب برج هدایت
ختم رسل را وصی و میر ولایت
رایت اسلام از او به ظلّ حمایت
شرع نبی را هدایت است و نهایت
زآنکه وجودش قدم ز عالم پیر است
صِهر نبی زوج پاک زهرهی زهرا
حیدر صفدر هژبر عرصهی هیجا
شاه فلک فر ، علی عالی اعلا
میر مظفر ، ولی والی والا
آنکه به هر آمر امور ، امیر است
ای به وجودت طفیل، عالم هستی
راهنمایی تو در خدای پرستی
دست تو بالای هر بلندی و پستی
دست خدایی و فوق بر همه دستی
دست تو بالا و دست ها همه زیر است
ای همه خلقان ز اصل، فرع وجودت
عالم امکان ، رهین منت جودت
نیست، همه هست گشته است ز بودت
بخشش یابند از قیام و قعودت
روز جزا آنچه از صغیر و کبیر است
آتش موسی شهابی از قبس توست
نفخهی عیسی هوایی از نفس توست
نعرهی اسلام ، بانگی از جرس توست
معنی قران که جمله دسترس توست
سوی بشر بر ولایت تو بشیر است
شمس و قمر مکتسب ز نور و ضیایت
مشتری و زهره جلوهگر ز لقایت
مریخ و هم زحل مطیع به رایت
دفتر نظم فلک ، گشوده برایت
بر رقم مِدحتِ تو ، تیر دبیر است
بعد نبی قوم جهل و بیخبری را
غیر تو لایق نبود راهبری را
آنکه عیان کرد کینهی عمری را
بهر خود اندوخت آتش سقری را
زآن سببش جا به قعر نار و سعیر است
آنکه به ناحق ز دودمان طهارت
غصب خلافت نمود بهر امارت
خواست درآرد تو را به قید اسارت
بر تو روا داشت چند ذل و حقارت
نزد خدا و رسول، خوار و حقیر است
قوم مخالف که ائتلاف نمودند
بهر خلافت بسی خلاف نمودند
وز ره دین رو به انحراف نمودند
هر دم بر عجز ، اعتراف نمودند
آری! روباه کِی به پایهی شیر است
چندی اگر از نفاقِ قومِ عنودی
گوشهی عزلت ز مصلحت بغنودی
گوی حقیقت تو عاقبت برُبودی
زنگ سیاهی ز روری دین بزُدودی
پاک بدانسان که همچو بدر منیر است
لیک کنون از سر هوای پرستی
وز ره خودخواهی و جهالت و مستی
شرع نبی را ز اوج عزت و هستی
کینهی اِخوان چنان فکنده به پستی
گویی: یوسف به چاه فتنه اسیر است
ای ولی دین! دمی به مُلک نظر کن
دست خدایی از آستین، تو بِدَر کن
دست برآن دستهی حسامِ دو سر کن
دست خسان را جدا ز فتنه و شر کن
قطعِ ید از آن بشر نما که شریر است
راهبری کن به خیر ، راهبران را
دست به سر کن ز شر تو خیره سران را
سر به سزا کَن ز تن تو حیله گران را
دیده به در کُن ز کاسه بی بصران را
شاد کن آن را که در حقِ تو بصیر است
بار دگر عدل و داد ، را اثری ده
بر شجر خشکِ شرع ، برگ و بری ده
کِشتهی اسلام را ز نو ، ثمری ده
بیخبران را ز علمِ دین خبری ده
رشتهی دین دِه به دست آنکه خبیر است
(مسجدی) اکنون که با غم و مِحن و آه
هم ز سر درد و رنج و غصهی جانکاه
گفتا این مدح در ولایتت ای شاه!
عفو کن او را ، اگر ز فکرت کوتاه:
جامهی نظمش به قامت تو قصیر است
شادروان میرزا مهدی مسجدی قمی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(عید غدیر خم مبارک باد)
(وَلیّ الله)
تا محمّد «ص» دست مولا را گرفت
در «غدیر خم» ، «ولایت» پا گرفت
گشت «مولا» جانشینِ مصطفیٰ
شیعه آن جا ، دامن مولا گرفت
نور یزدان گشت بر وی منجلی
مِهر او در جان عالم، جا گرفت
بود چون مبهوت ، در ذاتِ خدا
ذات حق در ذات او مأوا گرفت
منزلت را بین که گوید مصطفی :
چون به سوی آسمانها پا گرفت ـ
هاله ی نوری به شکل مرتضی
گِرد او در «لیلة الاسرا» گرفت
آن امام متقین از دست حق
تاج «فضّلنا» ز «کرّمنا» گرفت
شد «ولیُّ اللّه» بر روی زمین
گرچه حُکمِ کلّ مافیها گرفت
چون علی حق است و جز او نیست حق
از حقیقت، او ز حق، امضا گرفت
تا که طغرای «امیرالمؤمنین»
از علیّ عالیِ اعلا گرفت
گفت دشمن گرچه بَخّن یا علی!
دشمنی، از آن زمان ، بالا گرفت
فتنه ها کردند از بعد غدیر
عالَم اسلام را ، بلوا گرفت
تا خلافت را ، پلیدی روسیاه
از علی آن شاه بیهمتا گرفت
شیرِ حق ناچار شد عزلت نشین
چون شغالی بیشه را بیجا گرفت
دین ختم المرسلین از بعد آن
زشتی از آن رذل بدسیما گرفت
شد خلافت چون از آنِ ناکسان
مُلکٍ دین بیدینی از آنها گرفت
پَستی و نامردمی از آن زمان
در میان مسلمین ، معنا گرفت
عاقبت دست خدا، از آستین :
شد برون و راه بر اعدا گرفت
حق بجای خود نشست از لطف حق
حقِ خود را زآن سه تن رسوا گرفت
پرچمی که دست ظلم افتاده بود...
مرتضی آن را ، به استیلا گرفت
خشک شد مرداب های بیحیات
دشت دین را وسعت دریا گرفت
تا حسین بن علی «ع» در کربلا
مُزد مولا را ، به عاشورا گرفت
موجی از دریای شیعه شد بلند
که خروشش پهنهی دنیا گرفت
ای خوشا آنکس که در قول و عمل
درس ، از آن شاهِ عدل آرا گرفت
(ساقیا) هرکس خمار عشق گشت
مستی از خمخانهی مولا گرفت.
سید محمدرضا شمس (ساقی)
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
هدایت شده از کانال اشعار شمس (ساقی)
(عید غدیر مبارک باد)
#مدح
#عید_ولایت
#عید_غدیر_خم
#امیرالمؤمنین
#ولی_الله
جهان، شورآفرین و دلپذیر است
کلید عشق، در دست امیـر است
به فرمان خدا بعد از محمد (ص)
علی شاه ولایـت، از غـدیر است.
سید محمّدرضا شمس (ساقی)
http://eitaa.com/shamssaghi
هدایت شده از کانال اشعار شمس (ساقی)
(عید غدیر مبارک باد.)
#ولی_الله
#عید_غدیر_خم
#امیرالمؤمنین
ایـن رایــت " لا اله الاّ اللّه " است
بر دستِ مُحمّـــد رسول اللّه است
گفتا به (غـدیـر خـم) رسول خاتم:
بر خلقِ جهان علی، ولیُ اللّه است
سید محمّدرضا شمس (ساقی)
http://eitaa.com/shamssaghi
هدایت شده از کانال اشعار شمس (ساقی)
(غدیر)
#مدح
#عید_ولایت
#عید_غدیر_خم
#امیرالمؤمنین
از حضرت عشـق تا که فرمان آمد
روح دگـری به جان ، ز جانان آمد
گردید عــلی ، چو جانشین احمـد
عیدی چو غـدیـر ، بعد قربان آمد
سید محمّدرضا شمس (ساقی)
http://eitaa.com/shamssaghi
هدایت شده از کانال اشعار شمس (ساقی)
(امیر اتقیا)
#مدح
#عید_ولایت
#عید_غدیر_خم
#امیرالمؤمنین
چون علـــی ، شاه سـریـر انمـــاست
مــالــک الملــک و امیــر اتقیـــاست
غــــم نــدارد شـــیعــه در روز جـــزا
چونکه صد آمد نود هم پیش ماست
سید محمدرضا شمس (ساقی)
http://eitaa.com/shamssaghi
هدایت شده از کانال اشعار شمس (ساقی)
((اَلسَّلامُ عَلَیكَ یَا اَمِیرِالْمـُؤمِنـِین))
ا࿐❁❈❁࿐✿࿐❁❈❁࿐ا
#مدح
#عید_ولایت
#امیرالمؤمنین
#عید_غدیر_خم
حـدیـث عشـق تـو در هر سخــن نمیگنجد
بـیـــان معــــرفـتـت ، در دهـــــن نمیگنجد
چگونه تـاب سخــن هست ، در بـــرابـــر تو
به نــزد بلبــل خوشخـوان زغـــن نمیگنجد
ز حسن سیرت و صورت، قرین تو به جهان
هــــزار یــوسـف گـــل_پیــرهـــن نمیگنجد
چنــانکـه نیست مُیسّر، نگـــاه بر خـورشـید
فـــروغ مِهــــر تـــو ، در انجمـــن نمیگنجد
ز نفس پــاک تو ایـن بس کــه در ارادهی تو
تبــــاه_وســوســه ی اهــــرمــــن نمیگنجد
دلــی به وسعـت عــالَـم طـلب نمـاید عشـق
چنــانکــه در دل هـــر کــوهکـــن نمیگنجد
مقــام امـر «ولایت» تویی ز بعد نبی «ص»
بـه مــور ِ مـانـده به قعـــر لگـــن نمیگنجد
رسول «ص» دست تو را در غـدیـر بالا بُرد
چو این مقــام ، بهجــز بوالحسن نمیگنجد
ولایــت تــو ، امــــان میدهــد محبــــان را
چو قلعـــهای کـه در او راهــــزن نمیگنجد
ولایـت تـو نــدارد قــریــن کــه در بـــر ِ آن
هـــزار مَسلـک و رســم و سُـنــن نمیگنجد
دلــی کـه شـوق «نجـف» دارد و زیــارت تو
بـــدون تــــاب شــود ، در وطـــن نمیگنجد
بگفت (ساقی) شوریده_دل به طبع خموش
که وصـف حسن تو در شعــر مـن نمیگنجد
سید محمدرضا شمس (ساقی)
http://eitaa.com/shamssaghi
#غدیر
#دورها_آواییاست...
#امام_امیر_المؤمنین_صلواتاللهعلیه
باران دوباره دلپذیر آمد
سرشار آمد، سر به زیر آمد
در عالم بالا خبرهاییاست
اینگونه باران دلپذیر آمد
تا از طراوتها نشان آرد
هر ابر سمت آبگیر آمد
هر ابر، باران هدایت شد
با رودها در این مسیر آمد
تا رمز رویش را به او گوید
باران به دیدار کویر آمد
باران به لحن رعد و طوفان بود
گرچه به نرمای حریر آمد
باران وحی از آسمان بارید
حکم ولایت در غدیر آمد
آن حکم حق، بار امانت بود
حکم خدا باری خطیر آمد
بار امانت عشق مولا شد
در عشق او خیر کثیر آمد
پیچید بوی نام مولا و
در باغ جان، عطر عبیر آمد
نور هدایت در فضا پیچید
یعنی سراج آمد منیر آمد
دست دو مولا در طراز هم
آری مراعاتالنظیر آمد
الیوم اکملت لکم را خواند
روح بشارت از بشیر آمد
لحن «فهذایش» به ما فهماند
مرجع برای این ضمیر آمد
ما خوب میدانیم مولا کیست
بر منکران اما نذیر آمد
اکنون ولیالله اعظم اوست
بعد از رسولالله امیر آمد
بعد از پیمبر بهترین مولا
در کار دین نعمالنصیر آمد
مولاعلیبنابیطالب
بخت جوان با رای پیر آمد
یکباره خم شد پشت ابلیس و
در ناله و بانگ و نفیر آمد
تکلیف شب با روز روشن شد
چون حکم فردوس و سعیر آمد
هارون امت از پی پیکار
با سامریهای شریر آمد
لرزه به جان روبهان افتاد
دیدند جای شیر، شیر آمد
آن شیر، شیر بیشه توحید
شیر خداوند قدیر آمد
آمد قسیمالنار والجنه
حبلالمتین و دستگیر آمد
مسکین راه او، یتیمش باش
آن دستگیر هر فقیر آمد
بر سفرهاش بنشین که مصداق
یا راحم الطفلالصغیر آمد
***
سبحانک! این شعر و شأن تو؟
تا بارگاهت مستجیر آمد
با ذکر یامولا اَجِرنا و
یا مستعان و یا مجیر آمد
ذرهنوازیِ تو و این شعر...
در چشمها گرچه حقیر آمد..
تیرماه ١۴٠١
#سیدمهدیحسینیرکنآبادی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث