eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1.1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
344 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله الرحمن الرحیم مصائب_گودال_قتلگاه 🩸شبیه گندم رِی، آسیاب شد بدنت ... آقای‌ما حضرت‌ سیدالشهداء علیه‌السلام، مصائب گودال قتلگاه را در یک کلمه،‌ خلاصه کرده است؛ در همان جایی که از رگ‌های بریده به دخترش سکینه سلام‌الله‌علیها فرمود: 📋 فأَنا السِّبْطُ الذي مِنْ غَيْرِ جُرْمٍ قَتَلُونِي / وَ بِجُرْدِ الخَيْلِ بَعْدَ القَتْلِ عَمْداً سَحَقُونِي ▪️من فرزند رسول خدا «صلی‌الله‌علیه‌وآله» بودم که مرا بی‌جرم و گناه کشتند، و بعد از کشتن بدن مرا پامال سمّ اسبان کردند، به گونه‌ای که عمدًا مرا آسیاب کردند. 📚الدمعة الساکبة, ج۴ ص۳۷۴ ✍ سیدالشهداء علیه‌السلام فرمودند: «سَحَقُونِي»؛ عرب، به «آرد» گوید: «سَحیق» ... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل... http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث 🩸باید سه دسته بشویم تا او را از پای در بیاوریم … عده‌ای شمشیر و نیزه … عده‌ای تیر … عده‌ای هم سنگ و آتش … در نقل‌ها آمده است: 🥀 آنچنان سیدالشهداء علیه‌السلام مثل یک شیر غضبناک در دل میدان می‌جنگید که شمر ملعون با مشاهده این مبارزهٔ بی‌بدیل ، به نزد عمر بن سعد ملعون آمد و گفت: 📋 أيُّهَا الْأميرُ إنَّ هٰذا الرَّجُلَ يُفنينا عَن آخِرنا مُبارِزَةً! ▪️ای امیر ! این مرد از اول تا آخر ما را با مبارزه تن به تن از بین خواهد برد. 🥀 عمر گفت: چه کنیم؟ شمر گفت: 📋 نَتَفَرَّقُ عَلَيْهِ ثَلاثَ فِرَقٍ: فِرقَةٌ بِالنِّبالِ و السِّهامِ، و فِرقَةٌ بِالسُّيُوفِ و الرِّماحِ، و فِرقَةٌ بِالنَّارِ و الْحِجارَةِ، نُعَجِّلُ عَلَيْهِ ▪️باید سه دسته بشویم؛ عده‌ای تیر بیاندازند؛ عده‌ای با شمشیر و نیزه او را بزنند؛ عده‌ای نیز، پاره‌های آتش و سنگ به سمت او پرتاب کنند ؛ و بر او باید شتاب کنیم. 📋 فَجَعَلوا يَرشُقونَهُ بِالسِّهامِ، و يَطعَنونَهُ بِالرِّماحِ... ▪️پس تیرها را به سمت امام علیه‌السلام پرتاب می‌کردند و با نیزه‌ها به او ضربه می‌زدند. 📋 فَجَعَلَ يَنزِعُ السَّهمَ بِيَدِهِ، و يَتَلَقَّىٰ الدَّمَ بِكَفَّيْهِ و يُخَضِّبُ بِهِ لِحيَتَهُ و رأسَهُ الشَّريف ▪️آن حضرت هم تیرها را با دست از بدن مطهرش در می‌آورد و کف دستش را پر از خون کرده و سر و صورتش را با آن خضاب می‌کرد و می‌فرمود: 📋 هٰكَذا ألقَىٰ رَبِّي، و ألقَىٰ جَدِّي، و أشكُو إلَيْهِ ما نُزِلَ بِي و خَرَّ صَريعاً مَغشيّاً عَلَيْهِ ▪️اینگونه پروردگارم را ملاقات می‌کنم؛ اینگونه جدم را می‌بینم و آنچه را که به سرم آوردند برایش شکایت می‌برم و در همین حال بی هوش بر روی زمین افتاد. 📚معالی السبطین، ج۲ ص۳۶؛ و وسيلة الدّارين، ص۳۲۱ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث 🩸سه‌ساعت بی‌حال در بین گودال افتاده بود … | چهل‌حرامی به دنبال بریدن «سر» بودند که در آخر شمر … ما را کُشته است آن ساعت دردناکی که مقاتل نوشته‌اند: 📜 ... وَ بَقِيَ الحُسينُ علیه‌السلام مَكبُوبًا عَلَى الأرضِ مُلَطّخًا بِدَمِهِ ثَلاثَ سٰاعاتٍ ▪️حدود سه ساعت بود که سیدالشهدا علیه‌السلام بی‌رمق بین گودال، در خون خودش غوطه‌ور افتاده بود. 🥀 دائماً لب‌های خشکش به هم می‌خورد و می‌فرمود: صَبرًا عَلَى قَضائِك لا الٰهَ سِواكَ يا غياَث المُستَغيثين 📜 فَابْتَدَرَ إلَيْهِ أربَعونَ رَجُلاً كُلٌّ مِنهُم يُريدُ حَزَّ نَحرِهِ و عُمَرُ بنُ سَعدٍ لَعَنَهُ اللّهُ يَقولُ: يا وَيلَكُم! عَجِّلوا عَلَيْهِ ▪️در آخر چهل حرامی پیشی گرفتند تا سرِ مطهر سیدالشهداء علیه‌السلام را جدا کنند؛ عمر بن سعد ملعون هم دائمًا می‌گفت: وای بر شما! هرچه زودتر کارش را تمام کنید! 🥀 شَبث و سنان ملعون به ترتیب وارد گودال شدند تا سر مطهرش را جدا کنند؛ اما پس از لحظاتی یکی پس از دیگری وحشت‌زده از گودال قتلگاه بیرون آمدند. 🥀 تا اینکه در نهایت شمر ملعون به سنان لعین گفت: مادرت به عزایت بنشیند! چرا دست کشیدی؟ سنان گفت: وای بر تو! چشمانش را به رویم باز کرد و شجاعت پدرش را به خاطرم آورد که از کشتن او دست کشیدم. پس شمر به او گفت: 📜 إنّي لأقتُلُهُ سَواءً شَبِهَ المُصطفىٰ أو عَلِيّ المُرتضىٰ؛ فأخَذَ السّيفَ مِن يَدِهِ، و رَكِبَ صَدرَ الحُسينِ علیه‌السلام... ▪️این من هستم که او را می‌کشم؛ حال چه شبیه مصطفی صلی‌الله‌علیه‌وآله باشد و چه شبیه علیّ مرتضی علیه‌السلام؛ پس شمشیر را از دست سنان گرفت و وارد گودال قتلگاه شد و از سینه مبارک سیدالشهداء علیه‌السلام بالا رفت... 📚مقتل أبومخنف (مشهور)،ص۹۳ 📚اسرارالشهادة ص ۴٢۶ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث 🩸بر جایگاه بلندی، بالا آمدی ! این‌جایی را که نشسته‌ای، دائماً رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌بوسید … مقاتل نوشته‌اند:
📜 ... ثُمّ إنّهُ رَكِبَ عَلىٰ صَدرهِ الشريف، و وَضعَ السيفَ فٖي نَحره، و هَمّ أنْ يَذبحَه، ▪️شمر ملعون وارد گودال قتلگاه شد و بر سینه مبارک سیدالشهداء علیه‌السلام نشست و شمشیر را کشید و بر گلوی مطهر آن حضرت گذاشت و آمد تا سر مبارک را ذبح کند، 📜 فَفتَحَ عَينَيه في وَجهِه فَقالَ لَه الحُسين علیه‌السلام: يَا ويلك مَن أنتَ؟ فَقد إرتَقَيتَ مُرتَقَىٰ عَظيمًا؛ فَطالَ‌ما قَبَّلَهُ رَسولُ الله ▪️که در این هنگام چشمان سیدالشهداء علیه‌السلام کمی باز شد و با صدای بی‌رمقی به آن ملعون فرمودند: وای بر تو! تو کیستی؟ بر جایگاه بلندی بالا آمده‌ای! آنجایی را که نشسته‌ای، دائماً رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌بوسید... 📚ینابیع المودّة، ج۳، ص۸۳ 📚ناسخ‌التواریخ،سیدالشهداء علیه‌السلام، ج۲ ص۳۸ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث 🩸به سمت گودال از خیمه دویدم من …| وقتی که چادر زینب کبری سلام‌اللّه‌علیها زیر پایش گیر می‌کند و به زمین می‌خورد … در نقل‌ها آمده است: 🥀 هنگامي كه سیدالشهداء علیه‌السلام به زمين افتاد، حضرت زينب کبری سلام‌اللّه‌علیها از درب خيمه خارج شد، در حالي كه ندا سر مي‌داد: واي از مصيبت برادرم! واي از مصيبت آقا و بزرگم! 📋 و رَكَضَتْ نَحوَ الْمَعرِكَةِ و هِيَ تارَةً تَعثُرُ بِأذْيالِها و تارَةً تَسقُطُ عَلیٰ وَجهِها مِن عِظمِ دِهشَتِها ▪️و دوان دوان به سمت معركه می‌رفت و در اين‌حال، گاهي پايش به پايين لباسش گير مي‌كرد و زمین می‌خورد و گاهي از شدت مصيبت و دهشت، اختیار دست و پایش را از دست می‌داد و با صورت بر زمين مي‌افتاد. 📚معالي السبطين ج٢ ص٣٧ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث 🩸«آتش»، دور تا دور زینب کبری سلام‌اللّه‌علیها زبانه می‌کشید؛ اما آن حضرت همان جا ایستاده بود … در نقلی آمده است: 🥀يكى از سربازان لشکر عمر بن سعد گويد: بانوى بلند قامتى را كنار خيمه‌اى ديدم... 📋 و النّارُ تَشتعِلُ مِن جَوانِبها، ▪️در حالى كه از هر طرف، آتش به سمت آن زن، شعله می‌کشید. 🥀 آن بانو گاهى به طرف راست و چپ و گاهى به آسمان نگاه مى‌كرد و دستهايش را بر اثر شدت ناراحتى به هم مى‌زد، و گاهى وارد آن خيمه مى‌شد، و بيرون مى‌آمد. با سرعت نزد او رفتم و گفتم: 📋 يا هٰذِِهِ ما وُقُوفُكِ هٰاهُنا، و النّارُ تَشتَعلُ مِن جَوانِبِك، و هٰؤلاءِ النِّسوَة قَد فَرَرنَ، و تَفَرّقنَ و لَم تَلحِقي بِهِنّ، و مٰا شَأنُك؟ ▪️اى زن! مگر شعله‌های آتش را نمى‌بينى؟ این زن‌ها همگی فرار کرده‌اند؛ تو چرا مانند ساير زنان فرار نمی‌كنى؟! 📋 فَبكَتْ زَینبُ، و قالَت: ياشَيخ! إنَّ لَنا عليلاً في الخيمة، و هُو لا يَتَمكّنُ مِن الجُلوسِ و النُّهوضِ، فَكيفَ أفارقُه، و قَد أحاطَ النّارُ بهِ ▪️در این‌هنگام، زینب کبری سلام‌اللّه‌علیها به گریه افتاد و فرمود: اى‌مرد! ما شخص بيمارى در ميان اين خيمه داريم كه قدرت نشستن و برخاستن ندارد، چگونه او را تنها بگذارم و بروم با اينكه آتش از هر سو به طرف او شعله مى‌كشد... 📚معالی السبطین، ج٢ ص http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث 🩸ای‌عمّه‌جان! به زن‌ها و بچه‌ها بگویید تا فرار کنند … در نقل‌ها آمده است: 🥀 وقتی که به خیمه‌ها هجوم آوردند و خیمه‌ها ذاذلع آتش کشیدند، زینب کبری سلام‌اللّه‌علیها به محضر إمام سجاد علیه‌السلام رسید و فرمود: 📜 يا بَقيّةَ المٰاضينَ! و ثِمالَ البٰاقينَ! قَد أضرَمُوا النّارَ في مَضارِبِنا ، فمٰا رأيُكَ فينا؟ ▪️اى يادگار گذشتگان و پناه باقيماندگان! خيمه‌ها را آتش زده‌اند؛ چه كنيم؟ 🥀 امام سجاد علیه‌السلام فرمودند: 📜 عَلَيكُنَّ بِالفَرار! ▪️هر چه زودتر به بیابان‌ها فرار كنيد! 📜 فَفَرَرنَ بَناتُ رَسولِ اللّهِ صائحاتٍ، باكياتٍ، نادباتٍ ▪️همه مخدّرات و دختران رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله در حالى كه گريان بودند و فرياد مى‌زدند، فرار كردند و سر به بيابان‌ها گذاشتند. http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
بسم الله الرحمن الرحیم 🔴 مرحوم نخودکی و گریه بر امام حسین علیه السلام یکی از علمای ربّانی و صاحب کرامات آیة الله « شیخ حسن علی اصفهانی نخودکی» است. وی در نیمه ی ذیقعده سال 1279 هجری قمری درمحله ی جهانباره اصفهان دیده به جهان گشود و در 17 شهریور شعبان سال 1361 در سن 82 سالگی در مشهد رحلت نمود، قبر او در صحن عتیق بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام می باشد. مرحوم آیت الله اصفهانی (ره) این عالم ربّانی از شیفتگان خاندان رسالت و امام حسین علیه السلام بود. هر سال دهه ی محرم در منزل خود مجلس روضه برپا می کرد و شب شام غریبان نیز مجلس روضه داشت و بسیار گریه می کرد و یاد مصائب امام حسین علیه السلام بسیار برایش جگر سوز بود، به طوری که امام حسین علیه السلام او را گریان می کرد. نقل کردند وقتی که از دنیا رفت یکی از بزرگان او را در عالم خواب دید و احوال او را پرسید، او گفت: وقتی که مرا در قبر نهادند دو فرشته نکیر و منکر برای سوال و جواب آمدند از توحید و نبوت سوال کردند، جواب دادم تا این که از امامان علیه السلام پرسیدند: نام امیر مومنان علی علیه السلام را به زبان آوردم که امام اول من است، سپس از امام حسن علیه السلام نام بردم؛ ولی وقتی که نام امام حسین علیه السلام را به عنوان امام سومم به زبان آوردم بی اختیار گریه کردم، آن دو فرشته نیز منقلب شده، گریه می کردند. سپس به یکدیگر گفتند: آزادش کنیم کار این آقا (نخودکی) با امام حسین علیه السلام است دیگر نیازی به سوال نیست مرا آزاد نمودند و رفتند و اینک می بینی که شاد و خرسند در جایگاه خوبی هستم. http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
کعبه اسم تو، منا اسم تو، زمزم اسم توست ندبه اسمِ تو، شفا اسم تو، مرهم اسم توست عشق، یعنی« کلنا عباسک یا زینبا» پشت جبهه اسم تو، خط مقدم اسم توست از عراق و شام با دستار خونین می گذشت... اسم تو؛ وقتی تمام لشکر غم اسم توست آسیه، هاجر، رقیه، ساره، حوا اسم توست ای که اسم توست زهرا، ای که مریم اسم توست اسم تو ییلاق و قشلاق پرستوهای آه سرد و گرم گونه از بارانِ نم نم، اسم توست پرچم سرخت به دست و چادر سبزت به سر ماه شعبان اسم تو، ماه محرم اسم توست اسمت ای زن پرچم بالا بلندی هاست تا....  عصمت زن با شکیباییش، هر دم اسم توست ابراهیم قبله آرباطان http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
خم نخواهد کرد حتی بر بلند دار سر هر کسی بالا کند با نیت دیدار سر هر زمان یک جور باید عشق را ابراز کرد چون تو که هر بار دل می دادی و این بار سر عشق آری عشق وقتی سر بگیرد، می رود بر سر دروازه ها سر بر سر بازار سر ای شکوه ایستا! نگذار بر دیوار دست تا جهان نگذارد از دست تو بر دیوار سر کاشف الاسرار می‌خواهد گره‌گیسوی عشق خوش به هم پیچیده است این رشته‌ بسیار سر لیلة القدر است این افتاده در گودال، ماه مطلع الفجر است این برکرده از نیزار سر در مسیر وصل سر از پا اگر نشناختی می کند پندار پا تا می کند رفتار سر حاصل مرگ گل سرخ است عطر ماندگار پس ملالی نیست از گل می برد عطار سر شمع بی سر زنده می ماند که من باور کنم روی دوش مرد گاهی می شود سربار سر جای دارد صبح بگذارند نام شام را چون که دیگر می شود خورشید شام تار سر چون طلب کرده است از اهل وفا دلدار دل در طبق با عشق اهدا می کند سردار سر دل به یک دست تو دادم سر به دست دیگرت زیر سر بگذار دل یا زیر پا بگذار سر العطش گفتی ولی آب از سر دنیا گذشت یک نفس آخر کشیدی جام را انگار سر زندگی یعنی عبادت، زندگی یعنی نماز مرگ یعنی والسلام از سجده‌ات بردار سر آسمان! از ماه بالاتر نبر خورشید را نیزه را پایین بیاور، نیست یار از یار سر ابراهیم زارعی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
بسم الله الرحمن الرحیم 🏴اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِاللّهِ الْحُسَیْن 🏴۴شهریور39روزمانده تا اربعین امام حسین(ع)🏴 🙏سلام امروز:چهارشنبه27تیر1403،تقویم شیعه،و رویدادهای مهم در تقویم: هجری،میلادی،خورشیدی🙏 ✅رویدادهای مهم این روز در تقویم هجری ۱۱محرم ۱ - حركت كاروان اسرا از كربلا عمر سعد ملعون روز يازدهم تا وقت ظهر در كربلا ماند، و بر كشتگان سپاه خود نماز گذارد و آنان را به خاك سپرد. وقتى روز از نيمه گذشت فرمان داد تا دختران پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله را بر شتران بى جهاز سوار كردند و سيّد سجّاد عليه السّلام را نيز با غل جامعه بر شتر سوار كردند. هنگامى كه آنان را از قتلگاه عبور دادند و نظر بانوان بر جسم مبارك امام حسين عليه السّلام افتاد، لطمه‌ها بر صورت زدند و صدا به صيحه و ندبه برداشتند. (قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص ۱۸۴. فيض العلام: ص ۱۵۶. معالى السبطين: ج ۲، ص ۹۰) ۲ - تشكيل مجلس ابن زياد ملعون روز يازدهم عمر سعد به كوفه آمد. ابن زياد اذن عمومى داد تا مردم در مجلس حاضر شوند. سپس رأس مطهر امام حسين عليه السّلام را نزد او گذاشتند و او نگاه مى كرد و تبسّم مى نمود و با چوبى كه در دست داشت جسارت مى نمود. (اعلام الورى: ج ۱، ص ۴۷۱) ۳ - حركت اهل بيت امام حسين عليه السّلام به سوى كوفه عصر روز يازدهم اهل بيت عليهم السّلام را با حالت اسارت به كوفه بردند. (اعلام الورى: ج ۱، ص ۴۷۱) نزديك غروب حركت كردند و شبانه به كوفه رسيدند. لذا آن بزرگواران داغدار و مصيبت زده را تا صبح پشت دروازه هاى كوفه نگه داشتند. هنگام صبح عمر سعد ملعون از كوفه خارج شد، و بسان فرماندهى كه از فتوحات خويش خوشحال است همراه اسرائ وارد كوفه شد. (قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص ۲۰۴) • انفجار بمب در حرم امام‏ رضا(ع) در عاشوراي حسيني توسط منافقين (1415 ق) در بعداز ظهر عاشوراي سال 1415 ق برابر با 30 خرداد1373 ش، در حالي كه مردم عزادار، در اوج برگزاري مراسم بزرگداشت قيام تاريخي امام حسين(ع) بودند، بمبي در داخل حرم مطهر و نزديك مرقد منور حضرت ثامن الحجج امام رضا(ع) منفجر شد و عاشوراي حرم رضوي در مشهد مقدس رقم خورد. در پي اين انفجار، ده‏ها ... • عاشوراي حسيني و شهادت "امام حسين"(ع) به همراه ياران وفادارش در صحراي كربلا توسط سپاه يزيد(61ق) امام حسين(ع) پس از حركت به سوي كوفه، با پيمان‏شكني مردم آن سامان مواجه گرديد. سپاهيان يزيد كه به دستور عبيداللَّه بن زياد و به فرماندهي عمر بن سعد وارد صحراي كربلا شده بودند، مانع از رفتن امام از آن مكان گرديدند. سرانجام در دهم محرم سال 61 هجري دستان خود را به خون پاك فرزند رسول(ص) ... • هلاكت "عبيداللَّه بن زياد" توسط سپاهيان مختار (67 ق) در روز عاشوراي سال 67 قمري، شش سال پس از واقعه‏ي كربلا، درست همان روزي كه سپاهيان يزيد به فرمان عبيداللَّه بن زياد فاجعه‏ي خونين كربلا را به وجود آورده و امام حسين(ع) و يارانش را مظلومانه به شهادت رسانده بودند، لشكريان عبدالملك بن مروان به فرماندهي عبيداللَّه بن زياد و لشكريان مختار ... • شهادت عالمِ مبارز "ميرزا علي ‏ثقة الاسلام ‏تبريزي" توسط عوامل ‏روس در تبريز (1330 ق) ميرزا علي ثقةالاسلام تبريزي فرزند ميرزا موسي، در سال 1377 قمري در خانواده‏ي علم و ديانت ديده به جهان گشود. در ايران و عتبات عاليات و در حوزه‏ي درس اساتيد بزرگي چون فاضل اردكاني، شيخ زين‏العابدين مازندراني و شيخ علي يزدي كسب فيض نمود. در سال 1308 قمري به تبريز مراجعت نموده و به تدريس ... • اخراج آدم و حوا از بهشت خداوند متعال آدم و حوّا را در بهشت جاى داد و فرمود: از میوه‌ها استفاده کنید، فقط به یک درخت (گندم یا انجیر یا انگور یا درختى که حامل این میوه‌ها بود) نزدیک نشوید یعنى از آن نخورید. شیطان لعین با وسوسه حوّا، آدم را فریب داد و موجب شد تا آن‌ها از آن درخت بخورند. مطابق با دهم محرم بود ... • خروج حضرت نوح (ع) از کشتى حضرت نوح علیه‌السلام در اول رجب به کشتى سه طبقه‌اى سوار شد که طول آن هزار ذرع و عرض آن چهارصد ذرع و بلندى آن چهل ذرع بود. ساخت آن کشتى چهل سال طول کشیده بود و در یک طبقه آن حیوانات وحشى و در طبقه دیگر حیوانات اهلى و در طبقه دیگر آن حضرت نوح علیه‌السلام و مؤمنین قرار داشتند. آن‌ها ... • ملاقات حضرت یعقوب (ع) با حضرت یوسف (ع) پس از این که یوسف علیه‌السلام به مقام عزیزى مصر رسید و برادرانش براى خرید گندم نزد وى آمدند، یوسف علیه‌السلام بنیامین را در مصر نگه داشت. برادرانش به کنعان رفته و پدرشان را از این موضوع باخبر کردند. یعقوب علیه‌السلام نامه‌اى به عزیز مصر نوشت و به پسرانش داد تا آن را به مصر بیاورند. ... • سپردن سر امام حسین (ع) به خولى http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
محرم_الحرام_نوحه خدایا پیکرم آتش گرفته دل غم پرورم آتش گرفته شهادت نامه را با خون نوشتم ولیکن دفترم آتش گرفته خودم دیدم کنار قتلگاهم که قلب مادرم آتش گرفته خودم دیدم کنار نهر علقم لب آب آورم آتش گرفته خودم دیدم که از تیر سه شعبه گلوی اصغرم آتش گرفته خودم دیدم سکینه داد میزد که عمه چادرم آتش گرفته الا ای خواهرم زینب کجایی؟ لباس دخترم آتش گرفته ز هُرم ناله هل من معینم صدایم حنجرم آتش گرفته http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
مظلومم و به داغ و بلا مبتلا منم عمری سفیر واقعه ی كربلا منم یك عمر گریه كرده ام از غربت حسین بنیان گذارِ نهضتِ اهل بُكا منم دارم بِه دوش خود عَلَمِ انقلابِ اشك از كربلا پیمبرِ اشك و دعا منم من پاره ی تنِ بدنی پاره پاره ام نور نگاه خامس آل كسا منم جای كفن برای تن بی سر حسین آن كس كه خواست بهر پدر بوریا منم از مقتل امام، عبورم، كه داد خصم در قتلگاه، عابد افتاده پا منم با كعب نی تمام تنم را كبود كرد با ریسمان و سلسله ها آشنا منم من دیده ام هجوم حرامی به خیمه را دل خون ترین امامِ پس از نینوا منم ذبح عظیم را همه دیدم به چشم خویش یعنی شهید و شاهد خون خدا منم آن كس كه برق نیزه و شمشیر كوفه را دیده كنار قتلگه هل اتا منم پیراهن از تن پدرم برده اند هیچ ناظر به درد غارت آل عبا منم سوز تَبَم ز شعله ی آتش زیادتر معصوم سینه سوخته ی خیمه ها منم معجر برای دختر زهرا نمانده بود آن كس كه داشت خون دل از این جفا منم بر خواهران خویش جسارت كه دیده است؟ آن كه به سینه حبس كند غصّه را منم هجده سر بریده كه دیده به نیزه ها؟ مردی كه بود شاهد این ماجرا منم با ریسمان كشید چهل منزلم عدو ناقه سوار كوفه و شام بلا منم وقتی سر شكسته ی من سوخت از شرر خورشیدِ بِینِ شعله شده بر ملا منم زنجیر، استخوان مرا هم شكسته بود ماه هلال مانده ی بی آشنا منم آن كس كه در حفاظتِ ناموس كبریا با سهل گفت: زود كنارم بیا منم ای كاش مادرم به جهانم نزاده بود مضطرترین امام پس از كربلا منم با این همه به یاریِ زینب تمام راه آن كه نمود معجزه با خطبه ها منم http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
شهادت امام سجاد (علیه السلام) بیمار غیر شربت اشک روان نداشت  بودش هزار درد و توان بیان نداشت  دانی چرا ز آل پیمبر کشید دست  نقشی دگر به کار ستم آسمان نداشت   تنها زمین نداشت به سر دست از فلک  پایی به عزم پیش‌نهادن، زمان نداشت  یکسر به خاک ریخت گل و غنچه، شاخ و برگ  آمد ولی زباغ نصیبی خزان نداشت  دانی به کربلا ز چه او را عدو نکشت  تا کوفه زنده ماندن او را گمان نداشت   از تب زبس که ضعف بر او چیره گشته بود  می‌خواست بگذرد ز سر جان، توان نداشت  یک آسمان ستاره به ماه رخش ز اشک  می‌رفت، یک ستاره به هفت آسمان نداشت   در ترکش دلش که دو صد تیر آه بود  می‌برد و غیر قامت زینب کمان نداشت حاج علی انسانی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
با غل جامعه در هم بفشارید تنم را هدف سنگ نمائید ز هر سو بدنم را می‌توان پوست برید از تن رنجور من امّا نتوان دوخت ز گفتار حقایق دهنم را لالۀ گلبن مولای جوانان بهشتم خاک ویرانه‌سرا کرده خزان یاسمنم را نیزه و کعب  نی و سنگ جفا بود جوابم سر بازار شنیدند چو مردم سخنم را راز مظلومیم آن روز شود بر همه ظاهر که پس از مرگ برآرند ز تن پیرهنم را هدفم نشر پیام پدرم بود در این ره که عدو کرد هدف دست و سر و پا و تنم را به همه خلق بگوئید که با پیکر عریان بوریائی کفن آمد پدر بی، کفنم را نظم «میثم» همه جوئید و به هر بیت بخوانید قِصّۀ غُصّه و اندوه و ملال و محنم را حاج غلامرضا سازگار http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث