ا﷽ا
📜 به نام پروردگار و راهنمای "گمگشتگان"!
🔰 کیستم؟!
💢 مهدی رسولی (گمگشته)
💢 طلبۀ درس خارج / سطح ۳ حوزه علمیه
💢 دانشپژوه مدرسه فقهی امیرالمومنین(ع) قم [تحت اشراف آیتالله فرحانی]
💢 محقق و پژوهشگرِ مبانی امام خمینی(ره) و علامه طباطبایی(ره) در علوم انسانی-اسلامی
┄┄┄┄┄┄┅•✧؛❁؛✧•┅┄┄┄┄┄┄
🔰 در این کانال چه خبر است؟!
بنده قصد دارم در حدّ وُسعم، موضوعات زیر را در این کانال بهتدریج بیان کنم:
✍ «معارف دینی» با بیانی روان و صحیح از نگاه اسلام ناب محمدی(ص)!
✍ «مباحث اجتماعی-سیاسی روز» با تحلیلی بصیرانه و مبتنی بر مبانی و آرمانهای انقلاب اسلامی!
✍ «مسائل علمی» با تقریری جامع از برترین اندیشهها -بهخصوص اندیشههای امام خمینی(ره)، رهبر انقلاب(حفظهالله)، علامه طباطبایی(ره) و شهید مطهری(ره)- در علوم فلسفه، اصول، فقه و... !
┄┄┄┄┄┄┅•✧؛❁؛✧•┅┄┄┄┄┄┄
📌 مطالب این کانال را با هشتگهای زیر جستجو کنید (دستهبندی کامل را در کانال دستهبندی آثار مشاهده کنید):👇
🔰 قالبهای ارائه:
#⃣ #یادداشت
🔰 سطح مطالب:
#⃣ #عمومی
#⃣ #تخصصی
🔰 موضوعات:
#⃣ #معارف_فاطمی
#⃣ #معارف_حسینی
#⃣ #مهدویت
#⃣ #مکتب_فقه_الخمینی
#⃣ #فلسفی
#⃣ #اصولی
#⃣ #فقهی
#⃣ #بررسی_بیانات_و_نوشتهها
#⃣ #اشعار_گمگشته
#⃣ #معرفی_نرمافزارهای_کاربردی
┄┄┄┄┅•✧؛❁؛✧•┅┄┄┄┄
شبکههای اجتماعی گمگشته
✥ کانال دستهبندی آثار👇
🆔 https://eitaa.com/gomgashte_asar
✥ کانال اصلی👇
🆔 https://eitaa.com/gomgashte59
🔰 قالب: #یادداشت | سطح: #تخصصی
🔰 موضوع: #تفکر_فقه_الخمینی
┄┄┄┄┄┄┅•✧؛❁؛✧•┅┄┄┄┄┄┄
📝 روزگار گمگشته[۱]
📌 ماجرای آشنایی من با «تفکر فقه الخمینی»
✍🏻 مهدی رسولی | گمگشته
💬 قسمت اول: «سَــــرْگَشْتـِگِــٖے»
همه چیز از دورانی شروع شد که در سن ١٤ سالگی، وظیفهٔ خود را در دنبال کردن مسیر علمای بزرگی که با آنها مأنوس بودم دانستم.
وقتی وارد حوزهٔ علمیهٔ شهریار شدم، هدف مشخصی نداشتم؛ فقط همین را میدانستم که باید این سلسله قواعد و مطالب را بخوانم و بفهمم؛ در جواب هدف تو از طلبگی چیست؟ پاسخهایی شعارگونه از سربازی بقیة الله و مثل فلان عالم شدن و... در ذهنم پدید میآمد.
بعدها که با مشورت اساتیدم به حوزهٔ علمیهای در تهران مهاجرت کردم، پردهٔ جدیدی از طلبگی به روی من گشوده شد؛ با اساتید و افکاری آشنا شدم که به عمق طلبگی من افزود و آموخت که باید هدفگذاری جدی داشته باشم، و إلا محکوم به فنا در آیندهٔ خود خواهم شد!
بالاخره هدف خود را در تهران یافتم؛ فارغ از تخصّص خاص، دانستم که جنگ اسلام با کفر و غرب، جنگ الگوی تولید علم و محصول آن الگوست!
جنگ در این است که چه تفکر و مبنایی میتواند انسان را به علومی نائل کند که تمام ابعاد زندگانی او را مورد توجه قرار داده و سامان دهد!
در این حال بود که رسالت طلاب در این عصر را تبیین الگوی اسلام در استنباط و تولید علوم و گزارههایی دانستم که ابعاد زندگانی انسان را تعیین و تکلیف میکند؛ هر طلبهای باید الگوی تولیدی اسلام را دریافته و در گوشهای از این دریای مشکلات و مبهمات زندگانی انسان، رحل استنباط و تولید افکند.
اما با اینکه به این هدفگذاری مقدس رسیده بودم، لکن مسیر وصول به آن و تسلط به اینچنین الگویی برایم مبهم بود؛ در آن زمان به بسیاری از مبانی و مکاتب و نظامات فکری مراجعه کردم؛ هر جا که اسمی از تولید علوم اسلامی و فکر اسلامی بود سر زدم؛ با شاگردان بسیاری از صاحبان افکار، به بحث نشستم؛ اما در هر کدام نقصی را مشاهده کرده و دریافتم که الگویی صحیح و جامع و منطبق با فرمایشات رهبری نیستند.
هر کدام، بُعدی را کنار گذاشته بودند:
▪️یک تفکر، فلسفه را!
▪️یک تفکر، اجتماع و میدان را!
▪️یک تفکر، معضلات حکومتی و نظام اسلامی را!
▪️یک تفکر، بسیاری از روایات معقول و مبنایی را!
▪️یک تفکر، دریافتهای والا و حِکَمی از قرآن را!
زندگانی من خلاصه شده بود در گشتن و گشتن و گشتن...!
تا زمانی که با تفکری منسوب به امام خمینی(ره) و علامه طباطبایی(ره) آشنا شدم؛ عنوان و سخنان پر طمطراقی داشتند؛ اما نه برای من که قشنگتر از این عناوین و سخنان شنیده بودم.
پنجشنبهها حدود ٤٠ کیلومتر از شهریار به تهران میآمدم تا سخنان این تفکر را بشنوم!
⭕️ ادامه دارد...
┄┄┄┄┅•✧؛❁؛✧•┅┄┄┄┄
شبکههای اجتماعی گمگشته
✥ گفتارهای مهدیرسولی/گمگشته👇
🆔 https://eitaa.com/gomgashte59
ماهنامه فرائد (۹).jpg
3.82M
🔰 قالب: #یادداشت
🔰 سطح: #تخصصی
🔰 موضوع: #فلسفی
┄┄┄┅•✧؛❁؛✧•┅┄┄
📝 رویکرد علامه طباطبایی(ره) در مورد «استدلالهای زبانی»
✍ به قلم مهدی رسولی | طلبه درس خارج مدرسه فقهی امیرالمومنین(ع)
📎 چاپ شده در شمارۀ نهم از ماهنامۀ علمی_پژوهشی مدرسۀ فقهی امیرالمؤمنین(ع) به نام «فرائد»
┄┄┄┄┅•✧؛❁؛✧•┅┄┄┄┄
شبکههای اجتماعی گمگشته
✥ گفتارهای مهدیرسولی/گمگشته👇
🆔 https://eitaa.com/gomgashte59
🔰 قالب: #یادداشت | سطح: #تخصصی
🔰 موضوع: #معارف_حسینی(ع)
┄┄┄┄┄┄┅•✧؛❁؛✧•┅┄┄┄┄┄┄
📝 ماهیتِ اصیلِ خونین...!
📌 معارفی در شناخت اباعبداللهالحسین(ع)
✍ مهدی رسولی | گمگشته
﷽ | دوشنبه شب، ۱۹ آذر ۱۴۰۳، قم، مدرسه فقهی امیرالمومنین(ع)، میانۀ بزم عُشّاق (هیئت)، مینویسم برای معشوق خونینم...!
کلاسِ آن روز، میدانِ یکّهتازیِ عقل بود!
بحثی اساسی در حکمت اسلامی!
آیا شهد شیرین «اصالت»، نصیب وجود است یا نصیب ماهیت؟
آیا جامۀ اطلسیِ «اصالت»، بر تَن وجود مینشیند یا بر تَن ماهیت؟
آیا مُشت عالَم خارج را وجود پُر میکند یا ماهیت؟
کلاس، میدان جنگِ عقلها بود و صدای چَکاچَکِ شمشیرها از هر سوی کلاس به گوش میرسید؛ چراکه قرار بود أصالة الوجودی بر لوح عقلهایمان نقش ببندد که فراتر از اندیشۀ ملاصدرا و تابعینش بود؛ أصالة الوجودی که در میان سطورِ «نهایة الحکمة» آرمیده و صاحبانِ لُبّ و خِرَد را به سوی خویش میخواند؛ أصالة الوجودی که جایگاه وجود و ماهیت را به گونهای دقیقتر و عجیبتر تعیین میکند.
پایان کلاس نزدیک بود؛ استاد، نهال نوپا و تازهای از «أصالة الوجود و إعتباریة الماهیة» را در خاک مزرعۀ عقل ما نهاده بود!
امّا...امّا...امّا...!
گفته بودم که جان استاد من با «بِکُم فَتَحَ اللهُ وَ بِکُم یَخْتِم» عجین شده است!
مخصوصا نسبت به آقایی که در میان «کُمْ»، أوسَع و أسرَع است!
گفته بودم که درس فلسفه نیز برای او بوی خون میدهد!
او مرحله به مرحله در مسائل فلسفه، فراز به فراز روضۀ قتلگاه میشنود...!
چه کند که وقتی إعتباریة الماهیة میشوند، إعتباریة الجوهر و الجسم میشوند، پرندۀ خیال او به آسمان کربلای خونین پَر میکشد:
«رفقا! در هر چه أصالة الوجودی هستید، در دستگاه اباعبدالله الحسین(ع)، أصالة الماهوی باشید...!»
چه ذوق صحیح و سلیمی!
چه نکتۀ نابی!
آری، صدای أصالتِ این ماهیتِ خونین و تکهتکه شدۀ حسین(ع)، جانِ عقل را مَست و مجنون میکند!
حسین(ع) با همین ماهیتِ چاکچاکش، چنان عاشقِ گریانش را به ملکوت میرساند که هیچ أصالتنمایی به گَرد او هم نمیرسد!
حسین(ع)، مکتبیست که سلوکِ معنوی را با همین ماهیتِ سَر بریدهای که ندای «اُخیّ إلیّ» سَر داد، شروع میکند!
حسین(ع)، از جایی تربیت خود را آغاز مینماید که نه نیازی به «دین» است، نه «مذهب»، نه «عقل»، نه «علم» و نه نیازی به هیچ فضیلت دیگری جز عشق به او و بکاء بر غربت او...!
سالکِ مکتب حسین(ع)، در ابتدا تنها دلی با «عشقی حسّی و ماهوی» میخواهد!
دلی که آنقدر چرکین و سیاه نشده باشد که با ندای سرازیر شدن حسین(ع) به گودال خونین، غم عالَم را بر سرش سرازیر نکند!
دلی که اگر نام شیرین حسین(ع) را شنید، نه تنها زبانش، بلکه جان او بگویید: جانم حسین(ع)!
برای همین نکتۀ باریکتر ز موست که بر فراز کشتی حسین(ع)، پرچم «أوسع و أسرع» موج میزند!
چگونه وسیعترین و سریعترین نباشد، در حالی که سلوک حسینی(ع)، شرطی به جز غرق شدن در دریای خونین عشق او ندارد؛ آنهم نه عشق و محبت و معرفت به حقیقت حسین(ع)؛ بلکه عشقی تماماً حسّی و ماهوی به همین جسمِ بیسَری که در آغوش زینب(س) بود!
آری! حسین(ع)، پایینترین نقطه را انتخاب کرد تا بدترین و خرابترین نفوس را هم در آغوش تربیت خود جای دهد!
لذا بقیةالله نیز نقطۀ شروعِ قیام و انتقامش که همان شروع تربیت و عدل جهانیست را «مکتب حسین(ع)» قرار میدهد؛
اما نه تدیّن به دین حسین(ع)؛
امّا نه تشیّع به مذهب حسین(ع)؛
امّا نه تعقّل به عاقلانههای حسین(ع)؛
امّا نه تعلّم به علوم حسین(ع)؛
امّا نه حتی ستیز عملی با دشمنان حسین(ع)؛
و نه چیز دیگری جز غمی سوزناک برای لَب عطشان، تَن عریان و جسم پایمال حسین(ع)...!
❓ظهور برای چه هدفی؟
💬 قیام و انتقام برای تربیت و عدل جهانی!
ندای اول: ألا یا أهل العالم أنا الإمام القائم؛
ندای دوم: ألا یا أهل العالم أنا الصمصام المنتقم؛
❓قیام و انتقام با چه سلاحی؟
💬 صرف عشقِ حسّی و دنیوی و ماهوی به حسین(ع)!
ندای سوم: ألا یا أهل العالم إن جدّی الحسین قتلوه عطشان؛
ندای چهارم: ألا یا أهل العالم إنّ جدّی الحسین علیهالسلام طرحوه عریانا؛
ندای پنجم: ألا یا أهل العالم إنّ جدّی الحسین علیهالسلام سحقوه عدوانا.
❗️اما بدانید که اگر این نقطۀ شروع، برای بدترین و خرابترین نفوس هم رقم بخورد و عشق حسین(ع) در قلب آنان سُکنا گزیند، محال است که دین و مذهب و علم و عقل و ظلمستیزی و فضائل حسین(ع)، به تدریج و به قدر وُسع آنان، در نفسشان جای نگیرد!
این عشق ماهوی، بدترینها را هم به أعلا درجات وجودی میرساند؛ به شرطی که خود را در کورۀ عشق حسین(ع) افکنده و در محبت او، راسخ و سوزان باشند تا هر لحظه به معشوق و محبوب خود، نزدیک و نزدیکتر شوند.
به فدای اصیلترین ماهیت عالَم، حسین(ع)...!
┄┄┅•✧؛❁؛✧•┅┄┄
شبکههای اجتماعی گمگشته
✥ گفتارهای مهدیرسولی/گمگشته👇
🆔 https://eitaa.com/gomgashte59
گمگشته
🔰 قالب: #یادداشت | سطح: #تخصصی
🔰 موضوع: #بررسی_بیانات_و_نوشتهها
┄┄┄┄┄┄┄┅•✧؛❁؛✧•┅┄┄┄┄┄┄┄
🔍 بررسی کتاب:
📚 «درآمدی بر مکتب تربیتی علامه طباطبایی»
✏️ نویسنده: «استاد محمدتقی فیاضبخش»
✍ گمگشته | مهدی رسولی
✥ این کتاب را بهصورت کامل مطالعه کرده و چند نکته را دربارۀ آن بیان میکنم:
1⃣ این کتاب، از بیانات استادی نوشته شده است که از شاگردان خاص آیتالله پهلوانی بوده و بنده در حدّ و اندازهای نیستم که نقدی را نسبت به مبانی ایشان بیان کنم و شاید هم اگر ایشان در مقام پاسخ و بیان کامل باشند، این نکات را هزاران بار بهتر از حقیر تبیین کنند؛ به همین دلیل، بنده بدون هیچ تعرّضی نسبت به استاد فیاضبخش عزیز، صرفاً نقدهایی را نسبت به سطورِ این کتاب بیان میکنم که البته در مقابل نقاطِ مثبتِ بسیارِ آن، ناچیز است.
2⃣ مهمترین بخش علمی و نظری در یک مکتبِ تربیتی، تبیین «غایت کمال انسانی» و بهعبارتی «هدف خلقت انسان» است.
به نظر حقیر، غایت سیر و سلوک انسان که امری فراتر از «بهشت و منافع اخروی» میباشد، به درستی در این کتاب تبیین نشده است؛ مخصوصا در ابتدای کتاب در عنوان «ضرورت سیر و سلوک»؛ البته در انتهای کتاب بیان شده است که دستورات شرع، یک «غایت توحیدی» هم دارد که فراتر از غایت دنیوی و اخروی است، اما در آنجا هم تصویر جامعی ارائه نشده و هنوز جای این سوال باقی میماند که «به توحید رسیدیم، بعدش چه؟!»
یعنی به درستی تبیین نشده است که مقام توحید، چه هدفی است که سوالِ «لماذا؟» را از ریشه برداشته و حیات انسان را برای رسیدن به آن، پُر معنا میکند.
به عبارت دیگر، معنای «الّا لیعبدون» به درستی ارائه نشده است.
3⃣ جایگاه توجه به اباعبدالله الحسین(ع) در سیر معنوی انسان، امری عجیب و عظیم است که سبب ارتباط خاصِ هر نبی، امام و مقرّبی با ایشان شده است.
سیر الی الله حضرت آدم به عنوان نماینده و پدر تمام آدمیان، با اباعبدالله الحسین(ع) آغاز شده و هر پیامبری نیز لابدّ از ارتباط خاص با ایشان بوده است.
امام خمینی(ره)، پیشبرد اسلام و معنویت را تنها در گروی توسل به این امام شهیدو عزای بر او میدانند.
علامه طباطبایی(ره)، وصول به هر مقام و کمالی را در سیر حسینی(ع) ممکن میدانند.
لذا به نظر حقیر، این کتاب هر چند اشارهای به جایگاه اباعبداللهالحسین(ع) در سلوک داشته است، اما توقفِ «سیر و سلوک معنوی» بر «حیات حسینیِ سالک» را بهصورت جامع و کامل بیان نکرده و در آخر معلوم نشده است که رکن اساسیِ تربیت، اتصال به اباعبدالله و بکاء بر اوست.
4⃣ سیر و سلوک معنوی در حکومت اسلامی و در زیر سایۀ ولایتِ حکومتیِ معصوم یا فقیه، بسیار متفاوت از سیر و سلوک در زمان تسلط طاغوت است.
اساس سیر و سلوک معنوی در زیر سایه حکومت اسلامی، «سیر اجتماعی» است؛ و نه اینکه حتی بگوییم: «هم فردی و هم اجتماعی است»؛ بلکه بالاتر، فردیترین نُسُکِ سلوکی نیز در فضای حکومت اسلامی، تماماً اجتماعی خواهد بود.
این مسئله، سبب تفاوت عجیبی و بزرگی در مسیر سلوک معنوی میشود؛ به طوری که امام و رهبری به کرّات فرمودهاند که نوجوان یا جوانی -حتی با سابقۀ تاریک معنوی-، در جبههها و در حرکتی اجتماعی علیه ظلم، بدون هیچ مبالغهای به همان مقام عارف ۸۰ ساله میرسد.
به نظر حقیر، ارائۀ تصویری صحیح و جامع از مبانی و فروعات علمی و عملی دربارۀ «جایگاه اجتماع و حکومت اسلامی در سیر و سلوک معنوی»، حلقۀ گمشدۀ مبنای تربیتیِ امام و علامه بوده و علیرغمِ اختصاصِ یک بخش از این کتاب به «نسبت انقلاب اسلامی با سیر و سلوک توحیدی»، اما حق این مطلب ادا نشده و بسیار ناقص و نارسا میباشد.
5⃣ نکتۀ دیگر هم اینکه نظم این کتاب، کمی نامناسب بوده و مطالب، دارای پراکندگی در تبیین بودند؛ به طوری که مثلا یک مسئله، در چند جا و به صورتهای گوناگون و بدون توجه به منظومۀ مطالب ارائه شده است؛ این امر، سبب تکرار نامأنوس هم شده است.
در آخر هم از شرّ دخالت «تعصّب» و «جهل مرکب» در قضاوت، به خداوندِ حفیظ پناه میبرم...!
┄┄┄┄┅•✧؛❁؛✧•┅┄┄┄┄
شبکههای اجتماعی گمگشته
✥ گفتارهای مهدیرسولی/گمگشته👇
🆔 https://eitaa.com/gomgashte59
🔰 قالب: #یادداشت | سطح: #تخصصی
🔰 موضوع: #بررسی_بیانات_و_نوشتهها
┄┄┄┄┄┄┄┅•✧؛❁؛✧•┅┄┄┄┄┄┄┄
🔍 بررسی مقالۀ:
📚 «شاخصههای مکتب عرفانی نجف»
✏️ نویسنده: «استاد محمدحسن وکیلی»
✍ مهدی رسولی | گمگشته
✥ این مقاله را بهصورت کامل مطالعه کرده و چند نکته را دربارۀ آن بیان میکنم:
1⃣ نکاتی که در ادامه بیان میشود، تنها در مورد همین مقاله است و بس؛ بنابراین درصدد قضاوتِ مجموعۀ افکار نویسندۀ محترم و آثار دیگر ایشان نیستم.
2⃣ هدف نهاییِ سیر و سلوک (توحید)، با ادبیاتِ صریح و خوبی در این مقاله تبیین شده است؛ اما جا داشت کمی بسط پیدا کرده و این نکته هم تبیین شود که چطور وصول به بالاترین مرتبۀ ممکن از «توحید»، سوالِ تسلسلوارِ «لماذا؟!» را برای انسان از بین برده و چطور گمشدۀ زندگانی انسان را در آغوش او قرار میدهد؟
3⃣ در این مقاله، جایگاه اباعبداللهالحسین(ع) بهخوبی و با صراحت از قول عرفا نقل شده است؛ اما در تبیین ابتدایی آن، تفاوتی بین توسل به سیدالشهداء(ع) و دیگر ائمه گذاشته نشده و این مسئله بهصورت کلّی نسبت به لزومِ تمسک به ولایتِ تمام اهلبیت(ع) و توسل به آنها بیان شده است.
بهنظر حقیر، هرچند تولّی نسبت تمام اهلبیت(ع) و توسل به آنها لازمۀ حتمی در سیر و سلوک معنوی است، امّا جایگاه اباعبداللهالحسین(ع) در مسیر سلوکِ سالک، جایگاهِ منحصر به فردی -حتی نسبت به دیگر ائمه(ع)- میباشد و این تفاوت، هم در کلام خود ائمه(ع) و هم در کلام عرفای مکتب نجف، بهخوبی و با صراحت در مورد شخص شخیص سیدالشهداء(ع) بیان شده است؛ لذا عبارات عجیبی هم که از عرفا در این مقاله و در بیانات دیگر در ذیل «ولایت اهلبیت و توسل به آنان» نقل شده است، رنگ بوی خاصی را در خصوص اباعبداللهالحسین(ع) داراست؛ «و إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيٰت لِقَوم يَسْمَعُونَ»!
در آخر هم از شرّ دخالت «تعصّب» و «جهل مرکب» در قضاوت، به خداوندِ حفیظ پناه میبرم!
┄┄┄┄┅•✧؛❁؛✧•┅┄┄┄┄
شبکههای اجتماعی گمگشته
✥ گفتارهای مهدیرسولی/گمگشته👇
🆔 https://eitaa.com/gomgashte59
🔰 قالب: #یادداشت | سطح: #تخصصی
🔰 موضوع: #متفرقه
┄┄┄┄┄┄┄┅•✧؛❁؛✧•┅┄┄┄┄┄┄┄
📝 تبلیغ، هموارسازی چالههای مسیر کمال
✍ مهدی رسولی | گمگشته
هر موجود زنده و پویایی که دارای حیات بینشی (اعتقادی)، گرایشی (اخلاقی) و کُنشی (رفتاری) بوده و به سمت کمال و پیشرفت در حرکت و سیر است، غالباً در هویت و بهعبارتی در مسیر روبهجلوی خود، دارای چالهها و کمبودهایی در هر سه ساحت مذکور میباشد که مسیر او را نسبت به مقصد، ناهموار میگرداند.
👈 ادامه یادداشت در «ویرگول گمگشته»
┄┄┄┄┅•✧؛❁؛✧•┅┄┄┄┄
شبکههای اجتماعی گمگشته
✥ گفتارهای مهدیرسولی/گمگشته👇
🆔 https://eitaa.com/gomgashte59