هدایت شده از بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی قم
16.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊سفر کردهایم به همان جایی که بوی خدا میدهد؛
بوی بهشت، بوی حسین(ع)، بوی علی(ع)، بوی زهرا(س).
مهمان کسانی شدیم که خاکی بودند در عین آسمانی بودن؛
کوچک بودند در نظر خود و بزرگ در نظر دیگران.
آشنایانی بودند غریب...
مهمان خاکی شدیم که ذره به ذرهاش با تکتکمان حرف داشت!
حرفهایی که از دل سکوت منطقه بیرون میآمد...
سکوتی تلنگر آمیز!
و حالا ما ماندیم و دلتنگی برای حرفهای خاک فکه و هویزه و کانال کمیل و شلمچه و طلائیه و علقمه...
🎥#گزارش_ویدئویی
📌بازدید کاروان راهیاننور خواهران دانشگاه صنعتی قم از یادمانهای منطقه
✅ مشکات؛ تریبونی برای دانشجو:
🆔 @meshkat_bqut
__
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
#راهیان_نور_خواهران
#بسیج_دانشجویی
#دانشگاه_صنعتی_قم
🆔 https://ble.ir/qut_basij
🆔 @qut_basij
🌐 bsoqut.ir
" گمنام:) "
🕊سفر کردهایم به همان جایی که بوی خدا میدهد؛ بوی بهشت، بوی حسین(ع)، بوی علی(ع)، بوی زهرا(س). مهمان
یکی دلش لابهلای رمل فکه جا میمونه
یکی تو خاک شلمچه دلش گیر میکنه
یکی دلشو سپرده به اروند و جسمشو برمیگردونه
یکی دلش گیر میکنه به سیم خاردارای کانال کمیل
یکی هم دلش میمونه بین سهراهی شهادت طلائیه...
و خلاصه که این دل دیگه اون دل قبلی نمیشه :)❤️🩹
چی داره آخه این سرزمین؟
@gomnam403qut
" گمنام:) "
چند روز قبل از اعزام، بخاطر مسائلی کاروان دچار مشکل جدی شده بود و تا جایی پیش رفت که صحبت از کنسل شدن سفر بود. اونم تو شرایطی که حدود ۴۰ نفر ثبتنامی داشتیم و این واقعا حال همه بچههایی که از این موضوع خبر داشتن رو بهم ریخته بود.
دو روز قبل از اعزام بود که این مشکلات داشت به اوج خودش میرسید و محدودیتها زیاد شده بود، قرار بود برم برای خرید یه سری چیزایی که نیاز کاروان بود. این تو شرایطی بود که اصل سفر و تعداد زائرایی که میشد بیان هنوز رو هوا بود!
پاشدم رفتم به کارام برسم اما قبلش یه سر رفتم حرم و به دلم افتاد برم مقبرةالشهدا.
خیلی ناراحت این شرایط بودم.
رفتم بالای سر مزار شهید مختارزاده ایستادم و گفتم ببین، من تا حالا جز اینکه یه وقتایی دلم گرفته بود اومدم اینجا نشستم، کار خاصی با شما نداشتم؛ اما الان اومدم اینجا خیلی جدی ازت میخوام گره کارامونو وا کنی و پیش حضرت معصومه وساطت کنی مشکل این سفر حل شه.
خیلی کوتاه همینارو گفتم و اومدم بیرون
و نیت کردم که اگه به خیر و سلامتی راهی شدیم، شکلات بخرم و بیارم سر مزارش.
همون روز اتفاقا کمکم داشت ندای حل مشکلات میومد. اگرچه کامل حل نشده بود.
منم روز قبل حرکت، با خودم گفتم که خب به جای اینکه شکلات ببرم سر مزار شهید، میبرم و بین زائرای اتوبوس به نیت ایشون پخش میکنم.
و خلاصه دوتا بسته شکلات لواشکی خریدم به همین نیت.
صبح حرکت، بعد از نماز صبح رفتم دانشگاه و دیدم بچهها تو نمازخونه خوابن. رفتم داخل اتاق بسیج و یکم مشغول شدم تا اینکه یکی از بچهها (مسئول فرهنگی کاروان😁) بیدار شد و اومد پیشم و بعد اینکه یه کم حرف زدیم گفت که برای شیشههای بسته فرهنگی، به یه خوراکی کوچیک که توش جا بشه نیاز دارن ولی شب قبلش نتونستن تهیه کنن و یه کم دیگه هم باید راه میفتادیم. اونجا بود که این شکلات لواشکیها به دادمون رسید و ازش استفاده کردیم و یه باری از دوشمون برداشت. به بچهها گفتم این شکلاتارو حسنآقای مختارزاده رسونده وگرنه قرار نبود الان اینجا باشن :)
و این ماجرا باعث شد من ارادت خیلی زیادی به این شهید بزرگوار پیدا کنم و تو این سفر خیلی به یادشون باشم.
-خلاصه که الحمدالله ربالعالمین ما رفتیم و برگشتیم و چیزی نتونست مانع این دعوت و زیارت بشه :)
#خاطره_قبل_سفر
@gomnam403qut
خدایا خودت کانال بسیج رو نجات بده🤲🏻💔
-گزارش تصویری باید هدف داشته باشه...!
(یه یادمان رو چند بار باید گذاشت آخه :/ )
#گزارش_تصویری
@gomnam403qut
📷دوربین، عکس(عکس خوب البته) و ثبت لحظات، منو یاد ایشون میندازه و تو راهیان، ارتباطی که بین من و فکه شهید آوینی بود یه طور دیگه بود :)
امسال هم تموم میشه و این نیمچه مسئولیتی هم که داشتم به پایان میرسه؛ اما من برای همیشه عاشق عکس و عکس گرفتن میمونم :))
@gomnam403qut
" گمنام:) "
دوستان همه پروفایلهاشون راهیانی و دوربینی شده الا خودم😂💔
محض رضای خدا یه دونه عکس از بین دوهزار و خوردهای تا عکس و فیلمی که تو راهیان گرفتم جدای عکسای دوربین، از خودم ندارم که حضورمو اونجا به تصویر بکشه
اما خب ایرادی نداره
عکس و فیلمایی که گرفته شد برای همیشه میتونن یادآور خاطرات بمونن :)
و قسمت دوستداشتنیش برای من اونجایی بود که تو اتوبوس وقتی سر جام نبودم ( که کلا نبودم😁) و صندلیم خالی بود، یکی از بچه ها از یکی از بچههای ورودی جدید پرسید که اینجا جای کیه؟ اونم گفت جای اون خانم عکاسه :)
@gomnam403qut