کربلایی محمد کاویان در انتظار پدر (1).mp3
زمان:
حجم:
2.2M
در میان تمام مصیبتهای عاشورا،
گاهی یک «بابا» گفتن،
از هزار مرثیه جانسوزتر است...
نه از عطش میگوید،
نه از تازیانه،
نه از غربت راه...
فقط پدرش را میخواهد.
و مگر دلتنگی یک دختر برای پدرش،
چقدر میتواند بزرگ باشد
که قرنها بعد،
هنوز اشک از چشم تاریخ جاری کند؟
بعضی دردها را نمیشود روایت کرد؛
باید از میان بغضها شنید...
از میان شبهای خرابه،
از میان چشمهایی که خواب را فراموش کردهاند،
و از میان صدایی که هنوز در تاریخ میپیچد:
«بابا...»
🎧قسمت سوم از #ده_پرده_از_عاشورا
«در انتظار پدر»
|هیئت شهدای گمنام دانشگاه اصفهان|
☑️ @gomnam_ui
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به رقیه...
من جامونده را کربلا ببر❤️🩹
|هیئت شهدای گمنام دانشگاه اصفهان|
☑️ @gomnam_ui
کربلایی محمد کاویان Untitled Session 5_mixdown (1).mp3
زمان:
حجم:
3.9M
بعضی دلبستگیها را نمیتوان با واژهها توضیح داد...
آنقدر به هم نزدیکاند که غمِ یکی، آرامش را از دیگری میگیرد.
آنقدر به هم شبیهاند که گاهی نمیدانی کدام، آینهی دیگری است.
و چه سخت است لحظهای که باید رفتن تمام جان خود را تماشا کنی،
بیآنکه بتوانی مانعش شوی...
عاشورا فقط میدان شمشیرها نبود؛
میدان دلهایی بود که برای یکدیگر میتپیدند و برای خدا از یکدیگر میگذشتند.
🎧قسمت چهارم از #ده_پرده_از_عاشورا
«دو ستاره کوچک»
|هیئت شهدای گمنام دانشگاه اصفهان|
☑️ @gomnam_ui
کربلایی محمد کاویان Untitled Session 2_mixdown.mp3
زمان:
حجم:
2.4M
گاهی عشق آنقدر بزرگ میشود
که کودکی را از میان خیمهها تا میان شمشیرها میبرد؛
و آنگاه تاریخ میفهمد
بزرگی آدمها را با سالهای عمرشان نمیسنجند.
🎧قسمت پنجم از #ده_پرده_از_عاشورا
«به جای تو»
|هیئت شهدای گمنام دانشگاه اصفهان|
☑️ @gomnam_ui
کربلایی محمد کاویان نرخ عسل.mp3
زمان:
حجم:
5M
وقتی سالها از رفتن برادر گذشته باشد،
اما هنوز با دیدن یادگارش،
زخم فراق دوباره سر باز کند.
چه بر حسین(ع)گذشت،
آن لحظه که قامت قاسم را میدید
و هر بار،
حسن(ع) را به یاد میآورد...
🎧قسمت ششم از #ده_پرده_از_عاشورا
«نرخ عسل»
|هیئت شهدای گمنام دانشگاه اصفهان|
☑️ @gomnam_ui
جرعه ای از کتاب 📚
امیر من
به قلم نرجس شکوریان فرد
#کتابخوانی
|هیئت شهدای گمنام دانشگاه اصفهان|
☑️ @gomnam_ui
کربلایی محمد کاویان Untitled Session 9_mixdown.mp3
زمان:
حجم:
3.2M
از یک طرف دل مادری که بیقرار است…
از یک طرف پدری که کودکش را در آغوش گرفته و رو به میدان ایستاده است.
نه برای جنگ،
فقط برای جرعهای آب…
اما تاریخ نوشت:
پاسخ گلوی خشک یک کودک ششماهه
تیری بود سهشعبه…
🎧قسمت هفتم از #ده_پرده_از_عاشورا
«لالایی ناتمام»
|هیئت شهدای گمنام دانشگاه اصفهان|
☑️ @gomnam_ui
﷽
▪️ ۵۰ سال پس از بعثت، ۵۰ سال پس از انقلاب
▫️ بههمراه روایتگری حجتالاسلام عابدی و مرثیهسرایی مداحان اهلبیت(ع)
⏰ دوشنبه ساعت ۱۴
📍مرکز مطالعات جامعه اسلامی دانشجویان | جنب مسجد امام خمینی(ره) دانشگاه علوم پزشکی
#هیئت_حضرت_ابوالفضل(ع)🏴
🆔 @Jadesf_ir
🌐 zil.ink/jadisf
اشک پدر.mp3
زمان:
حجم:
4.8M
خواست خودش را برساند...
اما مگر پدری که جوانش را از دست داده، توان دویدن دارد؟
میگویند پسرها تکیهگاه روزهای پیریاند؛
و حالا تکیهگاه حسین پیش از او به خاک افتاده بود.
خودش را به بالینش رساند...
نگاه کرد...
علی بود!
همان جوانی که بوی رسول خدا میداد،
همان روشنی چشمهای پدر!
اما این بار،
حسین مانده بود و پیکر پارهای از جانش...
🎧قسمت هشتم از #ده_پرده_از_عاشورا
«اشک پدر»
|هیئت شهدای گمنام دانشگاه اصفهان|
☑️ @gomnam_ui