eitaa logo
ناکجا آباد |‌🇮🇷
189 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
519 ویدیو
41 فایل
"بسم الله الرحمن الرحیم" اینجا ناکجا آباد عه . همین دیگه خدافط
مشاهده در ایتا
دانلود
_ کتاب: خدمتکار تماشا میکند. برای:
هدایت شده از چیمه🌙
روی پا می‌کوبد که: «پسرم قوی بود، قد بلند بود. تا نبینمش از این‌جا نمی‌رم.» لهجه‌ی گیلانی دارد. تازه از شمال رسیده‌ به معراج الشهداء. آخرین بار دو روز قبل با پسرش حرف زده، دقیقا همان‌روزی که به شهادت رسیده. عروسش هراسان از راه می‌رسد. چهار بچه‌ی قدونیم‌قد را گذاشته توی ماشین و کفن را آورده. با هق‌هق می‌گوید: «آخرین باری که رفتیم کربلا یکی برای من گرفت یکی برای خودش. گفت باید همیشه آماده باشیم.» توی پیجر صدا می‌زنند خانواده شهید «مجید شعبانی» یکهو باهم می‌دوند به سمت باجه‌ها. من می‌مانم و اشک‌های ناتمام. من می‌مانم و فکرکردن به اینکه چندسال قبل قرار بود کفنم را دست‌نویس کنم آن هم با ادعیه و آب زمزم و تربت اما هنوز تمام نشده. چرا نمی‌روم سراغ اصل کاری‌ها؟ چرا نزدیکی به مرگ را در آغوش نمی‌گیرم؟! دلم می‌خواهد از این به بعد با چیزی زنده باشم که دیگران از آن فرار می‌کنند. @chiiiiimeh .
هدایت شده از چیمه🌙
چند دقیقه‌ای که از آمدن خانواده‌ها می‌گذرد، یک قاب عکس چوبی تحویل‌شان می‌دهند. یکی از قاب‌ها را دادند به تازه عروسی که روی صندلی نشسته بود. فقط چهار ماه از رفتن به خانه خودشان می‌گذشت. عکس را بغل می‌کند و ازم می‌پرسد: «من چجوری دیگه پا توی اون خونه بگذارم خانم؟! شما بگید عکسش رو کجای خونه بذارم؟!» نمی‌دانستم چه بگویم. اصلا همین سوال‌های بی‌هوا بیشتر از هرچیزی من را به لکنت می‌اندازند. سکوت می‌کنم و اجازه می‌دهم خودش را در آغوشم رها کند. اجازه می‌دهم تمام خانه‌اش را برایم توصیف کند و بگوید جهازش را از کجا خریده و چطور چیده است. دست می‌کشم روی سرش و یاد محمود درویش می‌افتم. شاعری که هم جنگ را خوب توصیف می‌کند هم احساسات زنانه را. این جمله‌اش را توی کتاب خانبوم هم نوشته بود که: «خانه‌ها در غیاب ساکنان‌شان خواهند مرد.» @chiiiiimeh .
_ نام کتاب:دختری که در اعماق اقیانوس افتاد برای:
۵ نفر موندن ان شاء الله بعد افطار
هدایت شده از تیمارستان گلها 🇮🇷
میخواستم کتابشو بخرم که مامانم نذاشت
ناکجا آباد |‌🇮🇷
میخواستم کتابشو بخرم که مامانم نذاشت
اون قدر ها هم قشنگ نیست امانت بگیری بهتر از اینکه بخری
هدایت شده از مزرعه کوچک
اگه احسان و عطیه بهم نرسن ایرانو آتیش میکش
_ کتاب: زندگی روی در یخچال برای: