بعد مامانم اومد تو اتاق
گفت چی میکشی؟
دفترم رو نگاه کرد گفت چرا انقدر چیز های ترسناک میکشی
(اولش فکر کردم منظورش مفپ هست چون داشتم مفپ میکشیدم)
بعد گفتم کدوم؟
ناکجا آباد
البته یه چیزایی معلومه ازش😂
آره اینجا نارنگی میخواست ازش امضا بگیره💔😞