هدایت شده از چیمه🌙
.
بیآنکه تاب راهفتن داشته باشم، روی سنگهای ترکخوردهی حیاط صداوسیما ایستادهام. زلزدهام به تصاویری که با آنها محاصره شدهام. گوشم با صدای بلند راوی پر شده. مردجوانی که تا آخرین لحظهی قبل از اصابت موشکهای اسرائیل ساختمان شیشهای را ترک نکرده و شاهد زندهی ماجراست. میگوید: «اینجا رو میبینید؟ همه جا توی آتش میسوخت. سحر امامی همینجا بود.» و به طبقات بالا اشاره میکند. شیشههای ریزریز را با پا له میکنم و جلوتر میروم. همه چیز تبدیل به خاکستر شده. سر میچرخانم. جز خودکار، انبوه کاغذهای سفید، کیبوردها و پرینترهای سوخته چیزی نمیبینم. حدود پانزده موشک آمده بودند صدای شبکههای خبری «ایران» را از رسانههای بینالمللی محو کنند، اما چند هفته بعد اهالی رسانه عزمشان را جزم کردهاند روایت مکر عظیمشان را در تاریخ ثبت کنند. راوی میگوید: «هر چیزی که امروز دیدید را به گوش بقیه برسونید.» از محوطه که خارج میشویم، تکههایی از ساختمان شیشهای را برای همیشه با خودمان حمل کردهایم.
@chiiiiimeh
.
https://eitaa.com/NaiasKindergarten/11814
همینا رو گوشیم بود
پیدا کنم بازم میزارم
کسی که صاحب روح سیاه میشه محکوم به بد بودنه و این چیزیه که عوض نمیشه
آمارا هیچ وقت چیزی که هست رو نمیخواست
.
داستان روح سیاه از این قراره
در گذشته دو خانواده بزرگ و قدرتمند بودن که صاحب روح های سفید و سیاه بودن
در طی داستان های مختلف این خانوده باهم درگیر میشن و تبدیل میشن به بزرگ ترین دشمنای هم
اونی که صاحب روح سیاه عه قسم میخوره که یه روز همه رو میکشه و همه جا نابود میشه.
و اونی که صاحب روح سفیده قسم میخوره تا صلح رو همه جا برقرار کنه.