امروز سر کلاس فیزک بودم
استاد داشت یه مبحث نسبتا سنگینی رو میگفت(کله ی همه داشت منفجرمیشد و بعضی ها خواب بودن)
استاد که داشت توضیح میداد
که یهو گوشی من اذان داد🤣
و کل کلاس ساکت شد
استاد هم یه دقه هنگ کرد این صدا اصلا چیه
خودمم خواب بودم پریدم
بچه ها که از خنده منفجر شده بودن .
یکی که از خنده تشنج کرده بود
خلاصه که امروز ضایع شدم
ناکجا آباد
امروز سر کلاس فیزک بودم استاد داشت یه مبحث نسبتا سنگینی رو میگفت(کله ی همه داشت منفجرمیشد و بعضی ها
آره خلاصه گوشیتون رو قبل کلاس ها سایلنت کنید و اگر نه...
ناکجا آباد
البته بعضی بچه هامون تو مدرسه هم گوشی میارن
این که همه جا عادیه
منم دلم میخواد یواشکی گوشی ببرم،ولی خب از شانس من باشه همون روز کیف ها رو میگردن
ناکجا آباد
داداشم بعد دیدن دفترچه مرگ:
انقدر دلش میخواد من بمیرمم (T_T)
خب دوستان تا چهل ثانیه دیگر بدرود
ناکجا آباد
تریاک فروش صدام کرد یواشکی نگام کرد…
میدونست که معتاد هستم
تریاکو داد به دستم!
گذاشتمش رو سینه تریاک فروش ببینه…
تریاکو خوبو نازیم هدیه برام بیاری…
لطف زیاد کردی از من تو یاد کردی!
تریاک برام آوردی کلمو داغ کردی!
نذر و نیاز کردم بسته رو باز کردم…