هدایت شده از تقدیمی های شریکی / تنهایی آسا
بنظر من اینجایی:
نورا، تو اون آدمی هستی که حتی وقتی کنار وایمیسته، انگار وسط صحنهست.
بیشتر وقتتو جایی میگذرونی که نور تیز میافته روی یه نقاشی بحثبرانگیز،
یا جایی که چند نفر دارن جر و بحث میکنن و تو با یه جملهی بامزه اما قاطع، کل بحثو میبری سمت خنده یا فکر.
گاهی پیش آسا میای، نه برای استراحت—برای همراهی.
اون لحظههای کوتاه کنارت، برای آسا حکم «تأیید بیصدا» دارن.
یه نیملبخند، یه اشارهی ابرو، و آسا میفهمه تو هنوز حواست هست.
شریک رقصت،
راستش بیشتر وقتا نیست، چون تو ترجیح میدی برقصی، نه به کسی وابسته باشی.
ولی وقتی فاطمه با شریک خودش میرقصه، تو گاهی همونجا میپیچی وسط.
میخندی، دست فاطمه رو میگیری، یه حرکت اضافه میزنی—
جوری که همه بدونن شورِ تو، قرار نیست محدود به یک نفر باشه.
تقدیم به نورا از:
https://eitaa.com/gomshoode
هدایت شده از تقدیمی های شریکی / تنهایی آسا
بنظرم اینجایی:
فاطمه بیشتر وقتش رو نزدیک میز وسایل هنری یا دیوارهایی که تابلوها نصب شدن میگذرونه.
نه خیلی وسط جمعه، نه گوشهگیر—جایی ایستاده که بتونه هم ببینه، هم حس کنه.
گاهبهگاه با یکی دربارهی ترکیب رنگها یا نور حرف میزنه،
و اگه کسی چیزی نفهمه، با لبخند و چند کلمهی دقیق توضیح میده.
وقتی نورا با صدای بلندتر و انرژی بیشتری وسط جمع میچرخه،
فاطمه همونجا پشت سرشه—آروم، ولی محکم.
شریک رقصت،
اون کسیه که بیشتر از بقیه با فاطمه هماهنگه—نه به خاطر کلمات،
به خاطر ریتم آرومی که بینشون هست.
رقصشون مثل مکالمهایه بیصدا؛
فاطمه با چرخشش حرف میزنه، و شریکش با همراهی جواب میده.
تقدیم به فاطمه از:
https://eitaa.com/gomshoode
هدایت شده از 𝖠ꥋ𝗂𝗋ꥋ𐇽𝗒۫ ִ ۫⭒
برای اسکای،رنهو،ماهچان،سوزی،جینکس، میوری،مفپ،ریوشی،لیانا،هاریونا، لئو،آموچان،فاطمه،ذ۲۵۷،نورا فاطمه،لیا،نجیره، وووووو
همتونننن دعا میکنم همتون همه همهه