هدایت شده از تقدیمی های شریکی / تنهایی آسا
بنظرم اینجایی:
فاطمه بیشتر وقتش رو نزدیک میز وسایل هنری یا دیوارهایی که تابلوها نصب شدن میگذرونه.
نه خیلی وسط جمعه، نه گوشهگیر—جایی ایستاده که بتونه هم ببینه، هم حس کنه.
گاهبهگاه با یکی دربارهی ترکیب رنگها یا نور حرف میزنه،
و اگه کسی چیزی نفهمه، با لبخند و چند کلمهی دقیق توضیح میده.
وقتی نورا با صدای بلندتر و انرژی بیشتری وسط جمع میچرخه،
فاطمه همونجا پشت سرشه—آروم، ولی محکم.
شریک رقصت،
اون کسیه که بیشتر از بقیه با فاطمه هماهنگه—نه به خاطر کلمات،
به خاطر ریتم آرومی که بینشون هست.
رقصشون مثل مکالمهایه بیصدا؛
فاطمه با چرخشش حرف میزنه، و شریکش با همراهی جواب میده.
تقدیم به فاطمه از:
https://eitaa.com/gomshoode
هدایت شده از 𝖠ꥋ𝗂𝗋ꥋ𐇽𝗒۫ ִ ۫⭒
برای اسکای،رنهو،ماهچان،سوزی،جینکس، میوری،مفپ،ریوشی،لیانا،هاریونا، لئو،آموچان،فاطمه،ذ۲۵۷،نورا فاطمه،لیا،نجیره، وووووو
همتونننن دعا میکنم همتون همه همهه
ناکجا آباد
بنظرم اینجایی: فاطمه بیشتر وقتش رو نزدیک میز وسایل هنری یا دیوارهایی که تابلوها نصب شدن میگذرونه. ن
واییی خیلیییی خوب بوددد ممنووون (انقدر دقیق بود حس میکنم جاسوس داشتی پیشم)